من از كلمنته هرگز ننالم...
نخير، مثل اينكه قصه فوتبال ما و رشته انتخاب سرمربى تيم ملى ما سر دراز دارد. آدم خبرها و تيترهايى مى بيند كه كلا از داشتن سرمربى پشيمان مى شود و پيش خودش مى گويد:«تيم را بدهيم على پروين، خيالمان از بابت همه چيز راحت! نه؟»
به نظر شما خاوير خان كلمنته كه هفته قبل يك جراحى كمر داشته، بايد يك ميليون دلار پيش بگيرد و ماهى ۳۰ هزار يورو؟ نه، اصلا اينها را بى خيال شويد، وقتى در كمال راحتى و آرامش برگشته گفته چون بيكار بودم پيشنهاد ايرانى ها را قبول كردم، ديگر چه بگوييم؟ اين جمله اش ما را به ياد بيت مشهورى مى اندازد:«اگر سرمربى ايران نمى شدم بايد در بيلبائو نقاشى مى كردم!» حالا بيت را گوش كنيد:«من از خاوير كلمنته هرگز ننالم كه با من هرچه كرد آن فدراسيون فوتبال كرد!» آخر چطور بايد در مورد داستان خاوير بيمار پنجره اى بنويسم كه همه بخندند.
فيروز كريمى راست مى گفت كه شده ايم دارالشفا! آن از آرتور جورج سكته قلبى دار، اين هم از كلمنته درد كمردار! بگوييم مبارك است؟ واقعا كه خيلى مبارك است. راستى كلمنته قبل از آمدن يك سر رفته پيش جواد نكونام تا در پامپلونا با او يك ناهار احتمالا ايرانى بزند و كمى هم با هم مشاوره كنند اما برمى گردد و به خبرنگار شبكه الكاس قطر مى گويد:«من هنوز سرمربى تيم ملى ايران نشده ام، دارم مى روم مذاكره كنم!» آقا حق داريم بگوييم، از ماست كه بر ماست، نه از پنير و شير و خامه!
اينجورى نگاه نكن
سلام ژنرال! چطورى؟ اوضاع مثل اينكه حسابى بر كام مبارك ژنرالى است. با دو گلى كه تيمت زد، پاس همدان وينكو را در هم كوبيدى. دارى كم كم كاريزمادار مى شوى. از پاختاكور تا مس تاكسى دربست گرفتى يا با بنزت آمدى كه ما نفهميديم؟ خلاصه اينكه در اولين حضورت تيم ضد فوتبال و پرس كار پاس همدان را كه حسابى از خجالت استقلال و پرسپوليس درآمده بود را پرس كردى! اما اين پنجره ها مرده اين جمله اند كه تو گفتى:«آنچه با من كرديد با اين خارجى نكنيد.»
آقاى قلعه نويى كوتاه بيا، كى با شما كارى كرده؟ مثل اينكه يادت رفته كه وقتى سرمربى شدى ۹۰ درصد كارشناسان بر انتخاب تو مهر تأييد گذاشتند. من خودم سر تمرين استقلال بودم كه هواداران استقلال تو را سر كولشان گذاشتند و چند دور، دور زمين شماره ۲ آزادى چرخاندند و كلى شيرينى دادند كه البته به خاطر شركت هواداران به من يك شيرينى نرسيد. همه از تو حمايت كردند. استقلال را ول كردى، هيچى نگفتند. تيم را به صمد مرفاوى دادى، هيچى نگفتند. نيكبخت را از استقلال پراندى، هيچى نگفتند.
ليست استقلال اونجورى شد، هيچى نگفتند. مى دانى چرا؟ به خاطر اينكه دوستت داشتند و به تو مى گفتند«ژنرال»! تازه پاى تيم ملى هم وسط بود اما بعد از اينكه بهترين تيم ملى تاريخ فوتبال ايران به آن روز درآمد، حق بده كه با تو كارى بكنند كه اگر كلمنته هم تيم را به جام جهانى نبرد، بدترش را با او بكنند! مطمئن باش از خاوير خان هم نمى گذريم! ولى تو هم اينجورى نگام نكن!
زمستان آمد، فكر چمن باش
«بازى استقلال - ملوان لغو شد، آن هم به خاطر يخ زدگى لوله هاى آب استاديوم آزادى و همچنين خراب بودن سرويس هاى بهداشتى سكوها و رختكن ها!» اخبار ساعت ۳۰:۲۱ شبكه خبر همه را تكاند، ببخشيد تكان داد. از يك طرف خوشحالم كه آقاى آذرى، مدير محترم مجموعه ورزشى آزادى به من يك پنجره داده ولى از يك طرف ناراحتم كه اين تيم ملوان ناف بازيهايش را با برف و تعطيلى زده اند.
آن از ذوب آهن در انزلى، اين هم از استقلال در تهران. آقاى آذرى با شما چند كلمه گفتمان از نوع پنجره اى داشتم. شما يك سرى به اروپا و كشورهاى اسكانديناوى بزن. حالا خواستى يك سرى به كانادا و استراليا هم بزن، ببين چرا مسابقات آنها در بدترين شرايط آب و هوايى لغو نمى شود؟ اروپا و اسكانديناوى ها كه قربانشان بروم برف و باران مثل نفس كشيدن مردمانشان است، ماشاءالله هزار ماشاءالله هم كه در كانادا و استراليا ۶ ماه برف مى بارد، ۶ ماه باران! اما نه تأسيساتشان يخ مى بندد، نه چمن يخ مى زند، نه برف بازيها را تعطيل مى كند. ما كه امسال زمستان كمى بهمان سخت گرفت همه چيزمان دارد تعطيل مى شود. آن از گاز، اين هم از فوتبال، امروز چقدر آن و اين نوشتم! خلاصه آقا چمن دو ميليارد تومانى استاديوم آزادى كه زهكشى شده، ديگر چرا ؟ تازه اگر اينطورى بود پس بازى پرسپوليس - نفت چرا برگزار شد؟ مگر كاور نينداخته بوديد كه بازى استقلال - ملوان لغو شد؟ بيچاره احمدزاده سرمربى ملوان...
منصور خان سبز آبى!
اين روزها كه روى چند شغله بودن آدم ها زياد زوم مى كنند نبايد از منصور پورحيدرى گذشت. البته آقاى پورحيدرى نبايد ناراحت باشد ولى فوتبال حرفه اى همين است ديگر. فوتبال وقتى حرفه اى باشد ذره بين دست امثال ما خبرنگارها بايد درشت تر مسائل را نشان دهد. يك روزى از روزها كه قبل از بازى استقلال - پاس همدان بود، دبير بخش فوتبال ايران روزنامه (جناب سعيد زاهديان) به من مأموريت داد تا با منصور پورحيدرى مصاحبه كنم. من هم يكسرى سؤال تنظيم كردم و آخرش در مورد استقلال و استقلالى بودن و عضو هيأت مديره استقلال بودن و اينها نوشتم اما خب، موبايل منصور خان روى انسرينگ بود و قسمت نشد با ايشان گفت وگو كنم. آنهايى كه موفق به مصاحبه شدند تقريبا شبيه به من سؤالات را تنظيم كرده بودند اما از آن روز تا به الان هر وقت مصاحبه اى از منصور پورحيدرى پاس همدان ديده ام، محال بوده كه از استقلال تهران حرفى زده نشود و سؤالى پرسيده نشود.
تازه قبل از بازى پاس همدان - پرسپوليس در يك روزنامه مصاحبه اى ديدم كه وقتى آن را مى خواندى به ياد مصاحبه هاى بازيهاى استقلال - پرسپوليس مى افتادى! به جان اين پنجره ها حجم سؤالات استقلال تهران سه برابر حجم سؤالات پاس همدان بود. آقاى پورحيدرى كه هم سرپرست و هم مدير فنى پاس همدان است بايد تكليف خودش را روشن كند؛ سبز يا آبى؟ پاس يا استقلال؟ حجازى يا كريمى؟ من اگر جاى وينكو بودم كوتاه نمى آمدم، تازه اگر هوويى مثل استقلال تهران داشته باشم!
تو گل مى خور و در جريمه انداز!
از روز بازى استقلال - ذوب آهن جام حذفى در اصفهان دوباره نامش بر سر و ته زبان ها افتاده. بعد از جام ملت هاى آسيا كه سرمربى قبلى اش يعنى ژنرال امير (كه پنجره اش را ملاحظه فرموديد) به اندازه ۵ دقيقه بازى و ۵ ضربه پنالتى به او ميدان داد حسابى روحيه اش را باخته بود. چه گل هاى غم بارى در استقلال مى خورد. به نظر شما به خاطر خوردن آن گل ها، ناصر خان حجازى چند نخ سيگار كشيده باشد خوب است؟
وحيد طالب لو الان رقيب هاى سرسختى دارد. همين واعظى و رودباريان حسابى مى توانند وحيد را نيمكت نشين كنند. البته واعظى مثل آب و هواى قاره اى است، وقتى سر فرم باشد گل نمى خورد ولى امان از بد كار كردنش؛ گل هايى مى خورد كه در رده نونهالان هم خورده نمى شود. رودباريان هم كه از راه دور گل خوردنش ملس است.
شما فكر مى كنيد اميدرضا روانخواه تا آخر عمرش مى تواند آنطورى كه به رودباريان گل زد، گل بزند؟ نه آقا جان! در كل وحيد طالب لو نقطه ضعف هايش كمتر از آن دو تاست اما بچه ام احساساتى و لطيف است! همين احساساتى بودن باعث شده فيروز كريمى به خاطر گل خوردن طالب لو در بازى با استقلال اهواز، مربى دروازه بان هاى استقلال يعنى ترابپور را ۲۰۰ هزار تومان جريمه كند. تازه فيروز كريمى خودش را صد هزار تومان جريمه كرده، باور نمى كنيد؟ از ۱۱۸ بپرسيد!