افشين قطبى و فيروز كريمى رخ در رخ
... اينجا دارالشفا نيست، يك مربى بياوريد
ايران ورزشى - در برنامه ورزش و مردم فرصتى دست داد تا پس از مدت ها بار ديگر مربيان استقلال و پرسپوليس رو در روى يكديگر قرار بگيرند. البته اين بار ديگر شاهد چهره ناصر حجازى نبوديم و اين فيروز كريمى بود كه در اين برنامه رخ در رخ افشين قطبى مى نشست. مربيان دو تيم فارغ از مشكلات كارى روزانه فرصتى داشتند تا دقايقى در فضايى بسيار صميمانه با هم گفت وگو كنند؛ بحث ها حول همه محورهاى روز فوتبال و مسائل درونى در باشگاه استقلال و پرسپوليس مى گشت اما مهم ترين مطلبى را كه مى شد از ميان حرف هاى فيروز كريمى و افشين قطبى شنيد نگاه اميدوارانه شان به آينده بود كه اين حس البته نشأت گرفته از فضايى است كه در دو تيم پرطرفدار پايتخت وجود دارد. پرسپوليس پيشتاز ليگ برتر فوتبال با فاصله بسيارى در قياس با ديگر مدعيان از حاشيه امنيت بسيار در صدر برخوردار است اما فيروز كريمى توقع دارد پس از اولين گام محكمى كه تيم اش در نيم فصل دوم برداشت همگان او و تيم اش را هم در زمره مدعيان جدى قهرمانى در ليگ برتر محسوب كنند! اما مگر مى شود؟ فاصله
۱۳ امتيازى استقلال با صدر جدول و شايد انگيزه بى حد و حصر پرسپوليس در آينده رقيب استقلال را دست نيافتنى تر از هميشه كند و بهتر است استقلال همه فكر و انديشه اش را به تصاحب جام حذفى متمركز كند.
فيروز كريمى و تكرار مكررات
شايد فيروز كريمى مجبور باشد تا پايان فصل چند بار ديگر هم به اين سؤال جواب بدهد:«چرا از استقلال اهواز جدا شدى؟» رفتار هواداران اهوازى در حاشيه بازى استقلال - استقلال اهواز، فيروز كريمى را كه هنوز هم خود را وامدار اين تماشاگران مى داند، مجبور مى كند تا تكرار مكررات كند:«همه مى دانند كه من به چه دليل از استقلال اهواز جدا شدم. در همه سال هايى كه در اهواز بودم تلاش بسيارى براى پيشرفت فوتبال اين شهر داشتم اما تعدادى از هواداران اهوازى برخورد بسيار بدى با من داشته و من را متأثر كردند؛ باز هم مى گويم من براى پول به استقلال نيامدم. وقتى در طى دورانى كه در استقلال اهواز بودم به لحاظ مالى هم متضرر شدم كه بعضى ها سعى كردند با رفتار خود چنين وانمود كنند كه من از سر ندارى (مالى) به استقلال رفتم، در حالى كه هدف اول من رها شدن از مشكلات مالى بود و هدف دوم خدمت به استقلال.»
اردوى امارات و انسجام تاكتيكى
فيروز كريمى پيروزى بر استقلال اهواز را با توجه به چهار و نيم سال حضورش در اهواز و تنها ۲ باخت خانگى اين تيم در بازيهاى بزرگ را بسيار ارزشمند مى داند. او محصول اين نتيجه را به زمانى ارتباط مى دهد كه تيم اش در امارات اردو زده بود:«در امارات به انسجام و وحدت تاكتيكى رسيديم. هرچند كه نتوانستيم تمرينات منظمى را در تهران برگزار كنيم و به دليل شرايط نامناسب جوى مشكلات ما كم نبود اما اردوى امارات اين حسن را داشت كه تيم به لحاظ روانى به مرحله قابل قبولى رسيد و از اين حيث رشد داشت. انسجام و وحدت تاكتيكى همان عامل اصلى است كه همواره من آن را يكى از فاكتورهاى اساسى رسيدن به اهداف مى دانم.»
شايد همين فاكتور استقلال را به برترى مقابل ملوان اميدوار كند. فيروز كريمى از همين جا احساسش را درباره بازى فردا بازگو مى كند:«جا دارد از مديريت آقاى فتح الله زاده تشكر كنم. ما يك تيم بدون حاشيه هستيم. همه اركان مديريتى باشگاه تلاش مى كنند تا استقلال رشد كند، همين تفكر و حمايت است كه ما را به برترى مقابل ملوان هم اميدوار مى كند. ملوان يك تيم خاص است. آنها تيم سختى هستند و بايد با برنامه ريزى دقيقى با آنها مصاف دهيم.»
شايد باز هم تنبيه شان كنم!
«تنبيه جزيى از اركان كارى من است.» فيروز كريمى با به كار بردن اين جمله بار ديگر شاگردانش را در معرض تهديد و تنبيه شدن دوباره قرار مى دهد! آيا شاگردان فيروز كريمى اين بار اگر تنبيه شوند باز هم واكنشى را نشان مى دهند كه پس از باخت مقابل صنعت نفت نشان دادند؟ فيروز كريمى بار ديگر رويه كارى اش را بيان مى كند:«تنبيه براى تربيت است و اگر ديديد پس از آن بازى بازيكنان را دواندم براى اين بود كه آنها به اشتباهى كه كردند پى ببرند. هر كسى اسلوب و روش كارى خودش را دارد و من هم به عنوان يك مربى قديمى و باتجربه براى خودم روشى را انتخاب مى كنم. با تنبيه كردن مى توانيم حس مسؤوليت بازيكنان را در قبال محيط كارى شان تقويت كنيم و كارى كنيم كه آنها مسؤوليتى كه بر دوش دارند را جدى بگيرند.»
نمى خواهند قطبى موفق باشد!
او را هنوز هم خيلى ها غريبه مى پندارند! افشين قطبى از اينكه پس از نيم فصل صدرنشينى هنوز هم مشكلات بسيارى را در حوزه كارى پيرامون خود مى بيند، ناراحت و نگران است. افشين قطبى در پاسخ به شرايط كنونى اش در پرسپوليس چنين كلماتى را به گوش مى رساند:«احساس مى كنم پس از چند ماه حضور در ايران و زندگى در كشورم هنوز هم عده اى هستند كه دوست ندارند افشين قطبى در پرسپوليس موفق باشد. كار كردن در اين شرايط بسيار سخت است. من در محيط بسته اى قرار گرفته ام اما در اين شرايط سخت هم تلاش مى كنم تا پرسپوليس به هدفش برسد. البته جا دارد از همين جا از همكارانم تشكر كنم، به خصوص آقاى مرزبان!»
افشين قطبى وقتى نام مرزبان را به زبان مى آورد بايد باور داشت كه او و دستيارش كدورت ها را فراموش كرده اند:«در هر خانواده اى مشكلاتى وجود دارد اما از اينكه همكارانم بزرگى نشان دادند تا شرايط درونى تيم در اين برهه حساس به هم نريزد خيلى خوشحال هستم. همه موفقيت مى خواهند و اين يك حس بزرگانه است!»
شب ها ۴ ساعت مى خوابم
تلاش، تلاش و باز هم تلاش! حاصل شب بيدارى هاى افشين قطبى براى به موفقيت رساندن پرسپوليس همين است كه مى بينيم؛ افشين قطبى كه حالا موهايش بيش از هميشه به سپيدى مى زند و چين و چروك صورتش بيشتر شده، سختى هاى كارى اش در پرسپوليس را چنين بيان مى كند:«طى همه روزهايى كه در پرسپوليس بودم روزها و شب هاى بسيار سختى را پشت سر گذاشتم. اينجا همه طالب قهرمانى هستند. براى همين از جان و دل تلاش مى كنند. همه تمركزم روى پرسپوليس است و حتى به پايان موعد قراردادم هم فكر نمى كنم. من از روزى كه به پرسپوليس آمدم هدفم قهرمانى اين تيم در ليگ برتر و جام باشگاه هاى آسيا بود. براى همين نگاه اميدوارانه اى به آينده دارم. تيمى كه موفقيت مى خواهد بايد همه عواملش براى قهرمانى تلاش كنند. اين يك حسن بزرگ است كه همه عوامل باشگاه به قهرمانى فكر مى كنند و مطمئنا ما به اين خواسته مى رسيم.»
كدام تشنج، كدام اختلاف
افشين قطبى در مواجهه با كلمه تشنج و اختلاف واكنش سريعى از خود نشان مى دهد. هرچند كه او از لحن فيروز كريمى به شوخى بودن حرف هاى همتايش پى مى برد و لبخندى مليح را گوشه لب هايش مى نشاند اما سعى مى كند شمرده تر از هميشه به اين موضوع مهم واكنش نشان بدهد:«من نمى دانم منظور شما از تشنج چيست؟ ما هيچ مشكل خاصى در تيم نداريم. تنها بحث ما اين است كه همين روند را تا پايان ادامه بدهيم؛ تنها دغدغه فكرى مان قهرمانى است و مطمئن هستيم با توجه به انگيزه و حاشيه امنيتمان در صدر جدول قهرمان خواهيم شد. در همه اين ۱۸ هفته اى كه با پرسپوليس بوديم هيچ اختلاف بزرگى در تيم به وجود نيامد، اصلا چرا بايد اختلاف داشته باشيم و آيا تيمى كه در صدر جدول قرار دارد بايد چنين وضعى را تجربه كند؟»
شوخى يا جدى درباره تيم ملى !
بحث وارد فضايى تازه اما جدى تر مى شود؛ فيروز كريمى كه مى خواست شوخى، شوخى حرف هايش را بزند بى توجه به تعدد مخاطبان اين برنامه سعى مى كرد (هرچند با بذله گويى!) اما فضاى پرسپوليس را به چالش بكشد و از بعد روانى استقلال را آرام تر از رقيب جلوه بدهد. قطبى هم كه براى واكنش نشان دادن به حرف هاى فيروز كريمى مانع سختى به نام شفيع را مقابل خود مى ديد كه همچون برنامه هاى پيشين بيش از آنكه شنونده باشد، سعى مى كرد ديگران را مجبور به شنيدن كند! فضاى برنامه را به سمت و سويى سوق دادند كه بحث وارد حوزه تيم ملى شد. فيروز كريمى پيش از آنكه بخواهد درباره تيم ملى حرف بزند باز هم به شيوه خاصى افشين قطبى را تحسين كرد:«من همواره گفته ام ما بايد به پتانسيل هاى وطنى مان بها بدهيم. حتى بايد از داوران ايرانى در دربى ها استفاده كنيم؛ اميدوارم آقاى قطبى هميشه سايه اش بالاى سر پرسپوليس باشد و فوتبال ما بتواند از تجربيات اين مربى بهره بگيرد.» اما بحث درباره تيم ملى بار ديگر پاسخ ها را از سوى فيروز كريمى و
افشين قطبى جدى تر كرد.
فدراسيون فوتبال يا دارالشفا؟
اينجا فدراسيون فوتبال است يا دارالشفا؟ فيروز كريمى عملكرد مديريتى فدراسيون فوتبال را در قبال انتخاب گزينه هاى مد نظر چنين به چالش مى كشد. آيا فوتبال ما تا اين حد حقير به نظر مى رسد كه بايد با مربيان بيمار يا آنهايى كه پيش از آمدنشان به نامتعادل بودن خصوصيات فرهنگى شان با شرايط كشورمان اشاره مى شود، بايد مذاكره كند؟ فيروز كريمى درباره تيم ملى و مربى آتى اش نظرى شفاف دارد. او البته پيش از آن پرده از رازى برمى دارد كه پيش از اين افشا نشده بود:«آقايان - كدامشان؟ - با من هم حرف زدند اما من خدمت به استقلال را كمتر از تيم ملى نمى دانستم و به دليل يكسرى مشكلات شخصى اجازه خواستم در استقلال فعاليت كنم. اما درباره انتخاب هايى كه اين روزها نامشان به گوش مى رسد حرف هايى دارم؛ اينجا فدراسيون فوتبال است يا دارالشفا؟ ما مى توانيم از مربيان سالم و صالح وطنى استفاده كنيم. ما بايد از توانايى هايمان به نحو مطلوب استفاده كنيم و به سرمايه هايمان ايمان داشته باشيم. حتى معتقدم در دربى آينده هم مى بايست از يك داور وطنى استفاده شود.»
مربى خارجى مى گويد ببخشيد و تمام!
افشين قطبى اعتقاد و نظر جالبى به بحث استخدام مربى خارجى دارد. قطبى حرفى مى زند كه بسيار عميق و قابل تأمل جلوه مى كند. مربى خارجى از ديدگاه افشين قطبى بايد چنين معيارى داشته باشد:«بايد ايران و مردم كشورمان را بشناسد. بايد بداند اينجا كجا است و از فوتبال ايران چه مى خواهد. اگر كشورمان را دوست نداشته باشد، فايده اى ندارد. مربى خارجى بايد كسى باشد كه پس از باختن و ناكام شدن نگويد ببخشيد و برود. فوتبال ايران كسى را مى طلبد كه از جان و دل مايه بگذارد.»
قطبى پس از آن به رويه اى كه در آسيا طى مى شود اشاره روشنى دارد:«كشورهايى مثل كره، ژاپن، عربستان و ايران با استخدام مربيان خارجى به دنبال اسم در كردن هستند اما ما بايد كسى را بياوريم كه همه فاكتورهاى لازم را داشته باشد.»