آرين كشاورز
Arian Keshavarz
«ما اصلا كارى نداريم كه سپاهان در چند بازى آخرش خوب نتيجه نگرفته و ما قهرمان نيم فصل شديم. ما بايد در اصفهان آنها را ببريم تا بگوييم با شكست شما قهرمان نيم فصل شديم. پس فقط براى برد مى رويم تا ركورد نباختن خود را هم حفظ كنيم.» اين همه حرف هاى افشين قطبى در آخرين جلسه تمرينى تيم اش قبل از سفر به اصفهان بود.
اما از قبل هم مشخص بود كه پرسپوليس براى اين بازى حساس مشكل دارد، مشكلاتى حادتر از غيبت الونگ، باقرى و شيث. اتفاقاتى كه قبل از بازى با پاس همدان ميان قطبى و مرزبان رخ داد و منجر به جدايى مربى بدنساز شد و پس از شكست برابر پاس و در روز بازى هم بگو و مگوى روزنامه اى قطبى و نيكبخت، همه و همه دست به دست هم داد تا پرسپوليس با مشكلات حاشيه اى زيادى آماده بازى شود. بحث اضافه وزن رودباريان، نيكبخت و يك بازيكن نيمكت نشين ديگر هم سوژه اى بود كه در آخرين تمرين اين تيم به آن پرداخته شد.
قضيه از اين قرار است كه حسن رودباريان و نيكبخت به همراه چند بازيكن ديگر به دستور قطبى دور زمين شروع به دويدن مى كنند.
همه مى دانند كه آنها به دليل اضافه وزنى كه به آن اعتقاد ندارند بايد دور زمين را با گام هاى بلند متر كنند. رودباريان معرفتش گل مى كند و با لحنى كنايه آميز و البته كمى هم با چاشنى خنده به سعيد عزيزيان مى گويد: «آقا سعيد، من و على نيكى اضافه وزن داريم، چرا بايد بقيه هم به پاى ما بسوزند!» مربى گلرهاى پرسپوليس هم فقط يك جمله مى گويد: «همه بايد بدوند!»
هواپيماى پرسپوليس با ۲۰ دقيقه تأخير به اصفهان مى رود تا مراسم جشن مختصرى كه تدارك ديده بودند به هم بخورد. البته موقع صرف شام در هتل محل اقامت، حبيب كاشانى ضمن تشكر از زحمات بازيكنان به خاطر قهرمانى در نيم فصل، براى بالا بردن روحيه بازيكنانش چند هندوانه زير بغل آنها مى گذارد!
شب آرام است و همه چيز خوب به نظر مى رسد اما همين كه همه براى صبحانه پايين مى آيند يك موضوع ميان بازيكنان دهان به دهان مى چرخد، بعضى ها آن را پچ پچ مى كنند و تعدادى ديگر طورى حرف مى زنند كه انگار مى خواهند بقيه بشنوند. موضوع مهم مورد بحث، مصاحبه واحدى نيكبخت عليه ادعاى قطبى در مورد اضافه وزنش است. همان موقع خبر مى رسد كه نيكبخت از ليست ۱۱ نفره بيرون مى رود!
اما بايد براى پاسخگويى به خبرنگاران توجيه قابل قبولى داشت، مصدوميت نيكبخت كه قبل از بازى با پاس همدان و در جريان برخورد با باقرى برايش ايجاد شده بود بهترين توجيه از نظر قطبى بود اما باور نمى كرد كه چند ساعت بعد از بازى نيكبخت در برنامه تلويزيونى اين مسأله را رد كند!
پرسپوليس با همان روش ۱-۳-۲-۴ بازى كرد، استفاده از جناحين، فرستادن توپ به منطقه دفاعى حريف و فشار آوردن از همان نقطه جزو برنامه هاى اصلى اين تيم بود اما يك نصرتى ناآماده يا عبدى سرگردان و يك رودباريان سردرگم كافى بود تا پرسپوليس در همان نيمه اول دست ها را به نشانه تسليم بالا ببرد. بدترين ۴۵ دقيقه پرسپوليس در طول ۱۷ مسابقه ليگ.
تيم به رختكن مى رود و قطبى براى اولين بار از يك تيم در ليگ دو گل عقب مى افتد. البته او تجربه شكست صفر - ۳ را برابر پاس همدان در جام حذفى داشت ولى قبل از اينكه همه داخل رختكن شوند، نيكبخت و مامانى داخل زمين خودشان را گرم مى كنند. اما مگر نيكبخت تنبيه انضباطى نشده بود يا مگر به قول كادر فنى مصدوم نبود؟ پس چرا نيمه دوم به زمين آمد و اگر مشكلى براى بازى نداشت چرا از ابتدا بازى نكرد؟ البته توجيهات كادر فنى در اين مورد فقط ريختن يك مشت خاكستر ديگر روى آتش است.
اما در رختكن چه گذشت؟ قطبى چه گفت، چه شنيد؟
قبل از اينكه به اين سؤالات پاسخ دهيم يك نكته ديگر هم در مورد بازى دادن نيكبخت بايد متذكر شويم و آن ترس قطبى از دريافت گل هاى بيشتر بود. او مى دانست كه با حضور شماره ۱۰ پرسپوليس، كفه ترازو حداقل به حالت تعادل مى رسد كه نه تنها اين اتفاق افتاد بلكه در دقايق پايانى به سود پرسپوليس هم سنگين شد. قطبى در رختكن گفت: «نيكبخت به زمين مى رود تا جلوى نفوذ مدافعان سپاهان را بگيرد...»
در رختكن قطبى سراغ حسن رودباريان مى رود: «تو چرا تمركز ندارى، اين چه گل هايى بود كه خوردى؟ گل اول چرا توپ را نگرفتى؟ چرا حواست جمع نيست؟ اگر نمى توانى بگو يكى ديگه بياد تو گل»! رودباريان كه انتظار نداشت اين حرف ها را بين دو نيمه از زبان سرمربى بشنود مى گويد: «من گلر تيم ملى هستم و تجربه دارم. تمركزم را هم از دست ندادم.
روى گل اول توپ به پاى محمد نصرتى خورد و تغيير جهت داد. چرا به من گير مى دى؟ زورت فقط به من مى رسه؟» قطبى حرفش را قطع مى كند: «تو درست همان جا بودى و مى تونستى توپ رو بگيرى.»
بعد از آن چند نكته ديگر هم متذكر شد كه به اين شدت نبود، استيلى هم تا كنار زمين به چند بازيكن نكات لازم را تذكر داد.
بازى شروع مى شود، عباس آقايى گل مساوى را مى زند و دقيقا معلوم نشد مخاطب او بعد از شادى گلش قطبى بود يا منصور ابراهيم زاده كه او را به تيم ملى دعوت نكرده است. صحنه اى كه سپهر حيدرى از شادمانى معنى دار عباس آقايى به خشم آمد را هم فراموش نمى كنيم!
پرسپوليس مى بازد و قطبى مثل عادت هميشگى اش بعد از بازى حرف نمى زند اما كاشانى كه خيلى ناراحت به نظر مى رسد باز هم به شاگردانش يك خسته نباشيد خشك و خالى و قهرمانى نيم فصل را تبريك مى گويد. قطبى هم از نيمه دوم راضى به نظر مى رسد و ادعا مى كند شكست با نتيجه يك - ۲ به سپاهان در اصفهان خيلى هم بد نيست.
اين شكست پرسپوليس را از دو جهت مى توان بررسى كرد؛ يا بايد آن را باخت بدى ناميد چون به يكى از مدعيان بازى ۶ امتيازى را واگذار كرد يا بايد خوب دانست چرا كه پس از اين شكست تيم به تعطيلات نيم فصل رفت تا به قول نيكبخت يك ريكاورى ذهنى را انجام دهد.
بازيكنان در فرودگاه تهران زياد خداحافظى گرمى نكردند. قطبى در سكوت و بى صدايى از جمع جدا شد و بى آنكه كسى را در آغوش بگيرد، به دبى رفت. آيا آن جمع گرم دوباره برمى گردد؟!