مهرى رنجبر
Mehri RanJbar
شناسنامه
نام و نام خانوادگى: محمدجعفر سلماسى
سال تولد: ۱۲۹۷
متولد: كاظمين عراق
شغل: ناظم مدرسه در بغداد
تعداد فرزندان: ۳ پسر، صادق، مصباح و كمال
وفات: ۱۱ بهمن ماه ۱۳۷۸ در اثر بيمارى ديابت
افتخارات:
مدال برنز المپيك ۱۹۴۸ لندن
مدال طلاى بازيهاى آسيايى دهلى نو ۱۹۵۱
قهرمان دسته پروزن مسابقه هاى قهرمانى ايران در سال هاى ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵ و ۱۳۲۶ و ۱۳۲۷
خيلى اتفاقى شد. حضورش در تيم ملى وزنه بردارى و المپيك. جعفر سلماسى ناظم ۳۴ ساله ايرانى در بغداد با پايان سال تحصيلى به تهران آمده بود تا تعطيلات تابستانى اش را در تهران باشد. مثل هميشه . او كه از ۱۰ سالگى ورزش را شروع كرده بود آن هم ژيمناستيك، حالا با بالا رفتن سن اش در باشگاه نيرو راستى تمرين مى كرد. او برخلاف بقيه ورزشكاران دير شروع كرد اما زود نامى شد. بدون اينكه وزنه بردار باشد اما هميشه سرى به آن مى زد. آن روز هم وزنه برداران به باشگاه نيروراستى آمده بودند. آنها كه سال قبل با حضور در فنلاند، رقابت با خارجى ها را تجربه كرده بودند براى حضور در المپيك ۱۹۴۸ لندن آماده مى شدند. سلماسى آن روز در حركت پرس وزنه ۱۰۰ كيلوگرمى را بالاى سرش برد و همه را انگشت به دهان گذاشت. بلند كردن وزنه ۱۰۰ كيلويى باعث شد تا مسؤولان تيم دست به كار شوند و او را به تيم ملى دعوت كنند. كمال سلماسى پسر سوم مرحوم سلماسى مى گويد: «بعد از انجام حركت پرس در باشگاه نيروراستى، تابستان تمام شد و پدرم به بغداد برگشت اما مسؤولان دعوت او به اردو را پيگيرى كردند. وزارت امور خارجه در نامه اى به آموزش و پرورش خواست تا پدرم را به مركز برگردانند تا براى المپيك آماده شود.»
با رسيدن نامه وزارت امور خارجه به وزارت آموزش و پرورش موافقت شد تا ناظم به تهران برگردد. برگشت و تمرينات جدى اش را در اردوى تيم ملى از سر گرفت. او بعد از ۳ ماه تمرين همراه بقيه ورزشكاران راهى لندن شد تا ماموريت جديدش را انجام دهد. نتيجه اش را هم گرفت. جعفر سلماسى در اولين حضور المپيكى اش در رقابت هاى دسته ۶۰ كيلوگرم وزنه بردارى درخشيد. مثل تمرين در باشگاه نيروراستى. او اين بار اما چشم خارجى ها را هم خيره كرد. وزنه بردار ملى پوش در حركت پرس و با بلند كردن وزنه ۱۰۰ كيلوگرمى، ۵/۷ كيلوگرم ركورد المپيكى آنتونى ترلازو امريكايى قهرمان دوره قبل المپيك را شكست و از بقيه پيش افتاد. او در حركت يك ضرب با ركورد ۵/۹۷ كارش را تمام كرد. اما محمود فياد وزنه بردار مصرى با بالا بردن وزنه ۱۰۵ كيلوگرمى رو دست سلماسى زد و با ثبت ركورد ۱۳۵ كيلوگرمى در حركت دوضرب قهرمانى المپيك را از آن خود كرد. وزنه بردار ملى پوش ايران نيز با ركورد ۵/۳۱۲ كيلوگرم روى پله سوم ايستاد تا مدال برنز المپيك را به دست آورد و با گرفتن اولين مدال المپيكى ايران اسم خود را در تاريخ ورزش ايران ثبت كند. سلماسى با اينكه تصميم گرفته بود تا وزنه بيشترى را بلند كند و ركورد رقيب مصرى اش را بزند اما به خواسته مدير تيم تن داد: «با اينكه مى توانستم ركورد فياد را بزنم اما وقتى مدير تيم گفت مدال برنز تو قطعى شده اگر ركورد بالاتر را بزنى و در حركت بعدى نتوانى جبران كنى بايد وزنه پايين تر را انتخاب كنى، ترجيح دادم حرف او را گوش كنم و ريسك نكنم و به مدال برنز قانع شوم.»
با پخش خبر سومى سلماسى در لندن و به دست آمدن اولين مدال المپيك براى ايران ولوله اى در كشور به پا شد. پيام هاى تبريك بود كه مى رسيد. پسر سلماسى مى گويد: «همه ايران به خاطر مدال برنز پدرم شادى مى كردند، مثل سال ۱۹۹۷ كه ايران با برد مقابل استراليا به جام جهانى ۱۹۹۸ رسيد.»
با اين مدال كار سلماسى سخت تر از قبل بود. او براى اينكه راحت تر تمرين كند خودش وسايل تمرين را در خانه داشت. وسايلى كه بتواند با استفاده از آن تمرينات و حركات را انجام دهد. در واقع زيرزمين خانه سلماسى باشگاه تمرين او شده بود. جديت او در تمرين بقيه را هم به تمرين جدى ترغيب مى كرد. همانطور كه مرحوم نامجو در خاطراتش مى گويد: «زمانى كه تمرينات سلماسى را ديدم به وزنه بردارى علاقه مند شدم.»
او ۳ سال بعد از افتخارآفرينى در لندن همراه تيم ملى وزنه بردارى در بازيهاى آسيايى دهلى نو حاضر شد. سال ۱۹۵۱ . يك مدال طلا از جمع ۷ مدال طلاى تيم ملى وزنه بردارى سهم جعفر سلماسى بود. او با ركورد ۳۰۵ كيلوگرم مدال طلاى دسته پر وزن را از آن خود كرد. تا اين مدال آخرين مدال او باشد. سلماسى در مسابقه هاى جهانى هلسينكى هم حاضر شد اما به خاطر بيمارى وزنه نزد تا دفتر افتخاراتش با طلاى بازيهاى آسيايى دهلى نو بسته شود و او نيز از تيم ملى وزنه بردارى خداحافظى كند.
نفر سوم المپيك لندن بعد از ازدواجش تنها نبود، همسرش كمك زيادى به او مى كرد. پسر سوم سلماسى اين مسأله را تاييد مى كند: «مادرم هميشه به او كمك مى كرد، از نظر تغذيه، روحيه و ... براى او هيچ چيز كم نمى گذاشت. آن زمان كه پدرم وزنه مى زد دو برادر بزرگترم بچه بودند. مادرم هميشه علاوه بر اينكه مواظب تغذيه و روحيه او بود، مراقب بود كه برادرهايم مزاحم استراحت او نشوند.»
وزنه بردار نامى ايران اما اجازه نداد هيچ كدام از ۳ فرزندش ورزشكار شوند. كمال سلماسى مى گويد: با مسائلى كه از زبان پدرم و دوستانش مى شنيديم فضا را جالب نمى ديديم. علاوه بر آن در آن زمان ورزش قهرمانى از خودگذشتگى زيادى مى خواست.»
جعفر سلماسى بعد از مقام هايى كه به دست آورد سرمربى تيم ملى وزنه بردارى عراق شد. او هم در دانشكده تربيت بدنى تدريس مى كرد و هم ملى پوشان اين كشور را تمرين مى داد. او بعد از بازنشستگى به فدراسيون آمد اما خيلى ماندگار نشد. به خاطر اختلافاتش با رييس وقت فدراسيون ترجيح داد كنار بكشد. سلماسى از سال ۱۳۷۳ ساكن شهر قم شد. او روز دوشنبه ۱۱ بهمن ماه ۱۳۷۸ به خاطر بيمارى ديابت در بيمارستان شهيدباهنر تهران درگذشت و پيكرش در قطعه ۲۲ بهشت زهرا كنار شادروان محمود نامجو آرام گرفت.