ايران ورزشى - مقدمه: نه آنچنان گرم بود كه تمامى سكوهاى يخ زده را ذوب كند و نه آنقدر سرد كه از تماشا و بازنگرى اش پشيمان شويم. مهمترين اتفاقات در صدر و قعر رخ داد. شكست آن ۲ مدعى اصلى قهرمانى و رقم خوردن اولين پيروزى خانگى پگاه در رشت را بايد مهمترين سرفصل هاى برگه نوزدهم كتاب ليگ دانست. دربى خوزستان هر چند با گل هاى فراوانى همراه بود، اما كيفيت يك بازى ۵ گله را در خود نمى ديد. ياورى ۲ گل پيش بود و در تعويض هايش اشتباه كرد. چرا بايد به نمايش سرد و كسالت بار ذوب و مس يا حتى مقاومت و سايپا اشاره كنيم؟ نگاهى مى اندازيم به چهره هاى غالب و مغلوب و ويژه هفته نوزدهم ليگ برتر … آنها را مى پسنديد؟
بازنده ها
افشين قطبى
وقتى فقط يك راه حل براى پيروز شدن دارى، وقتى بازى زيبا و نظم كلى را براى رسيدن به پيروزى مى كشى، وقتى بعد از دعاوى داخلى و براى ايجاد نظم، فقط بازيكنان بى سر و صدا و بى حاشيه را هدف حذف گرايى قرار مى دهى، وقتى بهترين مهره خط دفاعى تيمت را بيرون مى گذارى تا شايد از اين راه سايرين را راضى نگه دارى، نبايد انتظار پيروزى را بكشى. افشين قطبى كه حالا چند هفته اى است روى نوار ناكامى گام برمى دارد، با شكست خوردن برابر پگاه در رشت، خالق بزرگترين شگفتى شد. تيمى كه مى خواهد خودش را صاحب شخصيت قهرمانى نشان دهد، چگونه برابر تيمى كه تا امروز در زمين و شهر خودش رنگ پيروزى را نديده مغلوب مى شود؟
افشين قطبى مسلما بزرگترين چهره بازنده هفته است. استخدام مهاجم ضعيف و بيكاره اى كه در خط هجومى هيچ كار مفيدى انجام نداد و كنار گذاشتن سپهر حيدرى از تركيب اصلى، دردهاى تيم قطبى را عيان كرد. انگار قطبى بايد در خودش و تصميمات اشتباهش تجديدنظر كند. به هم زدن تركيب خط دفاعى و حفظ كردن نصرتى در ديواره دفاعى چقدر به پرسپوليس ضربه زد؟
ابراهيم قاسمپور
به مردى كه خودش بچه شط است كه نبايد گفت چگونه مقابل اين همه هوادار شكست مى خورى؟ ورزشگاه آبادان يك ساعت قبل از شروع بازى چنان لب به لب از حضور هواداران شد كه حتى ورود هواداران استقلال اهواز (هر چند به شكلى غيرقانونى و برخلاف مقررات) ميسر نشد. اما بچه آبادان، باز هم در آبادان باخت و اين بار تن به شكستى جبران ناپذير در دربى خوزستان داد.
مى توانيم انگشت انتقاد را به سوى مديريت باشگاه نفت نشانه برويم كه هنوز نمى توانند تصميمى قاطع براى مجموعه تحت امر خود اتخاذ كنند. قاسمپور رفت تا شوكى به تيم وارد شود... نفت به تهران آمد و استقلال را شكست داد. اما بازگشت دوباره «ابو» چه هديه اى براى نفت به ارمغان آورد؟ غير از اينكه همان آثار شوك خروجش هم پاك شد؟ مى توانيم قاسمپور را سومين چهره بازنده هفته معرفى كنيم كه نتوانست در خاك خودى حتى يك امتياز از دربى خوزستان بگيرد و مطابق معمول، هوادارانش را دست خالى بدرقه كرد... اما نقش مديريت اين باشگاه در تداوم اين ناكامى ها چقدر است؟
سپاهان
چه كسى را بايد چهره بازنده دانست؟ شايد لوكا بوناچيچ كه تيمش را رها كرده و رفته يكى از بهترين گزينه ها باشد. مگر مى توان به قنبرى اشاره اى كرد؟ سپاهان در روزى مغلوب ابومسلم شد كه در صورت پيروزى مقابل اين تيم ۱۰ نفره مى توانست فاصله اش با پرسپوليس بحران زده را به حداقل برساند. شايد خوش شانسى هاى افشين قطبى از راه دور گريبان گربه سياه اصفهانى را گرفته باشد. در اين شكست بى موقع، بايد به مجموع سپاهان راى داد.
طلايى پوشان اصفهانى نفر به نفر بدترين ها و مردان اصلى گروه بازنده هاى هفته نوزدهم شناخته مى شوند.
برنده ها
پرويز مظلومى
براى دومين هفته پياپى اين عنوان را كسب مى كند و با لياقت تمام به عنوان چهره اول هفته نوزدهم انتخاب مى شود.
شكست دادن آن تيم با انگيزه در مشهد كار ساده اى نيست.
او ثابت كرد حتى با ۱۰ نفره شدن تيمش هم مى تواند پيروز ميدان شود. اگر تصور كنيم مظلومى صرفا در مهره چينى تحولى ويژه را در ابومسلم به وجود آورده، مطمئنا اشتباه كرده ايم.
بازى روان و هماهنگ ابومسلم، بخشى يا بهتر است بگوييم فقط نيمى از محصول مظلومى در ابومسلم خراسان است. مظلومى در حقيقت با پلتيك هاى روحى و روانى و نزديك شدن به بازيكنانش، آنها را حريص پيروزى كرد. به ۲ ديدار اخير مشهدى ها خوب بنگريد... پيروزى برابر تيم هاى دوم و سوم جدول هنرمندانه بود و ابومسلم را كه روزى هفدهم جدول بود، به جايگاه چهارم رسانده. مظلومى با ابومسلم چه كرد؟
نادر دست نشان
شايد تا اول هفته اى كه در آن سر مى كنيم، چندان مقبوليتى ميان هواداران پگاه نداشت. اينكه دست نشان چگونه توانست به نيمكت پگاه برسد خود يك سؤال ويژه است كه حالا در ميان اين پيروزى بزرگ، رنگ مى بازد و گم مى شود. نادردست نشان كه همواره يكى از بهترين گزينه ها براى كسب عنوان شاخص ترين چهره بازنده هفته بود، حالا روى ابرها سير مى كند. پيروزى مقابل پرسپوليس در رشت را چه كسى باور مى كند؟نكته قابل تامل اينجاست كه دست نشان از فرصت پيش از بازى به نحو احسن استفاده كرد. او كه مى دانست محمد نصرتى تا چه حد تنزل داشته روى افكار او رفت تا جايى كه گفت: «اميدوارم نصرتى بكش بكش نكند!» مدافع ميانى پرسپوليس كاملا تحت تاثير گفته هاى دست نشان نشان داد. او پس از اخراج از كنار زمين به جمع بازيكنانش رفت و گفت: «اين بازى نيازى به مربى ندارد. شما خودتان بدون من هم مى بريد...» و بيش از آنكه از تدابير تاكتيكى سود ببرد، روحيه تيمش را تقويت كرد. تعويض هاى او كاملا به جا و به موقع بود و مى توانيم با قاطعيت او را دومين چهره برنده هفته نوزدهم بدانيم. آيا باز هم به چنين مقامى مى رسد؟ عجله نكنيد و زود جواب ندهيد.
ميلاد ميداودى
مى خواهيم بپرسيم آيا بهتر از ميلاد در ليگ سراغ داريد؟ اگر كسى جواب مثبت دارد (بدون آنكه پاسخى همراه با تعصب به زبان بياورد) لطفا دستش را بالا ببرد. ميداودى برعكس آنچه از آينده اش تصور مى شد و استنباطى كه مى گفت او به زودى محو مى شود، چون عاشق حاشيه ها است، روز به روز و هفته به هفته بهتر و كاملتر شده است. ياد آن جمله معروفش مى افتيم كه اوايل نيم فصل اول گفت: «مشكل سرزنى ام را تا آخر همين فصل رفع مى كنم.» و حالا همين وعده اش را هم عملى كرده است.
ميداودى در دربى خوزستانى هم نشان داد قابليت تبديل شدن به ستاره روزهاى بزرگ را دارد. دو بار باز كردن دروازه نفت در آبادان اين علامت سؤال را شكل داد كه اگر مجيد جلالى او را نداشت چه بر سرش مى آمد. اى كاش ميداودى در تيم ملى مردى را بالاى سرش ببيند كه شهامت مايلى كهن و بلاژويچ در به كارگيرى جوانان را داشته باشد. ميداودى براى انتخاب در ميان چهره هاى موفق و پيروز هفته نوزدهم محق تر از اعضاى كادر فنى تيمش بود.
چهره ها
احتمالا جوانان امروزى، با كتاب «به من بگو چرا» آشنا هستند. كتابى كه براى رده سنى نونهال و در اوايل دهه
۶۰ خورشيدى منتشر مى شد و به سؤالات بى پايان ذهن كنجكاو كودكان از جهان هستى و دنياى پيرامون پاسخ مى داد. حالا بايد اين كتاب را به شكلى ديگر و با همان عنوان «به من بگو چرا» منتشر كرد و در تك تك صفحات آن از محمد نصرتى، اين نابغه خط دفاعى فوتبال ايران پرسيد: «به من بگو چرا با اين كيفيت بازى مى توانى سال ها در پاس و پرسپوليس بازى كنى... به من بگو چرا برانكو پاى تو ايستاد و بعد از آن همه اشتباهات كودكانه و اتوگل هاى فراوان دوباره به تيم ملى دعوتت كرد... به من بگو چرا در جام جهانى بازى كردى وقتى مهاجمان حريف از هر طرفت اتوبان مى ساختند... به من بگو چرا وقتى در پرسپوليس گل به خودى مى زنى، به مهاجم حريف پاس گل مى دهى، مثل پرچم به يار حريف آويزان مى شوى و صحنه كميك خلق مى كنى، وقتى خط آفسايد را پر مى كنى، وقتى يك بغل پا زدن به پاى چپ را هنوز بلد نيستى باز هم بازى مى كنى و مرد كنارى ات نيمكت نشين مى شود... و از همه مهمتر به من بگو چرا دوباره تو را به تيم ملى دعوت مى كنند؟!» چهره ويژه هفته محمد نصرتى است. دو پاس گل مقابل پاس همدان داد و اخراج شد، برابر سپاهان گل به خودى زد، به نفتى ها ۳ پاس تك به تك داد كه واعظى ناجى دروازه اش شد، مهاجم پگاه را با جاگيرى اش صاحب موقعيت گل كرد و بعد هم دوباره به خاطر خطاى دور از رفتار حرفه اى كارت قرمز گرفت ... او دوباره به تيم ملى دعوت شده است! به من بگو چرا؟!
اتفاقات ويژه
اولين اتفاق ويژه هفته نوزدهم از لغو ديدار استقلال تهران آغاز شد. لوله ها يخ زد و امكان ورود به سرويس هاى بهداشتى نبود. فيروز كريمى گفته بود مسؤولان ورزشگاه دم درهاى ورودى به هواداران كيسه آب تحويل دهند. يكى براى خوردن، يكى براى شستن! دومين اتفاق ويژه اعتراض محمد احمدزاده به لغو بازى بود. او كه هفته قبل با لحنى نامحترمانه به دكتر ذوالفقارنسب حمله كرد و گفت لغو بازى به مربيان ربطى ندارد، اين بار خودش دهان گشود و اعتراض كرد... كسى نيست كه او را به سكوت دعوت كند؟
سومين اتفاق ويژه فرار ميثاقيان بود از شكست خانگى. هادى اصغرى ۲ گل زد و تيمش را نجات داد و البته ياورى با اشتباهاتش دو گل برترى را از دست داد. چهارمين اتفاق را در اعتراض تكرارى و عذاب آور وينكو به داورى ديديم. تيم او لياقت پيروزى مقابل شيرين فراز را نداشت و او چنان مثل هنرپيشه ها فيلم بازى كرد كه گناه را از سر خود باز كند. وينكو در كنفرانس خبرى حاضر نشد تا باز هم به جامعه هواداران و رسانه ها توهينى غيرمستقيم كرده باشد!
پنجمين اتفاق ويژه در سقوط آرام سايپا پيدا مى شود. على دايى اگر به جدول نگاه كند متوجه خواهد شد فاصله تيمش با رده هفدهم فقط ۵ امتياز است! او مقابل مقاومت در شيراز به سختى از شكست گريخت و به تك امتياز رضايت داد. ششمين ويژگى در تداوم نمايش خيره كننده كلاه كج بود. صبا يك نفره و با عادل كلاه كج پيكان را در خانه حريف مغلوب كرد. هفتمى را در تساوى قلعه نويى و ذوالفقارنسب يافتيم. بعد از آن دعاوى شفاهى دو مربى در رسانه ها در پايان جام ملت ها، انتظار بيشترى از اين بازى مى رفت.
اما سردترين بازى هفته را در همدان ديديم. پاس و شيرين فراز سرما را به منفى ۵۰ درجه رساندند تا نه تنها كسى از حضورش در ورزشگاه احساس رضايت نكند، كه خيلى ها زودتر از سوت پايان راهى منازل شوند. گرمترين بازى كجا بود؟ بهتر است بگوييم نداشتيم!