رضا عربى
Reza Arabi
پيروز قربانى پس از مدت ها نيمكت نشينى حالا به اين نتيجه رسيده است كه تا پايان فصل ديگر نمى تواند در تركيب استقلال قرار بگيرد. مدافع با اخلاق استقلال كه به واسطه رفتارش سال ها در استقلال به بازيكنى ثابت بدل شده بود، حالا مى خواهد پيش از پايان فصل تكليفش را روشن كند. قربانى كه تصور مى كند با حضور فيروز كريمى ديگر جايى در تركيب استقلال نخواهد داشت فكر تيم جديدى است تا از اين راه خيلى چيزها را به كادر فعلى استقلال ثابت كند ... ظهر ديروز، ساعاتى پيش از تمرين عصرگاهى استقلال پاى حرف هاى پيروز قربانى نشستيم. پيروز اين روزها دل تنگى دارد، او از بى مهرى ها ناراحت است و به همين دليل طاقتش طاق شده است ...
اگر درست گفته باشم دفعه قبل كه با هم حرف زديم، گفتى خيلى آماده ام؛ پيروز قربانى اين روزها در چه وضعيتى قرار دارد
* آماده، حتى آماده تر از روزهاى قبل ...
يعنى با ماه هاى پيش هيچ فرقى نكردى
* نه، من خيلى آماده تر هم شده ام؛ خوب تمرين مى كنم و انگيزه ام نسبت به روزهاى قبل خيلى بيشتر شده است.
تو فكر مى كنى يك مربى دوست دارد بى دليل بازيكن آماده اش را از تركيب اصلى بيرون بگذارد
* بله! چرا كه نه، الان در استقلال دارد اين اتفاق مى افتد؛ پيروز قربانى آماده است، هيچ مشكلى ندارد و در بهترين شرايط به سر مى برد اما مربيان از او استفاده نمى كنند.
تو هم طبق معمول از اين وضعيت ناراحتى، درست است
* ديگر زدم به بى خيالى! مثل سابق ناراحت نمى شوم ... مى گويند آب كه از سر بگذرد، چه يك وجب، چه صد وجب.
مشكل فنى دارى، آقا پيروز
* اگر بگويم نه، مى گوييد دارد از خودش تعريف مى كند! اما حقيقت اين است كه من مشكل فنى ندارم.
همه بازيكنانى كه از تركيب دور مى مانند مثل تو حرف مى زنند. شايد تو هم اشتباه بكنى
* احساس مى كنم كه با كادر فنى استقلال مشكل دارم؛ يعنى آنها با من مشكل دارند! من خيلى خوب كار مى كنم اما به نظر مى رسد آنها به دليل مسائل ديگر من را در تركيب اصلى قرار نمى دهند.
شايد حرفى زدى يا چيزى گفتى كه به مربيان استقلال برخورده است
* اصلا حرفى نزدم، مطمئن باشيد. اگر هم زده باشم نبايد به خاطر يك حرف «كوچك» نيم فصل يك بازيكن نابود شود. شما مى دانيد كه من فقط جلوى پگاه بازى كردم
بله، شايد همان جا نتوانستى خودت را نشان بدهى
* باور كنيد اگر دست خودم بود همان بازى هم بيرون مى نشستم. آنها دارند با آبروى من بازى مى كنند.
منظورت مربيان استقلال است
* بله! من اجازه نمى دهم با آبروى ۷ ساله ام بازى شود. دارند من را ذره ذره نابود مى كنند. مگر من چه گناهى مرتكب شدم
بهتر نيست خودت با فيروز كريمى خصوصى حرف بزنى تا مشكلت برطرف شود
* نيازى نيست، چون من كارى نكردم كه بخواهم با مربيان استقلال حرف بزنم. وقتى با شخصيت من بازى مى شود چه كار بايد بكنم.
... يك روز با صادق ورمزيار حرف مى زديم كه ايشان حرفى درباره مدافعان استقلال زد كه بسيار مهم بود؛ ورمزيار آن روز مى گفت تو و اميرحسين صادقى دل به تمرين نمى دهيد.
* من عليه آقاى ورمزيار حرفى نمى زنم و نخواهم زد. باور كنيد مشكل من فنى نيست، من مشكلات ديگرى دارم كه باعث شده از تركيب اصلى بيرون بمانم.
چرا واضح تر حرف نمى زنى
* به هرحال من به نوعى حرف هايى كه بايد مى زدم را زدم؛ من نظر خودم را گفتم و معتقدم مسائل فنى ربطى به نيمكت نشينى ام ندارد.
اما بعيد به نظر مى رسد استقلال تو را از دست بدهد. آنها ۷ سال روى تو سرمايه گذارى كرده اند. پيروز قربانى ساده به دست نيامده است ...
* ببينيد من شخصيتم را از سر راه نياوردم. خيلى به من توهين شده و اگر سال آينده هم قرار باشد اين مربيان در استقلال باشند من نمى مانم حتى اگر استقلال من را بخواهد.
انگار دوست ندارى ديگر در استقلال باشى
* من استقلال را از صميم قلب دوست دارم؛ بنويس، پيروز قربانى عاشق استقلال و هوادارانش است و در اين مدت هيچ گاه براى تيمش كم نگذاشته است اما شرايط اگر همان كه گفتم باشد من در استقلال نمى مانم.
مى خواهى كجا بروى
* ان شاءالله هر جا كه قسمت باشد ... فكر مى كنم با اين شرايط اگر در استقلال نباشم خيلى بهتر است چون با اين كادر فنى نمى توانم كار كنم.
پيشنهاد مى كنيم بروى با حاجى فتح الله حرف بزنى، شايد مشكلات حل شود.
* ... نمى دانم، شايد بروم اما بايد بدانم چرا بعد از بازى با استقلال اهواز ديگر در تركيب اصلى قرار نگرفتم ... شايد هم فقط از خودم پرسيدم !