سال هفتم - ۳۱۰۸
سه شنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۸۷
۱۵ ربيع الثانى ۱۴۲۹
Apr 22, 2008
فوتبال ايران ۱
sLogo.gif
جستجوى پيشرفته
PDF Edition
ورزش منهاى فوتبال
۱ ۲ ۳
ورزش جهان
۱ ۲
فوتبال ايران
۱ ۲ ۳ ۴ ۵
صفحه اول
RSS آرشيو
گفت و گو با مردى كه ديگر لبخند نمى زند

استقلالى مى سازم كه مردم مى خواهند
فيروز كريمى چيزى در دلش نمى ماند، حتى اگر به او بگويند آيا اگر زمان به عقب برگردد به استقلال خواهيد آمد يا نه؟ كريمى در جواب خبرنگار مشهدى پس از بازى با ابومسلم به راحتى عنوان كرد كه خير، اگر زمان به عقب برمى گشت به استقلال نمى آمدم.
حالا همين سؤال و جواب كار خودش را كرده و سوالات ديگرى نيز مطرح مى شود ولى فيروز كريمى آدمى نيست كه از روى عصبانيت يا حفظ منافع جواب سوالى را بدهد. كريمى در مورد اين مساله مى گويد: منظورم اين بود كه اگر قرار بود به استقلال مى آمدم بايد يك سرى ويژگى هاى خاص به وجود مى آمد و آن ويژگى ها شرايطى را به وجود مى آورد كه من درباره آمدنم به استقلال تصميم گيرى مى كردم. اگر قرار بود به استقلال بيايم بايد اين اتفاق در شروع فصل مى افتاد. گرچه حضور در استقلال را به خاطر خود استقلال شرايط موجود و دعوت ناصر حجازى قبول كردم نه به دليل ملاحظه كارى و منافع شخصى ام. تصورم اين بود كه مى توانم به استقلال خدمت كنم و اين چنين صادقانه پيشنهاد دعوت استقلال را پذيرفتم و دراين مدت حتى يك ثانيه هم تيم را رها نكردم.كريمى بر سر كسى منت نمى گذارد ولى بايد قبول كرد او در همين مدت كوتاه كارهايى را انجام داده كه بسيارى از مربيان ديگر حاضر نبودند براى چند لحظه خودشان را در موقعيت او قرار دهند. كريمى فقط به تمرين دادن تيمش در روز تشييع جنازه مادرش اشاره نمى كند، بلكه موارد ديگرى را هم عنوان مى كند: وقتى حنجره ام را عمل كردم دكتر به من گفت كه يك هفته بايد استراحت كنم اما من بلافاصله در تمرينات حاضر شدم، يا زمانى كه عضلات پايم شديدا آسيب ديد بايد سه هفته استراحت مى كردم.
در همان روز دو و نيم ساعت زير دستگاه MRI بودم ولى با اين اوصاف يك دقيقه هم تمرين را قطع نكردم. تصورم از ابتدا اين بود كه بتوانم دل هواداران را شاد كنم.
فيروز اين حرف ها را نمى زند كه فصل بعدش را دراستقلال بيمه كند او به راحتى به جواب شايعاتى كه گفته مى شود در پايان فصل از استقلال مى رود، مى گويد: اگر در استقلال بمانم به همه ياد مى دهم كه استقلال بايد چه جور تيمى باشد، به همه نشان مى دهم كه استقلال به لحاظ مهره و نيرو چگونه بايد باشد. استقلالى خواهم ساخت كه مردم توقع دارند.

اتمسفر سنگين است
«ديدى وقتى لاى پره هاى چرخ موتور يك تكه چوب مى ذارى، چطور مى شكنه؟ ما اون روزها توى كورس با مدافع پامونو مى ذاشتيم بين پاى مدافع كه ساق پامون بشكنه، اون كسى كه روى سكو نشسته حال كنه.»
بعد دستش را با قدرت مى گذارد روى سرش و موهاى كوتاه  شده و جوگندمى اش را با تمام قدرتش بالا مى دهد: «ببين...ببين... اين شده زندگى بچه هاى ما! بازى تموم بشه، تمرين تموم بشه، برن اون ژل وامونده رو بردارن هى بمالن به اين زلفاشون! كه چى... كه چى؟ اون روزا كه مى باختيم، آن قدر توى رختكن مى مونديم تا تك تك تماشاچى ها برن. تيم كه به پگاه باخت، بازيكن ما زودتر از تماشاگر خونه بود!»
ميهمان هايش را نمى شناسيم اما خودش اصغر حاجيلو است. روبرويش ساكت الهامى نشسته و چند نفرى از دوستان قديمى و يك ليدر با هيكلى درشت و عضلاتى برجسته كه بيشتر به يك باديگارد مى ماند تا هوادارى كه به ديدار سرپرست آمده دوره اش كرده اند. ميهمان هاى حاجيلو هر از چندگاهى وقتى وقفه اى كوتاه و ثانيه اى در كلماتش مى افتد، سر تحسين تكان مى دهند يا حداكثر يك آفرين يا بله، بله مى گويند. لابى هتل المپيك انگار جايى است براى باز شدن گره هاى دل مردى كه نمى داند بايد گناه اين سال نحس را گردن چه كسى بيندازد. لحظه اى خطابه اش به سوى يك مربى بيرون مانده، دقيقه اى بعد از غيرت و تعصب حرف مى زد از سواد نسل جديد بازيكنان گفت و بعد در نقطه پايانى مطبوعات!
نرفته بوديم حرف هاى خودمانى و دردل هاى پيرمردى را در هتل المپيك بشنويم كه به ستوه آمده است. ملاقات شونده فيروز كريمى بود كه چهره اش تون صدايش، راه رفتن و لنگ زدنش، ايستادن و نشستن و آن تعارفات اوليه اش، در يك كلام بگويم هيچ چيز و هيچ چيزش شباهتى به گذشته نداشت. طبيعى بود ابتداى مجلس، گفت و گو را رد كند، مسلم بود نخواهد كلامى حرف بزند اما گفت و گو كرديم اينكه چگونه راضى شد، شايد تا آخر بحث برايم يك سؤال گنگ بود.
زمان ورود به لابى، وقتى نشسته اى تا بيايد و بحث را آغاز كنى، زمانى كه گفت و گو آغاز مى شود، لحظه اى كه برمى خيزى و مى روى... تك تك آن لحظات، جو سنگين لابى هتل روى شانه هايت افتاده است. نمى توانى نگاه سنگين جماعتى كه فكر مى كنند حضورت ممكن است توطئه اى باشد براى خالى كردن زير پاى كسى يا باز كردن قدم يك فرد مخالف يا شايد بر هم زدن آرامشى كه با زحمت بر تيم حاكم كرده اند. وقتى از لابى هتل بيرون مى روى، ياد آخرين جملات اصغر حاجيلو مى افتى: «چند روز پيش داشتم مصاحبه مايكل اوون رو مى خوندم. مادرش گفته بود پسرم ساعت ۱۰ شب يه سيب كامل مى خوره با يه ليوان شير و بعد هم مى خوابه! اينجا بايد ساعت ۲ نصفه شب بريم بالا، بازيكن رو از جلوى پلى استيشن به زور بلند كنيم، بگيم جان هر كسى كه دوستش دارى برو بگير بخواب!» اين نه درد سرپرست استقلال كه حرف تك تك سرپرست هايى است كه هر هفته روى صندلى اول نيمكت تيم خود مى نشينند! اما وقتى شكست مى آيد، تيغه گيوتين براى كسى ديگر تيز مى شود... در استقلال «فيروز كريمى»!

گفت و گو با مردى كه ديگر لبخند نمى زند
خيلى تنهايم ، خيلى
پيام يونسى پور
Payam Younesipour

سميرا شيرمردى
Samira Shirmardi
173934.jpg
فيروز كريمى عوض شده ... تغيير كرده! نسبت به آن چيزى كه اوايل همين فصل مى ديديم هم قابل مقايسه نيستيد. نه حرف تازه اى، نه خنده اى، نه يك شوخى كوتاه!
< ديگر حوصله ندارم. حوصله مصاحبه، حرف زدن، شوخى كردن! نمى دانم ... شايد هم از نگاه كسانى كه مرا مى بينند عوض شده باشم.
به خاطر استقلال!
< به خاطر استقلال و به خاطر زندگى ام. چند وقتى است كه آرامش ندارم. ولى نه به خاطر نتايجى كه مى گيريم. جنس پوست و گوشت و خون و استخوان من از فوتبال ساخته شده. پس مى دانم پيروزى مثل شكست است. وقتى باختى بايد منتظر بردن باشى! نتيجه در فوتبال بوده، هست و خواهد بود. اما نمى توانم ديگر شوخى كنم. به خودم اجازه نمى دهم حرفى بزنم كه كسى بخندد. حتى خودم هم نمى خندم. اينجا همه چيز متفاوت است... همه چيز!
مثل هوادارانش. اين يك محيط جديد بود كه فيروز كريمى مدت ها برايش انتظار مى كشيد.
< تشنه اش نبودم. ولى دوستش داشتم... هنوز هم دارم. براى همين ناراحتم، براى همين حوصله حرف زدن و شوخى كردن ندارم... ببين! براى آدمى كه يك عمر با شوخى و خنده، با لطيفه گفتن... خنديدن و خنداندن كار و زندگى كرده، تحمل اين اوضاع چندان ساده نيست. نه! اصلا ساده نيست. من تحمل غم اين مردم را ناداشتم. بحث يك نفر، ۱۰ نفر، صد نفر، اصلا يك ميليون نفر نيست! من آدم هايى را ديدم كه عاشقانه به ورزشگاه آمدند و وقتى مى رفتند، هيچ شباهتى به يك آدم عادى نداشتند دلم سوخت.
بحث يكى دو شكست نيست. سال ۸۷ استقلال اصلا پيروز نشده و وقتى به سال ۸۶ نگاه مى كنيم شما و استقلال كم نباختيد. اما بدترين روز ... دنبال همان بدترين احساسى هستيم كه خودتان گفتيد.
< بيشتر از همه بازى با پگاه بود. چند دليل داشت. اول اينكه تيم ما در آستانه صعود بود. داشتيم تازه اوج مى گرفتيم. حتى مى توانستيم مدعى قهرمانى باشيم. دوم اينكه لايق شكست خوردن نبوديم. بياييد منصفانه قضاوت كنيم... واقعا ما بايد مى باختيم؟! آن شكست روحيه تيم را خراب كرد، ما را از هم پاشيد. آن روز طرفداران ما را شرمنده كردند. نه فحش دادند، نه توهين كردند! بازى با پگاه روز وحشتناك من بود.
ولى پگاه فقط تيم شما را از هم نپاشيد.امروز وقتى جلوى فيروز كريمى مى نشينيم، نمى توانيم مثل سابق با او گفت وگو كنيم. حرف زدن با كسى كه خستگى و بى حوصلگى در چهره اش بيداد مى كند ساده نيست. مى خواهم بگويم انتظار ديدن اين فيروز كريمى را نداشتم!
< غم من يكى دو تا نيست... بدبختى شايد اين باشد كه غم من اصلا مال خودم نيست. تا ديروز وقتى تيمم شكست مى خورد، فيروز كريمى باخته بود. اما امروز بحث مردم است نه فيروز كريمى. وقتى به آنها فكر مى كنم، خودم از يادم مى رود. بعد وقتى به خلوت خودم مى روم و يادم مى آيد چه روزگارى دارم (چند لحظه مكث مى كند) يك دفعه از آسمان بلا باريد. ما دور دوم را با ناكامى شروع كرديم، بعد مادرم فوت كرد. رفتن مادر برايم فاجعه بود. نبودنش هر روز عذابم مى دهد (اشك در چشم هايش جمع مى شود) بعد اين مصدوميت لعنتى. دوقلوى پايم پاره شد، حنجره ام آسيب ديد. بيمارى همسرم، زمين گير شدن پدرم... من اذيت شدم! چه كسى فهميد؟ من زير فشار بودم، اما خم به ابرو نياوردم. كار كردم، كار كردم، اما وقتى نتيجه نگرفتم تمام خستگى به جانم ماند.
دقيقا همين طور است شايد هر كس چنين روزهايى را تجربه كرده باشد. بعضى ها مى گويند امتحان روزگار است، بعضى ها مى جنگند، بعضى ها كم مى آورند، اما هر كس در يك مقطع خاص زمانى دچار هجوم چنين اتفاقاتى مى شود. لااقل اين را مى دانيم براى فيروز كريمى كه در خانواده دوستى شهره عام و خاص است تحمل دورى مادر يا بيمارى همسر با اين وضيت كارى سخت، ساده نبود.
< من درد خودم را فراموش كردم. وقتى مادر رفت، تنها شدم. همسرم هميشه يار و ياورم بود، مثل كوه پشت سرم ايستاد، ولى مادر ... مرا تنها گذاشت و رفت!
قبل از فوتش هم انگار قدرت تكلمش را از دست داد.
< امارات بودم، همراه استقلال! حتى نتوانستم براى آخرين بار صدايش را بشنوم و حالا فيروز شايد مى خواهد راحت گريه كند) وقتى برگشتم، جلويش نشستم و گفتم مادر حلالم كن... نگاهم مى كرد. گفتم مادر اگر پسر بدى بودم، ناخلف بودم، نه با زبانت، با دلت حلالم كن... آخرين بار صدايش را نشنيدم. سرش را تكان داد، خنديد، من گريه كردم! مادرم بود. ديوانه مى شوم وقتى يادم مى آيد آخرين لحظه وقتى مراسم خاكسپارى انجام مى شد، نتوانستم رويش را ببينم. چون نماندم. چون تمرين داشتيم. براى همين مراسم را نيمه كاره ترك كردم.
... و استقلال هم باخت!
< شما به شانس اعتقاد داريد؟ من خرافاتى نيستم، ولى فكر مى كنم شانس واقعيت است. چهل دقيقه حمله كرديم و بعد گل خورديم. باز حمله كرديم و باز گل خورديم. اين مسائل همه دست به دست هم دادند تا تمام شادابى ام برود. بله! من عوض شدم، من نمى خندم، چون دليلى براى خنديدن ندارم. حالا بروم از كى بخواهم در اين وضعيت برايم دعا كند؟
انگار همين فوت  مادرتان تا حدودى اعتماد به نفس شما را هم گرفته. همين حرف آخر در مورد دعا!
< مادرم يك زن قديمى و كم سواد بود. ولى وقتى دعا مى كرد، گره از تمام كارهايم باز مى شد. حالا ديگر اتفاقى است كه افتاده. من مجبورم بجنگم و ادامه بدهم. اين قسمت است، هم شانس! شايد آزمون الهى باشد، شايد بايد تك تك اين بدبيارى ها يك دفعه سرم مى باريد كه باريد. مى دانم كه نمى توانم مادر را برگردانم. اين ديگر واقعيت زندگى من است. اما با يادش آرام مى گيرم. آن چيزى كه قابل بازگشت خواهد بود، تيم من است. شادابى و طراوتى كه از دست رفته. بايد اعتماد به نفس بازيكنان را برگردانيم. من وقتى فيلم بازى را آناليز مى كنم، دنبال دلايل فنى مى گردم. ولى اعتقاد دارم اگر بهترين آناليزورهاى دنيا هم بيايند و بازيهاى ما را ببينند، متوجه مى شوند كه ما دچار بدشانسى بوديم. زمانى اعتقاد داشتم ما مى توانيم با بازى خوب، نتيجه ايده آل بگيريم اما ... اينجا فلسفه مرا هم عوض كرد!
واقعا فكر مى كنيد استقلال فيروز كريمى خوب بازى مى كند كه نتيجه نمى گيرد؟ شايد نسبت به اين فصل رشد بيشترى داشتيد، اما خودتان اين تيم را با استقلال اهواز ابتداى فصل مقايسه كنيد. تيمى كه مقابل پرسپوليس ۳-۲ در تهران شكست مى خورد، ولى زيباترين بازى فصل را رقم مى زند.
< قبول دارم كه هنوز ايده آل نشديم اما بايد استقلال را با استقلال مقايسه كرد. من كسى بودم كه از نيمه راه آمدم. تفكرم اين بود كه با تلاش بيشتر و با كار دقيق تر مى توانيم از اين مصيبت خلاص شويم. بهترين تمرينات عمرم را به استقلال دادم. بيشترين تلاش را داشتم تا از اين اوضاع روحى بيرون برويم.
به پگاه باختيم ... حق ما نبود! به ابومسلم باختيم ... چه كسى مى تواند بگويد حق ابومسلم در آن بازى پيروزى بود؟ ما روى دو اشتباه تاكتيكى دروازه مان باز شد. نمى گويم اشتباه فردى، مى گويم اشتباه تاكتيكى! ولى آنها هم اشتباه كردند. چرا توپ هاى ما وارد دروازه نمى شود؟
تمام دغدغه هايتان را گفتيد، ولى يك مورد باقى ماند. دو آشپز برسر يك ديگ ... دو پادشگاه در يك اقليم! هم ناصر حجازى، هم فيروز كريمى.
< ناصرخان تاج سر استقلال هستند.
ما در مورد تاج سر حرف نمى زنيم. بحث يك تفكر دوگانه است. حجازى در استقلال ماند و نمى توانست قبول كند قدرت اول نيست.
< من متوجه چنين چيزى نشدم. من به صورت كامل مورد حمايت بودم هم از سوى ناصرخان هم از طرف مديريت باشگاه. من چيزى جز احترام از حجازى نديدم.
اين احترام شما به پيشكسوت قابل ستايش است اما فكر مى كنيم كمى پنهان كارى مى كنيد!
< مى خواهم بدانم عين سوالى كه مى پرسيد را مى نويسيد؟ اين مصاحبه ضبط مى شود. پس عين همين نوشته خواهد شد؟
مو به مو! عين حرف هايى كه شما مى زنيد.
< خب پس من هم جواب مى دهم كه اين زايده فكر اكثر مطبوعات بود. من مى ديدم و احساس مى كردم كه مشكلى وجود ندارد. دست من در آتش بود و كس ديگرى فرياد العطش در روزنامه اش سر مى داد. من از ناصر حجازى چيزى جز حمايت نديدم.
… و نشنيديد؟ پشت سر، در باشگاه!
< اگر هم چيزى بود من متوجه نشدم … (چند لحظه مكث مى كند) من دنبال حاشيه نيستم. متاسفانه مردم ما بعضى موارد را با هم اشتباه مى گيرند. كسى كه زبان شيرينى دارد، شوخى مى كند، مى خندد و مى خنداند، حتما آدمى نيست كه با حاشيه ها زندگى كند. من فقط آدم شوخ طبعى هستم. چون نمى دانستم بايد چگونه با حواشى كنار بيايم، مغلوب حاشيه ها هم شدم. ممكن است در سخنورى آدم منحصر به فردى باشم ولى بلد نيستم با شايعات، حرف و حديث ها و اين دست اتفاقات كنار بيايم. مدتى است كه تلفن همراهم را خاموش كردم. تلفن خانه ام را هيچ كس ندارد. آن را هم مى گذارم روى منشى كه كسى صدايم را نشنود. روزنامه هم نمى خوانم … نه امروز! ۵ سال است كه ديگر هيچ روزنامه اى را ورق نزدم. خيلى ها در شغل من، همين ادعا را دارند ولى در حقيقت شب تا تك تك صفحات روزنامه ها را ورق نزنند، خواب شان نمى برد. ولى من نه! هميشه واقعيت را گفتم. اينجا اگر يك نفر مطلب بنويسد و من را وسوسه كند كه از اول تا آخر مطلبش را مو به مو بخوانم اردشير لارودى است. مشاور من، دوست خانوادگى من و آدمى كه از نوشته هايش استفاده مى كنم. هر وقت مطلبى نوشته شد كه بار فنى داشت آن وقت دوباره روزنامه خوانى را شروع خواهم كرد.
بحث بر سر ناصر حجازى بود كه به اينجا رسيديم. مى بينيد؟ آقاى كريمى! ذهن شما درگير شده، به نظر من كه پيش روى شما نشسته ام، براى تقسيم كردن موضوع حرف هايتان هم حوصله نداريد. يك دنيا حرف كه با يك سوال بيرون مى ريزيد. به هم ريختيد … خيلى زياد!
< نه!
چشم هاى شما آن قدر خونسرد نيست كه اين جواب منفى تان را تاييد كند. به استقلال آمديد، شايد با هزار اميد و آرزو! براى رسيدن به يك هدف كه من در ذهن خودم آن را ساخته ام. فيروز كريمى براساس آمارى كه كنفدراسيون فوتبال آسيا در كتاب گينس به ثبت رساند، بهترين و موفق ترين مربى باشگاهى ۲۰ سال اخير فوتبال قاره آسيا بود اما كارنامه ملى نداشت. شايد استقلال همان پله و سكوى پرتاب به سوى تيم ملى بود.
< زمانى به تيم ملى فكر مى كردم اما حالا نه! آقاى شفق فرداى انتخابات فدراسيون فوتبال به عنوان نماينده تام الاختيار هيات رييسه با من تماس گرفت. دو جلسه صحبت كرديم و من گفتم ديگر توان تيم ملى را ندارم. در خودم اين پتانسيل و قدرت را نمى ديدم كه بخواهم يك جنگ دوباره را آغاز كنم كه وجهه اى فراگير در تمام كشور دارد. من آن قدر شوق، حوصله، توان، اشتياق و برنامه ريزى نداشتم كه براى تيم ملى كار كنم. سال ها گذشت و تيم ملى شامل حال من نشد. بايد همديگر را فراموش مى كرديم. هم تيم ملى مرا و هم من تيم ملى را. روزى كه به استقلال آمدم هدفم خدمت بود. نه فقط به استقلال، كه مى خواستم به فوتبال ايران خدمت كنم. من يك استقلالى قديمى بودم. سال ۵۲-۵۱ جوانان اين تيم هم بازى مى كردم.
173925.jpg
يك عشق كودكانه بود؟ يا شايد بازگشت به دوران بچگى!
< شايد اين هم بود ولى مى خواستم از عشق به فوتبال لذت ببرم. ولى … اى بابا! من هرگز فكر نمى كردم اوضاع به اين منوال باشد. كار، كار است. وقتى مى خواهى كار كنى، كسى نبايد سنگ بيندازد. هرگز انتظار نداشتم دنيا را به من تنگ كنند. من يك روز با عشق آمدم، با اميد و آرزو كار را شروع كردم ولى حالا آن چيزى كه از آينده پيش روى من قرار گرفته، مبهم است. يك لايه ابهام!
مثلا در استقلال اهواز نديديد كسى بخواهد از هر راهى يا با هر ابزار قدرتمندى جاى شما را روى نيمكت بگيرد.
< دقيقا! بارها با آقاى فتح الله زاده صحبت كردم. او مى خواهد مرا آرام كند و مطمئن! اما مى خواهم خدمت بعضى از دوستان نكته اى را يادآورى كنم. اگر شما جلسات شبانه، روزانه، صبحانه و عصرانه، پشت پرده و جلوى پرده مى گذاريد تا مربى استقلال شويد، مطمئن باشيد براى فيروز كريمى تيم زياد است. اگر شما فقط يك استقلال را داريد، تك تك تيم ها مرا مى خواهند. مى دانيد من چه كسى هستم؟ فيروز كريمى … كسى كه كارنامه اش مشخص است. كسى كه موفق بوده و باز هم موفق خواهد شد. مى دانيد من چه كسى هستم؟ كسى كه قبل از اين شايستگى اش را در تهران، شهرستان و آسيا نشان داده بود. از وقتى در استقلال اين اتفاقات افتاد، انگيزه ام صد برابر شد. سال بعد من قهرمان هستم. هم در جام حذفى، هم در ليگ برتر. مى خواستم اين اتفاق براى استقلال مى افتاد. هرچند كه هنوز جام حذفى را هم دارم.
اين حرف ها معنى خاصى دارد. يعنى سال بعد فيروز در استقلال نيست!
< تيمش فرقى نمى كند. مى خواهم بمانم، حالا اگر اين توافق دوطرفه باشد كه چه بهتر! اما هر جا بروم، در هر محيطى باشم، انتقام اين روزهاى سخت را خواهم گرفت.
روزهاى سخت … فيروز كريمى چقدر به آه و نفرين معتقد است؟
-خيلى زياد!
اين آه هواداران اهوازى نبود؟
< نه … نمى دانم … من آنجا خالصانه و صادقانه خدمت كردم. نمى خواهم در مورد اهواز و استقلال صحبت كنم. فراموش كنيد … به سود هيچ كس نيست!
و جام حذفى. اگر پيروز شويد كه هيچ. اوضاع تا حدودى بر وفق مراد خواهد شد. اگر شكست خورديد چطور؟
< باز هم حرفم  را تكرار مى كنم. من تلاش خودم را كردم. بهترين تمرينات را در استقلال دادم. كارهايى كه در هيچ تيمى نكرده بودم. خداى من شاهد است كه حتى يك ثانيه هم كم نگذاشتم. بايد ديد آن وقت چه اتفاقى مى افتد. احتمالا ديگر حوصله همين چند كلمه حرف را هم نخواهم داشت.

هر كس از حجازى بهتر است اعلام كند
يكى از مسائل مهمى كه از روز اول گريبان فيروز كريمى را چسبيده است رابطه او با ناصر حجازى و مسائلى درباره كم كارى بعضى از بازيكنان است. كريمى در گفت وگو با ايسنا درباره رابطه اش با ناصرحجازى صراحتا مى گويد: «در ايران من چه كسى را بهتر از او مى توانم پيدا كنم. اگر كسى هست اعلام كند كه از حجازى بهتر است. خداى ناصرخان شاهد است كه او يكبار برخلاف نظر ما رفتار نكرده است و با وجود اينكه او مدير فنى تيم بود هيچ وقت نخواست كه نظرش را تحميل كند. او در توفيقات به دست آمده شريك است ولى در عدم توفيقات يك سر سوزن هم دخيل نبوده است. وقتى استخوان خرد كرده هايى مانند ناصرحجازى، على پروين، بيژن ذوالفقارنسب و قلعه نويى درباره فوتبال صحبت مى كنند و انتقاداتى را مطرح مى كنند اين انتقادها قابل پذيرش است ولى كسانى كه در شان من نيستند نبايد به خود اجازه حرف زدن بدهند.»
فيروز كريمى ذاتا استقلال را دوست دارد و در حقيقت استقلال را به خاطر خودش دوست دارد. كريمى درباره كم كارى و اين قبيل بحث ها مى گويد: «بازيكنان در اين مدت براى استقلال سنگ تمام گذاشتند و تمام تلاششان را كردند. اينكه كسى بخواهد آنها را متهم به كم كارى كند نهايت كم لطفى و عدم شناختش نسبت به مجموعه است. ما در اين فصل دچار بدشانسى شديم و عدم شناختم از شرايط و پشت پرده.
استقلال نيز مزيد بر علت شد. بعضى ها هم هستند كه براى حضور در استقلال لابى مى كنند و دلشان نمى خواهد كه با بيلان كارى شان وارد استقلال شوند و تلاش مى كنند با لابى و بزرگنمايى براى استقلال مشكل ايجاد كنند. اگر شرايط دوطرف مهيا بود در استقلال مى مانم و اگر هم شرايط فراهم نباشد به اين افراد ياد خواهم داد كه چگونه بايد از استقلال حمايت كرد. به اين افراد ياد خواهم داد كه چگونه با مصاحبه كردن استقلال را حمايت كنند.
آنها بايد بدانند كه با چاپلوسى و تملق دردى از دردهاى استقلال دوا نمى شود. نبايد هر كس به خودش اجازه اظهارنظر درباره استقلال را بدهد.»

حق جبارى اين محروميت نبود
استقلال امروز بايد در آزادى در جام حذفى به ميدان برود. راه آهن تيم سابق فيروز كريمى حريف آسانى براى استقلالى ها نخواهد بود. كريمى درباره اين ديدار مى گويد: «مطمئن باشيد كه استقلال هيچ مشكلى با راه آهن نخواهد داشت. اين تيم را به خوبى مى شناسم و نسبت به تفكرات حاكم بر اين تيم آگاه هستم. در حال حاضر همان تفكرات خود من و ميثاقيان بر تيم حاكم است. با شناختى كه از اين تيم دارم هيچ مشكلى براى گذر از راه آهن نداريم.» البته فيروز كريمى نگرانى اش را از نبودن جبارى مخفى نمى كند و در ادامه مى گويد: «مسلم است كه نبود مجتبى مى تواند تاثيرگذار باشد. جبارى به عنوان يك بازيكن با اخلاق، مومن و ملى پوش سابقه نداشته كه به كميته انضباطى برود و بايد به گونه اى با او برخورد مى شد كه حقش بود. او حتى سابقه سه اخطاره شدن را هم ندارد ولى با تمام اين شرايط اين ما هستيم كه تعيين مى كنيم شرايط بازى با راه آهن چگونه رقم بخورد. مقابل راه آهن عيار واقعى تيم ما مشخص مى شود.»
فيروز كريمى در پايان صحبت هايش با ايسنا درباره شرايط ماندنش در استقلال و انتظار از هواداران استقلال مى گويد: «اگر شرايط خدمت مهيا باشد مى مانم. اگر هم نماندم استقلال را دوست دارم. پيش از اينكه به استقلال هم بيايم ذاتا به اين تيم علاقه داشتم. اين صحبت را تمام مديرعامل باشگاه ها مد نظر داشته باشند كه من اگر در تيم آنها بودم انتظار نداشته باشند كه من در ديدار با استقلال روى نيمكت بنشينم. در مورد طرفداران هم بايد بگويم كه هنوز نتوانسته ايم جواب محبت هاى آنها را به خوبى بدهيم. تفاوت استقلال و پرسپوليس با ديگر تيم ها در همين طرفداران است. ما حساب طرفداران را از تماشاگران جدا مى كنيم و اميدواريم كه بتوانيم در بازى امروز از خجالت آنها دربياييم. ما براى شكست راه آهن هم قسم شده ايم.»

نيم نگاه
آن روز كه فيروز پيروز شد
پويان صفربيگلو

فيروز كريمى قول داد كه استقلال را قهرمان نيم فصل دوم كند و با اين تيم به قهرمانى جام حذفى برسد. آيا صاحب اين قول را مى شناسيد؟
اوايل دهه هفتاد بود كه پاسى ها به اتفاق مربى جوانشان براى رقابت  در جام باشگاه هاى آسيا آماده مى شدند. روزهايى كه از استقلال و پرسپوليس خبرى نبود و سبزپوشان تهرانى قدرت اول فوتبال ايران بودند.
كريمى در دور مقدماتى با يك امتياز و تفاضل گل بهتر نسبت به تيم پاكستانى به نيمه نهايى بازيها صعود كرد ولى كسب نتيجه مساوى مقابل نماينده پاكستان چيزى نبود كه كسى انتظارش را داشته باشد. مسؤولان بلندپايه باشگاه پاس به انتقاد شديد از فيروز كريمى پرداختند ولى مربى جوان فقط يك جمله گفت: «پاس را قهرمان مى كنم و مى روم.»
پاس در ادامه بازيها با فيروز كريمى قهرمان شد و اين تازه شروع كار كريمى در فوتبال ايران بود. پاس، بهمن، ابومسلم، راه آهن، استقلال اهواز و … همه و همه تيم هايى بودند كه با كريمى مدعى مى شدند. كم نبودند تيم هايى كه در ليگ هاى پايين تر دست و پا مى زدند ولى با كريمى نه فقط به ليگ اصلى مى آمدند بلكه به معناى واقعى تيم مى شدند ولى چرا كريمى تا به امروز نتوانسته است در استقلال نتيجه بگيرد؟
كريمى اگر با پاس «قول قهرمانى» در آسيا را مى داد، بازيكنانى هم داشت كه براى عملى كردن اين «قول» با تمام وجود بازى مى كردند.
گذشت آن روزهايى كه بازيكنان پاس اسم هايشان را روى توپ مى نوشتند تا هر بازيكنى در تمرين هميشه به ياد توپش باشد و به دنبال توپش.
فيروز اين روزها بايد با بازيكن هاى اشباع  شده اى اين قول را بدهد كه تمام فكر و ذكرشان همه چيز است به جز «توپ فوتبال»

براى ديدار با راه آهن
ليست ۱۸ نفره استقلال اعلام شد

ايران ورزشى - ليست ۱۸ نفره استقلال براى صف آرايى مقابل راه آهن درچارچوب رقابت هاى جام حذفى مشخص شد. كادر فنى تيم فوتبال استقلال اسامى ۱۸ نفر از بازيكنان را كه بايد درمقابل راه آهن حاضر شوند اعلام كردند. در اين ليست حميد شفيعى، مهيار حسن نژاد و پيروز قربانى جايى ندارند. اين ديدار فردا ( سه شنبه) ساعت ۱۶ و ۳۰ دقيقه در ورزشگاه آزادى برگزار مى شود.

براى روحيه دادن به تيم
فتح الله زاده و نفريه دراردوى استقلال

ايران ورزشى - در آستانه ديدار تيم هاى فوتبال استقلال و راه آهن در چارچوب رقابت هاى جام حذفى، فتح الله زاده مدير عامل و نفريه، عضو هيات مديره باشگاه در اردوى استقلالى ها حاضر شدند. استقلالى ها كه خود را براى بازى مقابل راه آهن در جام حذفى آماده مى كنند به علت حساسيت اين ديدار به اردوى شبانه روزى رفتند. اين درحالى است كه فتح الله زاده و نفريه براى روحيه دادن به بازيكنانشان به اردوى استقلالى ها رفتند.

ورمزيار: جام حذفى متعلق به ماست

ايران ورزشى - مربى استقلال درخصوص شانس قهرمانى تيمش در جام حذفى مى گويد: به شخصه مى دانم كه شرايط بازى در جام حذفى چقدر حساس است ولى ما از چند ماه پيش تمام تمركزمان را روى جام حذفى معطوف كرده ايم و مطمئن هستم كه جام حذفى را كسب خواهيم كرد. متاسفانه بازيكنان ما در برخى اوقات جوانى مى كنند و فكر مى كنند با يك باخت همه چيز تمام شده است و از بازيكنان با تجربه و بزرگى مانند آن ها بعيد است. ورمزيار ادامه مى دهد: در طول هفته و بعد از بازى با ابومسلم جلسات زيادى را با بازيكنان داشته ايم و شرايط را براى آن ها توصيف كرده ايم و فكر مى كنم از لحاظ شرايط روحى هم درحد خوبى به سر مى بريم.

مسببان محروميت جبارى را به خدا واگذار مى كنم

ايران ورزشى - صادق ورمزيار در ادامه گفت وگويش محروميت جبارى را بسيار ناعادلانه عنوان مى كند: در چند سال شناختى كه از مجتبى دارم، فكر نمى كنم كه وى چنين خصلتى داشته باشد و اين محروميت را به هيچ وجه عادلانه نمى دانم و عاملان اين محروميت نابجا را به خدا واگذار مى كنم البته ما در برابر اين تصميم كارى نمى توانيم بكنيم و پيگيرى اين موضوع را به مديريت باشگاه واگذار كرده ايم. مربى استقلال با اشاره به عدم حضور جبارى مى گويد: جبارى بعد از مدت ها مصدوميت تازه در تيم ما جا افتاده بود و كمك زيادى در اين بازى حساس مى توانست به ما بكند.

ايران كنگو؛ پنج خرداد در آزادى

ايران ورزشى - پس از لغو ديدار دوستانه تيم ملى ايران برابر مالى، كنگو جايگزين هم قاره اى خود شد.
پس از آنكه فدراسيون فوتبال مالى با حضور بازيكنان اصلى اش در ديدار دوستانه با تيم ملى ايران موافقت نكرد، كميته بين الملل فدراسيون فوتبال مذاكراتى را با چندين كشور آغاز كرد كه در نهايت فدراسيون فوتبال كنگو با پيشنهاد فدراسيون فوتبال ايران موافقت كرد و قرارداد انجام اين بازى هم بين دو فدراسيون ايران و كنگو امضا شد. روز گذشته نسخه اى از قرارداد اين بازى براى فدراسيون فوتبال كنگو ارسال شد. فدراسيون فوتبال ايران ۲۵ مه (پنجم خرداد) را به كنگو پيشنهاد داد كه فدراسيون فوتبال اين كشور هم موافقت خود را براى بازى با تيم ملى ايران در يكى از روزهاى چهارم يا پنجم خرداد اعلام كرده است.

مذاكره هاشميان با كولر
احتمال بازگشت هلى كوپتر به بوخوم

ايران ورزشى - مهاجم ايرانى تيم هانوفر در آستانه بازگشت به تيم آلمانى سابق خود قرار گرفته است. وحيد هاشميان كه در پايان فصل جارى قراردادش با هانوفر به پايان مى رسد، مايل است به تيم بوخوم كه در آن سابقه بازى داشته و موفق نيز بوده بپيوندد. روزنامه اكسپرس در اين باره نوشت: « هاشميان به همين منظور با مارسل كولر، سرمربى سوييسى بوخوم مذاكره كرده و اين امر حتى از سوى مدير برنامه هاى وى نيز مورد تاييد قرار گرفته است.» مطابق اين گزارش هاشميان با پيشنهادات ديگرى نيز روبرو است و ظرف دو تا پنج هفته آتى تصميم خود را دراين باره مى گيرد.
مهاجم ملى پوش ايران در اين رابطه مى گويد: «بوخوم خانه من و تمام وجودم است.» هاشميان در فصل ۲۰۰۲-۲۰۰۱ از تيم هامبورگ جدا شد و به بوخوم پيوست و در سال ۲۰۰۴ به تيم بايرن مونيخ پيوست. هاشميان در ۷۸ بازى كه براى بوخوم انجام داد ۲۶ بار موفق به گلزنى شد.

AFC: سپاهان - الاتحاد، بدون كريمى

سايت AFC - محمود كريمى به دليل مصدوميت از ناحيه چشم در ديدار حساس برابر الاتحاد عربستان در ليگ قهرمانان نمى تواند نماينده ايران را در بازى برگشت همراهى كند. پاره شدن مويرگ هاى چشم محمود كريمى مهاجم موثر سپاهان اصفهان خبر بدى بود كه روز يكشنبه در رسانه هاى ايران منتشر شد.
گلزن ۲۹ ساله زرد پوشان اصفهانى در بازى جمعه با مس كرمان و بعد از آنكه شوت محكم رسول ميرطرقى به طور تصادفى به صورتش برخورد كرد، شبكيه چشم چپش آسيب ديد تا براى معالجه به تهران فرستاده شود.

نماينده AFC فردا وارد تهران مى شود

ايران ورزشى -مدير دپارتمان تيم هاى پايه كنفدراسيون آسيا امروز براى بازديد از اردوگاه باهنر وارد تهران مى شود. جان ويتل انگليسى كه نماينده AFC است براى بازديد از محل برگزارى فستيوال تيم هاى زير ۱۴ سال آسيا در منطقه جنوب وارد تهران مى شود.
ويتل از ساعت ۱۰ صبح امروز به همراه مسؤولان مربوطه در فدراسيون از اردوگاه شهيد باهنر در تهران بازديد مى كند. فستيوال زير ۱۴ ساله ها كه ابتدا قرار بود در اصفهان برگزار شود؛ به دليل مشكل در جابه جايى تيم ها به تهران منتقل شد و از تاريخ ۲۴ ارديبهشت تا سوم خرداد برگزار مى شود. در اين فستيوال تيم هاى ايران، افغانستان، نپال، هندوستان، پاكستان، سريلانكا، بوتان، بنگلادش و مالديو حضور دارند.

مهدى تاج:
قرارداد پخش تلويزيونى AFC براى ما مشكل ساز مى شود

ايران ورزشى -مهدى تاج، نايب رييس فدراسيون فوتبال هشدار داد در صورتى كه با صدا و سيما به تعامل منطقى نرسيم و حق پخش بازيهاى فوتبال را در اختيار كنفدراسيون آسيا نگذاريم ، مشكلات زيادى براى فوتبال كشورمان به وجود مى آيد و چه بسا در آينده نمونه اى تلخ تر از اتفاقات چندماه اخير، گريبان ايران را بگيرد.
مهدى تاج در گفت و گويى، به شرح موارد مطرح شده از سوى نمايندگان AFC پرداخت. وى گفت : AFC مداركى را جهت تنظيم نهايى به همراه نمايندگان خود به ايران فرستاد . در چند نشست تخصصى با اين افراد ، موارد مورد بحث را بررسى كرديم و در نهايت اين موارد به اطلاع كنفدراسيون آسيا رسيد. در اين موارد گزينه هايى وجود داشت كه از جمله آنها ثبت شركتى تيم هاى ليگ برتر، طراز مشخص شده باشگاه ها و قرارداد پخش تلويزيونى براى AFC از جمله اين شرايط بود كه ما به جز قرارداد پخش تلويزيونى همه موارد را انجام داديم. تصور ما اين است كه در آينده اين جريان براى ما ايجاد دردسر خواهد كرد.