سال هفتم - ۳۰۸۰
چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۶
۲۶ صفر ۱۴۲۹
Mar 5, 2008
ورزش منهاى فوتبال ۱
sLogo.gif
جستجوى پيشرفته
PDF Edition
ورزش منهاى فوتبال
۱ ۲ ۳
ورزش جهان
۱ ۲
فوتبال ايران
۱ ۲ ۳ ۴ ۵
صفحه اول
RSS آرشيو
محمدرضا داورزنى:
با اتوبوس نمى شود به ليگ جهانى رفت
حميد رضا افتخارى
Hamid Reza Eftekhari

مهرى رنجبر
Mehri Ranjbar
169866.jpg
پرتلاطم ترين سال براى محمدرضا داورزنى بود. او كه حدود دو سالى است در فدراسيون واليبال ايران مستقر شده، خيلى زود برنامه هايش را چيد و آينده واليبال را ترسيم كرد. قهرمانى در بازيهاى آسيايى گوانگ جو و حضور در المپيك ۲۰۱۲ لندن ، آن هم با شعار «ما مى توانيم اگر بخواهيم» .
اما رييس فدراسيون واليبال مى داند المپيكى شدن پيش زمينه مى خواهد. به همين خاطر در اولين گام سكان تيم ملى واليبال را به زوران گاييچ سپرد. سرمربى سابق تيم ملى روسيه از حضور در ليگ جهانى هم غافل نشد. هر چند ايران براى حضور در اين رقابت ها كار راحتى ندارد اما داورزنى همه تلاشش را به كار بسته تا واليباليست هاى ايران از سال ۲۰۰۹ در ليگ جهانى حاضر شوند. اين مساله عاملى شد كه او ايران خودرو را به عنوان اسپانسر تيم هاى ملى انتخاب كند و در مقابل مديرعامل باشگاه پيكان شد. اين كار او واكنش هاى زيادى به همراه داشت. داورزنى اما مقابل اين واكنش ها يك حرف مى زند: «من به خاطر ضرورت حفظ منافع ملى مديرعامل باشگاه پيكان شدم وگرنه شايد منطقى تر باشد بگويم خداحافظ و از فدراسيون بروم.» او ايران خودرو را اسپانسر تيم ملى كرد تا براى ليگ جهانى مشكلى نداشته باشد. مسابقه هايى كه اعتبار مالى ۸۵۰ هزار دلارى مى خواهد.

قصه پيكان چيست؟
< ايران خودرو از نظر مالى جزو ۶ صنعت بزرگ جهان اسلام است. اگر صنايع نفتى را كنار بگذاريم در صنايع سنگين و نيمه سنگين، ايران خودرو جزو صنايع بزرگ دنياست. آقاى منطقى خودش ابراز تمايل كرد كه ايران خودرو به عنوان حامى اصلى تيم هاى ملى در رده هاى مختلف باشد. روى اين بحث كمى كار شد. نهايتا منجر به اين شد كه آنها با آقاى على آبادى صحبت كردند كه سازمان به من فشار بياورد تا مديرعاملى پيكان را قبول كنم. من هم به آقاى على آبادى گفتم حرفى ندارم مشروط به اينكه قول و قرارهايى كه رد و بدل شد قبل از اينكه به آنجا بروم تبديل به پروتكل شود كه چه من باشم يا نباشم، آقاى منطقى باشد يا نباشد اين پروتكل دوجانبه بين فدراسيون واليبال و ايران خودرو باشد چرا كه براى آينده واليبال نياز به حمايت اين نوع شركت ها داريم. نهايتا به اين رسيديم كه پروتكلى را تدوين كرديم و فرستاديم به هيات مديره ايران خودرو براى تصويب. در اين اثنا آقايان گفتند شما با تجربياتى كه داريد سر و سامانى به باشگاه بدهيد كه من هم قبول كردم.
يعنى ايران خودرو حامى مالى فدراسيون واليبال مى شود؟
< حامى مالى تيم هاى ملى. ما يكسرى برنامه هاى جارى داريم، يكسرى برنامه هاى خاص تيم هاى ملى. مثلا اگر تيممان نظر FIVB را براى حضور در ليگ جهانى جلب كند، نمى توانيم با حمايت صرف كميته ملى المپيك و سازمان وارد ليگ جهانى شويم چرا كه همان اول بايد ۸۵۰ هزار دلار اعتبار مالى به FIVB بدهيم. واقعيت اين است كه نبايد شعار دهيم. اين مبلغ در حد توان فدراسيون نيست.
بودجه فدراسيون چقدر است؟
< قرار است كميته ملى المپيك ۶۵۰ ميليون تومان بدهد كه تا الان ۴۰۰-۳۵۰ ميليون تومان داده اند. سازمان هم ۵۰۰ ميليون تومان مى دهد كه تا حالا تقريبا ۳۰۰ ميليون تومان داده اما هزينه عمليات جارى مان چيزى حدود ۵/۲ ميليارد است. يك مقدار از فعاليت هاى خودمان، يك مقدار را هم از اسپانسرها تامين كرده ايم و بقيه اش هم كسرى بودجه  است. وقتى بودجه ات را دولتى كردى و دولت با بحران روبرو مى شود و تنها ۸۰ درصد بودجه را براى دستگاه اجرايى مى دهد شما نمى توانى برنامه هايت را تعطيل كنى. ديدار تداركاتى تنظيم كرده اى، بايد تيم بيايد. در تقويم گنجانده اى كه صربستان براى بازى با ايران بيايد. يك اردوى ۲۰ روزه در روسيه بايد بگذارى، نمى شود آنها را تعطيل كنى. سيستم ما اين طور نيست كه بگوييم ۸۰ درصد پول را داده اند، اندازه ۸۰ درصد كار مى كنيم. الان كه يك مقدارى حساسيتش كمتر است، اين مشكل را داريم واى به حالى كه فردا ما پيش بينى كرده ايم فدراسيون جهانى تا سال ۲۰۰۹ با حضور ايران در ليگ جهانى موافقت كند. فردا از فدراسيون جهانى نامه مى آيد كه ما درخواست شما را قبول كرده ايم، شما ليست بازيكنان و كادر فنى تان را براى حضور در ليگ جهانى بفرستيد، اين يعنى ۵/۱ ميليارد تومان هزينه، يعنى اعتبار مالى را پرداخت كنيد. بعد ۷ هفته بازى داريد يا ميزبان يا ميهمان، يعنى چه؟ با من بميرم، تو بميرى و يك كارش مى كنيم درست نمى شود. شرايط خاصى است و طبيعتا اگر فدراسيون جهانى موافقت كند و حضور در ليگ جهانى واليبال عملى شود، يكى از معتبرترين رويدادهايى است كه ورزش ايران در آن حاضر مى شود. هرچند بحث المپيك و مسابقه هاى جهانى جاى خودش را دارد اما ليگ جهانى از نظر ارزش هاى مادى، ريالى، منطقه اى و ... حتى بازتابى كه دارد، جايگاه ويژه اى دارد البته كميته ملى المپيك، سازمان و دوستان الان كه هيچ اتفاقى نيفتاده، مى گويند به به و چه چه، خيلى خوب است. دوستان نمى گويند ما پول اين كار را نداريم. مى گويند خيلى خوب است. به قول معروف، هنوز گرمند و متوجه نيستند اما فردا كه يك دفعه اعلام كنيم آقاى على آبادى بفرماييد از بودجه تان ۸۵۰ هزار دلار به حساب FIVB پرداخت كنيد، چون اين اعتبار مالى وجه تضمين است، تضمين براى اينكه شما متعهد مى شويد اين مسابقه ها پخش مستقيم شوند.
ليگ جهانى قرارداد هم دارد؟
< اصلا فدراسيون جهانى براى ليگ قرارداد دارد. ۱۵۰-۱۰۰ هزار دلار جايزه مى دهد، براى اينكه جايزه اش پرداخت شود و منافع اسپانسرهايش تامين شود بازيها بايد به صورت مستقيم از تلويزيون هاى مختلف پخش شوند. اگر تيم بلغارستان، صربستان يا ايتاليا به ايران مى آيند يا تيم ما به اين كشورها برود، اين مسابقه ها بايد در اين قاره ها پخش شود. اگر نشود هزينه آن بايد از وجه تضمين كسر شود. از طرف ديگر تيم ۷ هفته بازى دارد. يك هفته به ايتاليا مى رود، يك هفته به روسيه و يك هفته به بلغارستان. آنها هم بايد بيايند. پس آنها بايد شرايط ميزبانى ما را تامين كنند و ما هم همين طور. اين مساله هزينه هاى مختلفى دارد. طبيعتاً كشورهايى در ليگ جهانى هستند كه تيم هاى ملى شان اسپانسر دارند. ليگ جهانى با المپيك و مسابقه هاى جهانى فرق مى كند. در اين رقابت ها تيم بايد كاملا تحت حمايت يك مؤسسه باشد كه آن كمك ها را انجام دهد تا محتاج اين نباشى كه از دولت كمك بخواهى، چون ما هنوز كه هنوز است براى اعزام تيم نوجوانان به مكزيك به آژانس هاى هواپيمايى بدهكاريم البته بدهكارى مان را كم كم مى دهيم اما براى ليگ جهانى نمى توانيم اين كار را بكنيم. امسال، يكى از بهترين ها را در رده  هاى مختلف داشتيم. سالى كه تيم نوجوانان به آسيايى و جهانى رفته، جوانان به جهانى و بزرگسالان به جام ملت ها و البته چند مسابقه تداركاتى هم داشته. بانوان هم در جام ملت ها حاضر شده اند. طبيعتا هزينه هاى اجرايى مان با اين اعزام ها سنگين است. با اين پول ها نمى شود پرداخت كرد.
با اين پروتكل چقدر كمك به واليبال تضمين مى شود؟
< رقم مشخص نكرده ايم، در پروتكل ۵ بند آورده ايم. يكى از آنها اين است كه كانون هايى با كمك ايران خودرو راه اندازى مى كنيم براى استعداديابى و پرورش آنها و پشتوانه سازى تيم هاى ملى. كانون كه راه اندازى مى كنى امكانات مى خواهد. سالن، توپ، تور، مربى و كمك مربى كه روى استعدادها كار كنند. اين كار را نمى توان وابسته به دولت كرد. يك وقت بودجه بدهند، يك وقت ندهند. وقتى بودجه  را مى دهند براى ۴ رده مى دهند. حتى قهرمانى كشور را كه برگزار مى كنيم پولش را به ما نمى دهند. امسال در سه رده سنى مسابقه  قهرمانى كشور ۹۶ تيم شركت مى كنند. مسابقه در سه رده سنى يعنى بيشتر از ۴۶۵ مسابقه. اول در ۸ منطقه ۴ تيمى مسابقه دارند بعد دورهاى بالاتر و نهايى. اين رقابت ها ۶۰-۴۵۰ ناظر، داور اول، دوم و منشى لازم دارد يعنى يك رقم كلان براى پرداخت.
هزينه ها را كجا كامل مى كنيد؟
< فعلا از منابع مالى خودمان پوشش مى دهيم چون اين براى دولت تعريف نشده است. ببينيد مشكلى كه ما داريم و هميشه هم مى گوييم بودجه وقتى برنامه اى است، شما براى برنامه ات پول مى گيرى، درحالى كه الان منابع مالى كه به فدراسيون ها مى دهند گلوبال است. به ما مى گويند پارسال ۷۰۰ تومان بودجه داشتى، امسال اين قدر كم شده و ۶۵۰ تومان مى دهيم.
شما پيشنهادى براى دادن بودجه به كميته ملى المپيك داده ايد؟
169836.jpg
< براى امضاى تفاهمنامه با كميته ملى المپيك، به آنها گفتيم با ما چانه نزنيد، برنامه ما را تصويب كنيد و بگوييد فعلاً ۶۵۰ تا مى دهيم، آنها هم بگويند برنامه شما هم تصويب شده، ان شاءالله اگر منابع مالى جديد آمد ما برنامه هايتان را پوشش مى دهيم. حرف من اين است كه نگوييد اين ۶۵۰ تا براى شما و ما هم بگوييم به اندازه آن كار مى كنيم. شما به ما بگوييد برنامه بدهيد بعد از بررسى آن بگوييد اين برنامه تان را حذف كنيد و آن را اضافه. وقتى قرار است مسابقه جهانى برويد، نمى شود گفت مسابقه جهانى برو اما با اتوبوس.
يعنى اينكه آقاى كارخانه به جاى تيم جوانان در تيم بزرگسالان مربى شود؟
<   چه ربطى دارد. اين، پروتكل فدراسيون با ايران خودرو است و ربطى به آقاى كارخانه ندارد. اين مدير عاملى براى ما مزيت است. يا تهديد؟ در هر حال تصميم گيرى هاى ما بده بستانى نيست. اين طور نيست كه آقا شما بياييد اين كار را براى ما انجام دهيد ما آن كار را. در اين موضوع بيشتر بحث منافع ملى مطرح است. شايد براى من خيلى منطقى تر باشد كه بگويم، آقا خداحافظ من رييس فدراسيون واليبال نيستم، مى خواهم پيكان را اداره كنم. اين طورى نه دردسر دارم، نه در مظان خيلى حرف ها قرار مى گيرم. از نظر مالى هم برايم راحت تر است. ولى وقتى عواملى باعث مى شود من اين كار را قبول كنم ربطى به آقاى كارخانه ندارد. آقاى كارخانه چه در ايران خودرو باشد و چه نباشد، سرمربى تيم جوانان ماست. طبق يك بررسى كارشناسانه او سرمربى جوانان شده و طبق يك تحليل كارشناسانه ترى آقاى زوران گاييچ سرمربى تيم ملى بزرگسالان شد. طبيعتا يكى كردن اين مسائل غيرمنطقى و غيركارشناسانه  است. چند سال قبل فلسفه رفتن من به صنام آقاى كارخانه نبوده. حتى فلسفه آمدن من به فدارسيون واليبال هم او نبود. چطور مى شود اينها را به هم ربط داد. مگر وقتى من به فدراسيون آمدم، آقاى كارخانه سرمربى تيم ملى بود. سرمربى واليبال پيكان بود. الان هم رفتن من به ايران خودرو بده بستان با چه كسى است؟ مگر تصميم گيرنده اين موضوع كارخانه است؟ تصميم  گيرنده اين موضوع يك گروه صنعتى بزرگى است به نام ايران خودرو كه سالى چندين ميليارد خرج ورزش مى كند. حالا اين يك ظرفيت است از اين ظرفيت يا مى شود استفاده كرد يا نمى شود. اينجا يك بحثى مطرح مى شود اينكه آيا اين رفتن به ايران خودرو كمك به واليبال كشور است يا به زيان واليبال تمام مى شود.
طبيعتا مجموعه ظرفيت ها و پتانسيل هاى كشور را بايد به خدمت بگيريم. كه جايگاه واليبال مان را در رده نوجوانان و جوانان حفظ كنيم و در رده بزرگسالان ارتقا دهيم. ما حتى در برنامه امان، افق آينده مان را مشخص كرده ايم. به دوستان گفته ام كه اين مساله را دو بخش بايد بكنيم. يك بخش جارى ماست كه عمل مى كنيم. چه پيكان بروم چه نروم اين كارها را بايد بكنم.
وقتى ايران خودرو خرج مى  كند و ترنوول زيادى هم دارد. آن را در قالبى مى آوريم تحت عنوان اينكه يك شركت صنعتى مى  خواهد يك برند بين المللى داشته باشد. ايران خودرو دنبال بازارش در كشورهاى مختلف آفريقايى، آسياى ميانه و... است. در جمهورى آذربايجان و سوريه و كشورهاى آفريقايى سمند توليد مى كند. پس طبيعى است كه دنبال يك برند مثبتى مى باشد. كه به بازار بين المللى معرفى شود. ما اين كار را انجام مى دهيم. يعنى با دوستان صحبت كرده ايم كه صنعت و ورزش را در خدمت هم قرار دهيم. ما نيازمند اين صنعت هستيم و صنعت هم نيازمند ماست. اين خدمات متقابل همديگر است. ديگر آدم ها تعريف نمى شوند. بايد شرايط و سازو كارى را فراهم كنيم تا به اهداف مان در گوانگ جو و در مسير المپيك برسيم و با شعار دادن نمى شود اين كار را كرد.
اين پروتكل نشان مى دهد يك كار حرفه  اى انجام شده مثل بقيه كشورها اما نكته اى كه وجود دارد اين است كه واليبال پيكان يك قدرت است و قابل انكار نيست. امسال در كورس قهرمانى است و سال قبل قهرمان بوده. شادى اين مساله بهانه اى باشد براى بقيه تيم ها كه اگر تيمى ببازد بگويند اينها هواى پيكان را دارند.
<   اگر به سه سال قبل برگرديم.. مى بينيم در آن زمان آقاى دادرس و حسينى با فدراسيون همكارى داشته اند يكى از آنها سرپرست تيم مى شد و ديگرى كمك مى كرد؛ يعنى كارى كه ما الان به صورت پروتكل در آورده ايم آن زمان به صورت غيررسمى انجام مى شد. يك جاهايى ايران خودرو به واليبال كمك مى كرد. در آن مقطع بهترين بازيكن در خدمت پيكان بودند. من در آن زمان مديرعامل صنام بودم. هر دو سال كه من مدير عامل صنام بودم باشگاه ما باشگاه نمونه ايران شد و موفقيت آن صد در صد بود. هم در واليبال و هم در بسكتبال حرف اول را مى زديم. حالا پيكان با سابقه ۴۰ - ۳۰ ساله، داورزنى به عنوان رييس فدراسيون واليبال. نگاه كنيد در جهان مثلا در صربستان فلان مسؤول در اين كشور سهامدار اصلى باشگاه پارتيزان بلگراد هم هست. فلان وزير در فلان كشور رييس فلان باشگاه هم هست. ببينيد اگر تعريف مشخصى از مشاغل داشته باشيم اساسا رييس فدراسيون شغل محسوب نمى شود.
درست است اما بالاخره براى ۱۱ تيم ليگ برترى اين بهانه وجود دارد. آقاى داورزنى نگران اين بهانه گيرى ها هست يا نه؟
< يكى از بحث هايى كه با آقاى على آبادى داشتم اين است كه اين موضوع تبعاتى دارد كه بايد ببينيم منافع اين كار براى واليبال ايران چقدر است. تبعاتش براى من چقدر است. نه به لحاظ مالى بلكه از نظر مسائلى كه شما مى گوييد. امسال در ليگ يك بازيكن را جريمه كرديم و از قزوين گرفتيم، داديم به پيكان، يك بازيكن را هم جريمه كرديم و داديم به پگاه اروميه، همانجا اين مساله مطرح شد كه فدراسيون منافع پيكان را مى  خواهد تامين كند. در حالى كه آن موقع بحث مدير عاملى پيكان مطرح نبود. فرض را بر اين مى گيريم كه من پيكان نرفتم و آقاى x مى شود مديرعامل پيكان، پروتكل را هم اجرا كنيم فردا هر اتفاقى بيفتد مى گويند فدراسيون با ايران خودرو پروتكل دارد و مى خواهد منافع پيكان را حفظ كند. نكته منفى اين موضوع كه هر چقدر رعايت كنيم و حق هم با پيكان باشد و بگوييم حق را به فلان باشگاه بدهيد. يك جاهايى مى توانى از حق خودت بگذرى ولى باز متهم هستى كه اينها باشگاه پيكان را دارند.
در مجموع به خاطر ضرورت حفظ منافع ملى مجبور بوديم منابع جديدى را براى حمايت واليبال كشور جذب كنيم. خود شما اين توقع را داريد كه وقتى سال قبل قهرمان جهان شديد، مگر مى شود در آسيا بالا نيايى.
ما در فوتبال شرايط واليبال را نداريم. قهرمان جهان نشده ايم اما در واليبال در رده نوجوانان و جوانان اول و سوم جهان هستيم پس بايد آن را حفظ كنيم. در بزرگسالان هم توقع اين است كه اين تيم را نزديك به جهان كنيم.
با شيوه آقاى يزدانى خرم؟
< نه. شما الان به اردوى نوجوانان برويد. تاكيد جدى خود ما تنها ارفاق به بازيكنان آن سال است. يعنى بازيكن متولد اول سال ۶۹ باشد ايراد ندارد ولى اينكه اين بازيكن متولد ۶۹ نيست متولد ۶۵ - ۶۴ است به درد ما نمى خورد. بازيكن فقط در آن سال مى تواند ارفاق داشته باشد. درست مانند ارفاقى كه به نوجوانان شد و خارج از آن نداريم. براى اطمينان بيشتر آقاى اعرابى سرپرست تيم براى تماس با ثبت احوال شهرستانشان تاييديه سال تولد آنها را مى گيرند. حتى چند بازيكن را از اين طريق خط زده ايم.
بعضى از بازيكنان با همان مشخصات شناسنامه مى خرند؟
< ما مدارك تحصيلى بازيكنان را با مشخصات سال تولد، سريال شناسنامه و... آنها تطبيق مى دهيم. حتى به بعضى از آنها گفته ايم كه مدرك پنجم ابتدايى شان را بياورند. طرف مى گويد من فروردين ۶۹ هستم با اينكه ۱۰ ماه زياد دارد اما قبول مى كنيم.
وقتى بازيكنان با صغرسنى در تيم هاى نوجوانان و جوانان بازى مى كنند آن وقت به بزرگسالان كه مى رسند مثل قبل نيستند، چرا؟
< به خاطر اينكه وقتى شما در منحنى رشد قرار مى گيريد وقتى در رده نوجوانان واقعى باشى ادامه پيدا مى كند در جوانان و نوجوانان هم در مرز ۲۵ - ۲۴ سالگى مى توانى در اوج باشى. وقتى در ۲۴ سالگى در رده جوانان بازى مى كنى روى اوج هستى. رشد نمى كنى كه وارد بزرگسالان شوى. الان فرهاد سال افزون يك پاسور ۱۸ ساله ماست. با اين سن به عنوان پاسور ذخيره، عضو تيم بزرگسالان است. او طبيعتا ۵ سال ديگر بازيكن ۲۳ ساله عالى مى شود. بازيكنى كه با ۲ متر و ۳ سانتيمتر قد و فيزيك عالى ۱۵ - ۱۰ سال مى تواند پاسور تيم ملى باشد.
169869.jpg
خيلى وقت ها اين ذهنيت پيش مى آيد كه مصدوميت مداوم بازيكنان ايران به خاطر اين بوده كه با صغرسنى در تيم هاى جوانان بازى كرده اند.
<   اين مصدوميت ها چند عامل دارد. اول اينكه بازيكن ملى بايد زندگى حرفه اى داشته باشد. همه نكات را بايد رعايت كند. معنا ندارد كه بگويد من با اين باشگاه قرارداد دارم، پنجشنبه، جمعه هم بروم در محل، بازى كنم. اتفاقاتى كه افتاده، فلان بازيكن كمرش درد گرفته يا فلان بازيكن زانويش درد گرفته به همين خاطر است. شما وقتى بازيكنى با قرارداد ۱۵۰ - ۱۰۰ ميليونى هستى، حق بازى در زمين آسفالت را ندارى. نبايد بروى، نبايد روى موزاييك بازى كنى. ما داريم فشار مى آوريم كه استان ها، سالن هايشان را استاندارد كنند. سالن واليبال آزادى پاركت معلق است. بعضى از پست ها خيلى مصدوم ندارد اما بعضى مصدوم زيادى دارد. بازيكنانى كه بلند زن، پشت  خط و دريافت قدرتى هستند بازيكنانى هستند كه ۱۵۰ - ۱۰۰ بار بپرد. كجا مى آيد پايين با چه شرايطى؟ زير پايش چيست؟ در صنام كه بودم يك بسكتباليست حرفه اى امريكايى به نام كلوين رافر داشتم. در سالن صنايع دفاع تيم تمرين مى كرد. مصطفى هاشمى گفت اين به درد نمى خورد؛ نمى پرد. گفتم CD بازى از او دارم. او يك متر مى پرد. چطور حالا نمى پرد. يك جلسه با او گذاشتم گفتم سرمربى از دستت ناراضى است. چرا كارت را درست انجام نمى دهى گفت شما سالن تان استاندارد نيست. من نمى توانم بازى كنم. گفتم براى چى؟ گفت كف سالن سفت است يك تمرين كه مى كنم از شب تا صبح به خاطر درد خوابم نمى برد. ۲ متر و ۶ سانتيمتر قدش بود و ۱۵۰ وزنش. شما سالن تان را استاندارد كنيد. آن وقت ببينيد من چطور بازى مى كنم. من به مصطفى هاشمى گفتم ۶ مصدوم داريم، يك هماهنگى با آقاى مشحون و يزدانى خرم كرديم و تمرينات واليبال و بسكتبال صنام را در واليبال گذاشتيم. يك نفر مصدوم نداشتيم. اين بازيكن طورى بازى مى كرد كه عامل برد و قهرمانى تيم صنام در ليگ برتر شده بود. در سالن استاندارد يك متر مى پريد. مى گفت در اين سالن كه مى پرم پايم درد نمى گيرد. خيلى اثر مى گذارد. يكى از مشكلات در واليبال هم همين است. فكر مى كنيم اگر روى كف موزاييك كف پوش بيندازيم تمام است. در حالى كه اين طور نيست. اين ۵ درصد كار را حل مى كند. ۹۵ درصد بقيه به قوت خودش باقى است. شما وقتى كه كف سالن را نگاه مى كنيد مى بينيد كه ۱۰ سانتيمتر زير تخته سه لايى خالى است. روى تخته سه لايى كف پوش افتاده. بازيكن با ۱۵۰ كيلووزن كه ۷۰ - ۶۰ سانتيمتر مى پرد، وقتى روى آن فرود مى آيد آنقدر فشار به تخته پشت خط آمده كه يكى دو بار سه لايى اش را عوض كرده اند. حالا تصور كنيد اين تخته سه لايى نباشد، روى زمين فشار مى آيد ديگر. عاملى كه اكثر بچه هاى قديمى مثل تركاشوند، بهنام محمودى و تابش نژاد، فشارهاى مزمن در زانو، كمر و مچ پا برايشان به وجود مى آمد به خاطر عدم استفاده از زمين هاى استاندارد بود. آزادى، باشگاه پيكان و پتروشيمى سالن استاندارد دارند، گنبد هم نسبتا استاندارد است اما در بقيه جاها نه.
يكى از مشكلاتى كه داريم اين است كه در ليگ برتر بازيكنانى كه در اختيار باشگاه  ها هستند مرتب در سالن هاى غيراستاندارد بازى مى كنند و مصدوم مى شوند. به همين خاطر به آقاى على آبادى گفتيم شما كه ۵۰۰ - ۴۰۰ ميليون تومان هزينه سالن مى كنيد، ۴۰ - ۳۰ ميليون تومان خرج كنيد كف سالن را استاندارد كنيد تا بچه هايى كه سرمايه هاى ملى ما هستند مشكل پيدا نكنند.
واليبال ايران حالا به سطحى رسيده كه FIVB مى تواند به آن فكر كند كه در ليگ جهانى قاعدتاً اگر بنگلادش اين تقاضا را بدهد همان اول به آنها مى گويد خوش آمديد. يك روزى هم ما اين طور بوديم. چطور مى شود كه روى پيشنهاد ما فكر مى كنند. در حالى كه كره و ژاپن هم هستند. بالاخره محدوديتى هم براى حضور آسيايى ها در اين رقابت ها وجود دارد. به هر حال بايد قبول كنيم كه كيفيت آسيايى ها در حدى نيست كه ليگ جهانى را بالا ببرد. چه اتفاقى مى افتد؟
< ببينيد در ليگ جهانى ۱۶ تيم حضور دارند. از قاره آفريقا مصر و تونس. در سفر سال قبل به صربستان، بحثى را با رييس فدراسيون صربستان كه عضو هيأت رييسه FIVB است داشتيم. FIVB كميته اى دارد كه درخواست هاى كشورهاى متقاضى را بررسى مى كند. تنها ۱۶ تيم در ليگ جهانى اند. حضور در اين رقابت ها شرايط خاص خودش را دارد و اكثر كشورهاى آسيايى نمى توانند آن شرايط را تأمين كنند. در آسيا به جز چين، كره و ژاپن كه از نظر صنعتى جزو قدرت هاى برتر آسيا هستند، بقيه كشورها توان حضور در ليگ جهانى را ندارند. هم به لحاظ مالى و هم پتانسيلى كه دارند. الان ما كشورى هستيم كه در سطح تيم هاى پايه در جهان اول هستيم. يعنى آنها مى دانند واليبال به عنوان يك رشته توسعه يافته در ايران مورد قبول ايرانى ها است. آنقدر كار كرده اند كه آمده اند در جهان حرف اول را مى زنند. اين بحث ها را در فدراسيون جهانى و كنفدراسيون آسيايى مفصل انجام داده ام و به لحاظ اقتصادى هم بايد شرايط خودشان را به گونه اى دربياورند كه توان حضور در ليگ جهانى را داشته باشند. FIVB هم مى داند كه حضور در ليگ جهانى هزينه سنگينى دارد. براى همين شرايط اعلام مى كند تا در روند برنامه هاى FIVB خللى ايجاد نشود و وسط كار كشورى جا نزند. بعد از اعلام درخواست كتبى دوباره درخواستمان را داديم. كميته هاى مختلف تقاضاها را بررسى مى كنند كه تصميم رييس فدراسيون جهانى بر همه تصميم ارجح هست. تصميم آخر را او مى گيرد. الان كشورى هستيم كه در رده هاى پايه حرف اول را در جهان مى زنيم. الان شرايط طورى شده كه رييس فدراسيون جهانى به ما فكس مى زند تا قهرمانى مان را تبريك بگويد و حتى مى گويد كه فلانى مى تواند الگوى جوانان جهان باشد. الان داريم تلاش مى كنيم كه سطح واليبال كشور را به سطح ۱۲ تيم برتر دنيا برسانيم. تأكيد ما براى حضور در ليگ جهانى در همين مسير است. سال قبل ما با وايلدكارت در مسابقه هاى جهانى ژاپن حاضر شديم. يك كشورى قرار بود بيايد، نيامد، ما رفتيم. همه مان هم خوشحال شديم كه با ايتاليا بازى كرديم اما حالا مى گوييم اين سطح واليبال ما نيست. بايد شرايطى ايجاد كنيم كه هم از نظر اقتصادى و بنيه مالى و هم سطح بازى بازيكن، در شرايطى قرار بگيريم كه بازى با ايتاليا، لهستان، بلغارستان، امريكا و.. كارى عادى باشد.
همه كار مى كنيم تا فدراسيون جهانى ما را بپذيرد البته اعضاى كميته هاى مختلف قول داده اند كه اگر ۲۰۰۹ نشد ۲۰۱۰ اين اتفاق بيفتد. ما فشار مى آوريم كه همان سال ۲۰۰۹ وارد ليگ جهانى شويم.
پس ما بايد قاعدتاً جاى يك تيم برويم؟
< الان ۱۶ تيم در ليگ جهانى حضور دارند. شايد يك تيم شرايط مناسب نداشته باشد و ايران جايگزين آن شود يا فدراسيون جهانى تعداد تيم هاى ليگ را بيشتر كند. به هر حال اين به تصميم فدراسيون جهانى برمى گردد اما در سال قبل يكى دو تيم ضعيف ظاهر شده بودند حتى شرايط ايران به نسبت بعضى از تيم هاى حاضر در ليگ جهانى بهتر است.
حضور گاييچ در تيم ملى ايران در پذيرفتن ايران براى ليگ جهانى تأثير دارد؟
169893.jpg
< يكى از دلايلى كه زوران گاييچ را به عنوان سرمربى تيم ملى انتخاب كرديم همين بود. از سالى كه گاييچ را آورده ايم به مراتب نسبت به سال هاى قبل بيشتر مورد توجه قرار گرفته ايم. نگاه ها عوض شد. بعضى از كشورها باورشان نمى شد.
چطور گاييچ قبول كرد به ايران بيايد؟
< براى واليبال نوجوانان و جوانان هدفگذارى كرديم؛ قرار گرفتن جزو ۳ تيم اول دنيا براى نوجوانان و جوانان. در نوجوانان قهرمان جهان شديم و در جوانان سوم. در رده بزرگسالان قهرمانى در گوانگ جو چين را هدف قرار داديم. مأموريتى كه سازمان براى ما تعيين كرد، حضور در المپيك لندن. براى خودمان عامل فشار گذاشتيم، حضور در ليگ جهانى. اين ۳ هدف را اول سال روى بيلبورد فدراسيون گذاشتيم و بالايش هم نوشتيم: «ما مى توانيم اگر بخواهيم» اين هدف و اين مقصد ساز و كارش را تعيين كرد. در ۳۰ سال بعد از انقلاب از ششم، هفتم آسيا شروع كرديم. در بوسان هم نايب قهرمان شديم با شرايط خودش اما سطح واليبال ايران سومى آسيا است. در اين مدت هم از مربيان داخلى و خارجى مختلفى استفاده كرديم. ۶ بار از خارجى ها و بيشتر از ۷ بار از داخلى ها اما هميشه در اين سطح بوديم كه بهترين نتيجه، سومى قهرمانى آسيا و چهارمى انتخابى المپيك بود. در غرب آسيا باختيم. در سوفان بورى ششم آسيا شديم و سال بعدش هم تكرار كرديم. منطق چه مى گويد؟ منطق مى گويد با اين پتانسيل مى توانى قهرمانى آسيا و حضور در المپيك را هدفگذارى كنى؟ خيلى بررسى كرديم. نتيجه عملكرد چندين سال گذشته اين بود كه در سطح ۶- ۵ آسيا نتيجه گرفته ايم با اينكه ژاپن و استراليا را هم برده ايم. آقاى على آبادى بعد از دوحه گفت انتظارداريم در گوانگ جو قهرمان شويد به همين خاطر مدال طلا را براى شما كنار مى گذاريم. منطق مى گويد شما بازيكنانى داريد كه در اوج خودشان سوم آسيا شدند اما از آن به بعد نمى شود روى آنها حساب كرد. منطق مى گويد در سال ۲۰۱۰ آنها نمى توانند جوابگو باشند بلكه بازيكنى بايد باشد كه در اين سال سن اش ۲۶ بشود. تكليفى كه به وجود مى آيد تغيير در تركيب تيم بود. مربيان مختلف را بررسى كرديم. رزومه هايشان را گرفتيم. براى قهرمانى در آسيا و حضور در المپيك بايد هم برنامه ها تغيير كند و هم بازيكنان جوان جايگزين قبلى ها شوند. ۲۶- ۲۵ مربى را بررسى كرديم. آنهايى كه سابقه ليگ و المپيك داشتند ۱۰ نفر بودند كه از بين آنها به ۳ نفر رسيديم. زوران گاييچ سرمربى تيم ملى روسيه، لازانو سرمربى لهستان و يكى از مربيان خوب ايتاليايى. گاييچ با اختلافاتى كه بين او و روس ها به وجود آمده بود شرايط بهترى داشت با او مكاتبه كرديم اما رغبت نداشت. او را دعوت كرديم تا براى بازديد به ايران بيايد. سابقه اى كه از او ديديم سابقه درخشانى بود. مربى كه با تيمى در المپيك مدال طلا و نقره مى گيرد يا در ليگ جهانى مدال برنز مى گيرد. پس او توانايى دارد. او تجربه اش را مطرح كرد و گفت در صربستان و چند جاى ديگر اين كار را از اين سطح شروع كرديم. تحمل كرديم ۵- ۴ سال و رفتيم مدال طلا يا نقره گرفتيم. شما هم براى رفتن به المپيك چند شرط بايد داشته باشيد. اول اينكه چند سال در فدراسيون رييس هستيد؟ من چه بيايم يا نيايم اين تيم به جايى نمى رسد. بازيهاى آن را در مسابقه هاى جهانى و بازيهاى آسيايى ديده ام. با اين تيم نمى شود اهداف را پياده كرد. در اين تيم ۴- ۳ نفر را حفظ كنيد و بقيه را بازيكن جوان بگذاريد كه بشود روى آنها سرمايه گذارى كرد. امكانات را مى توانيد فراهم كنيد. بايد به ليگ جهانى برويد، بايد هزينه را فراهم كنيد كه بازيكنانتان در ليگ هاى اروپا كار كنند. تجهيزات را فراهم كنيد. طوريكه بازيكن نگران پاره شدن كفش و جنس پيراهن نباشد.
گاييچ گفت تحمل شما چقدر است؟ اين تغيير و تحولاتى كه به وجود مى آوريد تا ۳- ۲ سال تحت فشار هستيد. گفتيم اگر طبق برنامه باشد ايرادى ندارد. تحمل مى كنيم. بعد از اينكه از ايران رفت بررسى كرديم. پيشنهاد داديم كه بيايد. خواستيم ۲ ساله قرارداد ببنديم، گفت نه، من مى آيم و شايد به جمع بندى رسيديم كه نتوانيم با هم كار كنيم. حتى چند وقت پيش گفت من به كار خودم ايمان دارم. به اعتبار و تخصص خودم اعتماد دارم. مى دانم مسيرى كه مى رويم درست است. يك كم بايد تحمل كنيد. به اين نتيجه رسيديم كه تا المپيك لندن همراه تيم باشد. بحث جاكارتا بود. او برنامه را داشت. گفت فقط قول مى دهم تيم به مسابقه هاى انتخابى المپيك صعود كند. چه اول شويم، چه چهارم فرقى نمى كند. مى گفت براى اعتبار خودم بيشتر از پولى كه به من مى دهيد، دلم مى سوزد. پول را جاى ديگر هم مى توانم به دست بياورم اما اعتبارم را نه. حتى در جاكارتا وقتى تيم ۴ بازى اش را واگذار كرد مى گفت بگذاريد من كارم را بكنم. به من ايمان داشته باشيد. با نگاه به آينده مى گفت بگذاريد كارم را بكنم. مى گفت من بازيكنى را مى خواهم كه در برنامه ام قرار بگيرد. مى گفت من بايد تيمى را درست كنم كه شما را در گوانگ جو قهرمان كنم. من نگفتم تيم تان را بعد از ۳ ماه قهرمان مى كنم؛ تيمى كه به المپيك لندن برود. از اول هم گفتم ۲ سال از من نتيجه نخواهيد هرچند خودم ديوانه نتيجه خوب هستم. گفت اگر فكر مى كنيد انتخاب تان اشتباه است به من بگوييد. اگر به من اطمينان نداشته باشيد نمى توانم كار كنم. الان بگوييد، مى گويم خيلى متشكر ۶ ماه كار كرديم. خداحافظ.
اما گاييچ حضور مداوم ندارد؟
< گاييچ مربى پروازى نيست. او مى گويد نمى توانم در زمان ليگ كراوات بزنم در جايگاه بنشينم و بازى ببينم. حيات خودم اين است كه در ليگ باشم، بايد براى اينكه به روز باشم در ليگ معتبر كار كنم. مگر هر هفته براى تيم ملى بازيكن انتخاب مى كنيد. يك تيمى كه در فصل بازى مى كند هر هفته بازيكنانش را عوض نمى كند. در نيم فصل بازيكنانش تغيير مى كند. نه به خاطر پول بيشتر بلكه به خاطر اينكه خودم به روز باشم اين كار را انجام مى دهم. نمى توانم ۴- ۳ سال با تيم ملى كار كنم و در اين مدت از ليگ حرفه اى دور باشم. من بايد مرتب كار كنم. طورى كار كنم كه داشته هايم را بيشتر كنم البته اگر شرايط فراهم شود در ايران مى مانم. حرفى نيست اما بايد در ليگ باشم. بايد توانمندى هاى خودم را به روز كنم. نمى توانم تماشاچى بازى باشم. وقتى با مربيان طراز اول وارد مذاكره مى شوى نمى توانى از آن اول شرايط را به او ديكته كنى. خصوصاً كشورى كه تازه وارد عرصه اى در سطح جهان مى شود و انگيزه هايى به وجود مى آورد كه مربيان مطرح در آن كار كنند. شايد در يكى دو سال آينده تعيين تكليف هم بكنيم. شرط و شروط هم بگذاريم اما وقتى شما كشورى هستى كه نه در ليگ جهانى هستى و نه در سطح جهان مطرحى نمى توانى شرط و شروط هم بگذارى.
وقتى حرف از جوانگرايى بود، مهمترين انتقاد اين بود كه رنج سنى بازيكنان تيم خيلى جوان نيست درواقع حرف منتقدان اين بود كه جوانگرايى در تيم فقط شعار است.
< از وضعيت بچه ها در تيم آمارى تهيه كرده ام. سعيد معروف ۲۲ ساله است. سال افزون ۱۸ ساله، محمد موسوى عراقى ۲۰ ساله. ۱۰ نفر هم از بازيكنان جوانان ۲۰۰۵ در تيم هستند. درباره محمدكاظم و حمزه زرينى كه مى گفتند ۲۷- ۲۶ ساله هستند. در اسلامشهر پرونده آنها را چك كردم. گواهى تحصيل و مدرك تحصيلى شان در پرونده بود. اين دو بازيكن متولد ۶۴ هستند كه با اين حساب مى شود ۲۲ سال. فرهاد نظرى افشار متولد ۶۳ است. آرش كشاورزى، عليرضا جديدى و منصور زادون هم ۲۲ ساله اند. بياييم بگوييم اينها جوان نيستند. جواد محمدى نژاد، عبدالرضا عليزاده و محسن عندليب هم ۲۴ ساله اند. مسن ها هم عليرضا نادى، پيمان اكبرى، ساسان ثانى و مجتبى عطار هستند. دعواى تيم ملى سر دعوت نشدن امير حسينى و فرهاد ظريف بود.
در حالى كه سعيد معروف بهترين پاسور مسابقه ها شد. عملكرد ضعيف او به مراتب كمتر از رقيب خودش بوده. اين دو ۱۰ سال با هم تفاوت دارند. در برنامه آينده تيم نمى گنجد. بعد بحث ليبرو مطرح شد. اين حرف ها را به آقاى گاييچ گفتيم او گفت من در المپيك و جهانى ليبرويى مى خواهم با فيزيك مناسب با قدى بالاى ۸۵/۱. ليبرويى كه شما داريد جواب برنامه هاى مرا نمى دهد. او بهتر از رقبايش برنامه مرا اجرا مى كند. براى من فرقى نمى كند. من مى خواهم به خواسته ام برسم. بايد ديوانه باشم كه رقيبش بهتر از او باشد اما من اين را انتخاب كنم.
اشاره كرديد بهترين نتيجه اى كه گرفتيد سومى بود اما من معتقدم بهترين تيم در مسابقه هاى انتخابى المپيك بود. امسال قرار نيست آن نتايج تكرار شود. طبق تعريفى كه گاييچ داده از برنامه هايش توقع رفتن به المپيك را نداريم.
< توقعى كه ما داريم اين است كه تيم خوب بازى كند. من از شما مى پرسم مى خواهم در مرحله زير گروه با دو طيف بازى كنيم. تيم هاى اروپايى. در حال حاضر صربستان و بلغارستان بهترين هاى اروپا هستند. برزيل، روسيه و بلغارستان به عنوان ۴ تيم به ورلدكاپ راه پيدا كردند. صربستان بهترين تيم اروپا، امريكا از امريكاى شمالى و برزيل هم از امريكاى جنوبى. مى ماند سهميه ديگرى كه وجود دارد. از بين اسپانيا، هلند، فنلاند ۳ تيم آرژانتين و پاراگوئه و از آفريقا آنهايى كه سهميه اى مانده يكى از آفريقاست و يكى آسياست كه درژاپن مشخص مى شود. يكى در آلمان، ژاپن و پرتغال ۹ تيم مى ماند. ما در سهميه آسيا هستيم. در ارديبهشت ماه ۸ تيم مى آيند ۴ تيم آسيايى و ۳ تيم كه قرعه كشى مى شود. ما استراليا، كره و ژاپن در ژاپن هستيم. ۲ تيم از امريكا يك تيم از امريكاى جنوبى، ۲ تيم از آسيا. اندونزى و چين تايپه كه قرعه كشى مى شوند. بين آلمان، ژاپن و پرتغال. طبيعتاً برنامه اى كه تدوين كرده ايم ۷ بازى داريم. بيشتر انرژى بچه ها را براى برد تيم هاى آسيايى مى گذاريم. بقيه هم براى ساير تيم ها.
اين اتفاق در توكيو افتاد. ما همه تيم هاى آسيايى را برديم. حتى استراليا؛ اما به خاطر باخت به كانادا و برد استراليا مقابل كانادا، استراليا بالاتر قرار گرفت.
< همين انتظار را داريم، اينكه بچه ها در ژاپن خوب بازى كنند. حرف جاكارتا كه پيش مى آيد مردم مى گويند شما ۴ بازى را باخته ايد. ما از جمع ۹ بازى ۵ برد گرفته ايم. طبيعتاً سبك برنامه مان اين طور است كه بهترين تيم آسيا باشيم. همه تلاش مان را مى كنيم اما نمى خواهيم فشار روانى به تيم وارد كنيم. عزم بچه ها هم خوب است. استراليا در ليگ جهانى خوب كار كرده. ۶ تا بازيكن در ليگ اروپا دارد. با تركيب متفاوتى در ليگ جهانى حاضر شد. كره و ژاپن هم. ما با استراليا، كره و ژاپن اختلاف مان ۲ پوئن، ۳ پوئن بود. ۱۱۰- ۱۱۲ و ۱۰۰- ۱۰۲.
پوئن شمارى كه  شد ما ۳۱- ۳۳ ست را داديم. در بازى با استراليا در مجموع ۱۱۰- ۱۱۲ به استراليا باختيم. بازيهاى خيلى نزديكى با تيمى كه ۳ ماه در اختيار گاييچ بود. سعى مى كنيم بازيهايى انجام دهيم كه مردم بپسندند.
ديدارهاى تداركاتى هم با همان هدف چيده شده؟
< ما براى ديدارهاى تداركاتى از چين هم دعوت كرده ايم. البته قبول كنيد كه شرق آسيا چيزى به ما نمى دهد چرا كه ما را رقيب خودش مى داند. روزى كه سرمربى ژاپن و كره در جاكارتا زوران گاييچ را كنار تيم ديدند عيسى حمزه سرپرست مسابقه ها از قول آنها به من گفت كه بحث ايشان اين بود كه آينده واليبال آسيا دست ايران است. اين كسى كه كنار تيم ايران نشسته كارش را بلد است.
اين اميد است كه گاييچ با ايران موفق شود. همان طور كه پارك اين كار را كرد. اين اتفاق مى افتد. فكر آن روزى را كرده ايد كه تيم يك پله بالا رفته و حالا گاييچ مدعى شود. مثل ايوانف و... كه مى آيند خودشان را ثابت مى كنند بعد مدعى مى شوند؟
< تفاهمى كه با زوران گاييچ داشتيم، تفاهم منطقى و اصولى بوده. تلاشم اين است كه شرايط حضور دايم او را در ايران فراهم كنم. از وقتى كه وارد ليگ جهانى شديم طبيعتاً آن شرايط لحاظ مى شود. از طرفى مى خواهيم در سال آينده اگر به توافق برسيم در ليگ برتر باشگاه ها از او استفاده كنيم. در ليگ حضور داشته باشد. بازيكنانش را زير نظر داشته باشد تابتواند نقطه ضعف الان را برطرف كند.
آنقدر جاه طلب هست كه به خوبى ايران را به سطح اول دنيا برساند و اين طور دورنماى خودش را تعريف كرده باشد يا اينكه قهرمانى آسيا و حضور در المپيك براى او كافى است؟
< نه. او آنقدر جاه طلب است كه بخواهد خودش را به دنياى واليبال ثابت كند. يك بار اين كار را كرده. فكر مى كنم هيچ مربى حرفه اى دنيا دوست ندارد بازنده باشد. او هم همين طور. پس طبيعى است كه در واليبال دنيا بايد خودش را نشان دهد چرا كه انصافاً جزو مربيان برتر دنيا است اما زمان لازم دارد. اين فرصت بايد فراهم شود. اين م