قرار مصاحبه را در دفتر غيررسمى باشگاه استقلال گذاشتيم همان ساختمانى كه فتح الله زاده به قول خودش در آن مشغول كارهاى فرهنگى است خيابان لارستان كوچه افتخارى نيا.
گرماى هوا در ساعت ۱۲ ظهر به اوج خود رسيده كه رو در روى مديرعامل استقلال مى نشينيم، اگر زمان اجازه مى داد فتح الله زاده ساعت ها از مشكلات و گرفتارى هاى مديريتى و غيرمديريتى دومين تيم محبوب كشور سخن مى گفت. مصاحبه در همان مكانى برگزار شد كه آبان ماه ۸۶ يكى از خبرسازترين اتفاقات فوتبال ايران در سال گذشته رقم خورد. جلسات جنجالى هيات مديره استقلال براى انتخاب سرمربى جديد تيم و جايگزينى فيروز كريمى يا امير قلعه نويى به جاى ناصر حجازى. در همان رقابت تنگاتنگ بود كه قرعه به نام فيروز خورد و ژنرال آبى ها ناچار رهسپار كرمان شد.
هنوز ۶ ماه از آن واقعه نگذشته اما در لابلاى كلام دكتر آبى ها مى توان فهميد از انتخاب آن روزها خيلى راضى به نظر نمى رسد و حتى در جواب يك پرسش به صراحت گفت كه قهرمانى جام حذفى بى ترديد نقش تعيين كننده براى تمديد قرارداد كريمى ايفا مى كند.
در حالى كه در تمام مدت دو ساعت گفت و گوى ما نگرانى در چهره اش موج مى زد اما از حق نگذريم در برابر تندترين سؤالات ما هم لبخند از گوشه لبانش محو نشد. اينكه فتح الله زاده لااقل در تعمل منتقدان منصف رسانه اى سعه صدر دارد و با كوچكترين انتقادى از كوره درنمى رود جاى خوشوقتى است حرف هاى بسيارى دارد اما براى حفظ آرامش نسبى تيمش ترجيح مى دهد سكوت كند تا سخت ترين سال مديريتى اش سپرى شود.
زونكن روزنامه هاى ورزشى را با تامل ورق مى زند و با انگشت سبابه اش روى تيترهاى تند مى كوبد، از انتظارهاى فراوان گلايه دارد، از اينكه چرا اينقدر او و تيمش را آماج مطالب تند و تيز قرار مى دهند.
اعتراف مى كند به ناكام بودن استقلال اما اميدوار به آينده از قهرمانى استقلال در رقابت هاى جام حذفى سخن مى گويد: همه مى خواهند يك ساله من، على فتح الله زاده اين باشگاه را به بالاترين نقطه برسانم اما واقعيت اين است كه موفقيت اين تيم به زمان احتياج دارد. شما نمى دانيد چه ها بر من گذشت، امسال براى من، على فتح الله زاده ۳۶۵ روز نبود، هر ثانيه براى من حكم يك سال داشت، اما من مرد روزهاى سختم نزديك به دو دهه. در اين ورزش زندگى كردم و به اين سادگى ها در برابر مشكلات كمر خم نمى كنم.»
با على فتح الله زاده بى پرده حرف زديم تا شايد بغض مديرى كه اين روزها به سيبل مركزى منتقدان فوتبال تبديل شده بتركد و حرف هاى ناگفته بيان شود. مديرعامل استقلال حرف هاى زيادى زد اما در پايان خواست بخشى از آنها منتشر نشود تا شايد استقلال راه هموارى براى رسيدن به جام قهرمانى پيش رو داشته باشد.
اگر زمان به عقب برگردد على فتح الله زاده دوباره ناصر حجازى را انتخاب مى كرد يا اشتباه خود را جبران مى كرد.
من در انتخاب ناصر حجازى اشتباهى مرتكب نشدم، باور كنيد اگر به اول فصل باز مى گشتيم دوباره ناصر حجازى را به عنوان سرمربى انتخاب مى كردم. چون به او اعتقاد دارم، من تيمى كه ناصر حجازى جمع و جور كرد را همه جوره قبول دارم، تيم ما از پرسپوليس و سپاهان هيچ چيز كم ندارد. اگر خبرنگارى منكر اين واقعيت است خيلى صريح اعلام كند حاضرم تك به تك بازيكنان را كنار هم بگذاريم و مقايسه كنيم.
اما بسيارى از كارشناسان و خبرنگاران بر خلاف نظر شما عقيده دارند استقلال خوب بسته نشده، حتى سرمربى فعلى باشگاه هم مى گويد جنس استقلال جور نيست.
متاسفم كه فيروز كريمى اين حرف را مى زند چون حقيقتا اين طور نيست. تيم ما در حد پرسپوليس بسته شد اما مربيان براى توجيه ناكامى هاى خود معتقدند تيم بد بسته شده است.
اين لحن شما بدين معناست كه ناكامى هاى استقلال هيچ ارتباطى با نوع انتخاب شما ندارد.
من هم مى توانم مثل ساير انسان ها اشتباه داشته باشم اما در انتخاب ناصر حجازى به عنوان سرمربى استقلال هيچ اشتباهى مرتكب نشدم. عيب تيم ما بدشانسى هاى فراوان است، ما در اين فصل با اشتباهات داورى ۱۸ پنالتى مسلم را از دست داديم كه ۶ پنالتى براى ما ۳ امتيازى بود شما به امتياز فعلى استقلال ۱۸ امتياز اضافه كنيد مى بينيد ما جزو مدعيان قهرمانى قرار مى گيريم.
اگر اينگونه محاسبه كنيد پرسپوليس بايد الان قهرمان ليگ برتر مى شد، اما واقعيت اين است كه پرسپوليس در سكوى سوم است و استقلال در رده نهم با يازده باخت سؤال برانگيز !
قبول دارم اما اشتباه و حادثه هم حدى دارد.داوران ايرانى انسان هاى نيكى هستند اما باور كنيد امسال استقلال از داورى ضربه هاى جبران ناپذيرى دريافت كرد. قصد ندارم ناكامى هاى استقلال را به گردن داوران بيندازم اما حقيقتا تصميمات اشتباه برخى داوران كمر استقلال را شكست. براى اثبات اين موضوع مى توانم آرشيو برنامه هاى تلويزيونى را بياورم تا از زبان كارشناسان بشنويد كه حق استقلال پايمال شد.
شايد اشتباهات داورى در مواقعى به سود استقلال نبوداما زمانى كه شما گل نزن ترين مهاجم فوتبال ايران را در اختيار داريد چگونه مى توانيد اشتباهات داورى را دليل اصلى ناكامى استقلال بيان كنيد
اين عامل بعدى ناكامى ماست. در ليگ جارى بيشترين موقعيت گل را داشتيم اما اكثر آنها به دليل ناتوانى خط حمله از بين رفت، زمانى كه ما در موقعيت گل بيشترين ناكامى را داشتيم بايد بپذيريم كه روحيه تيم با مشكل مواجه مى شود، داستان ناكامى هاى فعلى استقلال همانند حلقه هاى زنجير كنار هم جمع شدند تا استقلال به اين روز بيفتد. من تنها مى توانم بگويم ما بدشانس بوديم.
فكر نمى كنيد در اين ناكامى شما مقصر اصلى هستيد
شايد باشم.
دوباره به گذشته برمى گرديم، زمانى كه امير قلعه نويى و فيروز كريمى برنامه هاى خود را به جلسه هيات مديره استقلال آورند، اگر مجددا قرار بود از بين اين دو يك نفر را به عنوان جانشين حجازى انتخاب كنيد باز هم فيروز را انتخاب مى كرديد.
من همان موقع هم نمى خواستم فيروز كريمى را به استقلال بياورم چون معتقد بودم بركنارى حجازى يك اشتباه است و آوردن كريمى اشتباه بزرگتر، فيروز كريمى يا هر فرد ديگرى كه مورد تاييد ما بود بايد از ابتداى فصل كار خود را شروع مى كرد، اگر او از اول فصل تيم را مى بست بايد پاسخگو مى بود نه اينكه مثل الان دائم بگويد كه جنس ما جور نيست!
چه كسى باعث شد على رغم مخالفت شما فيروز كريمى جانشين حجازى شود.
جمع تصميم گرفت، ما در هيات مديره ساعت ها حرف زديم و در پايان مصوب شد كريمى جانشين حجازى شود.
اين جمع شامل چه افرادى مى شوند.
دوستان هيات مديره.
شما و منصور پورحيدرى مخالف حضور كريمى در استقلال بوديد پس بايد فرد با نفوذى زمينه حضور فيروز را فراهم كرده باشد. آن فرد چه كسى بود!
ما تابع جمع بوديم، وقتى راى گيرى صورت گرفت و كريمى به عنوان سرمربى انتخاب شد، تصميم گرفتيم با جديت از آن حمايت كنيم.
اما كريمى طبق پيش بينى شما موفق نشد و نتايج حجازى به مراتب بهتر از كريمى بود.
ـ حالا وقت اين حرف ها نيست اما واقعيت اينگونه است كه حجازى از كريمى موفق تر بود. اگر باشگاه استقلال مال من بود باور كنيد تا آخر فصل پاى حجازى صبر مى كردم اما فيروز كريمى را سرمربى نمى كردم چون بايد به يك مربى فرصت كافى را داد نه اينكه از هفته اول دائم براى او پيغام بفرستيم كه بركنارت مى كنيم. من منكر توانايى هاى فنى فيروز كريمى نمى شوم، او يكى از مربيان موفق قاره آسياست اما حاشيه هاى اطراف او باعث مى شود عامل بازدارنده اى براى پيشرفت خارق العاده اش به وجود آيد. متاسفانه كريمى بيشترين قسمت انرژى خود را صرف حاشيه مى كند. شايد از اين حرف من ناراحت شود اما نيمى از مشكلات ما به حاشيه هاى كريمى مربوط مى شود. فيروز نمى تواند حرف زدن را كنار بگذارد.
چرا هيچ وقت سراغ گزينه هاى بى حاشيه نمى رويد.
من يك بار فكر كردم و كخ را به تهران آوردم. بعد از انقلاب هيچ گزينه اى به دانش فنى كخ به ايران نيامد، كخ در فيفا صاحب كرسى بود اما نگذاشتند كار كنند. گروه بيرونى زيرآب كخ را زدند.
اين گروه چه كسانى هستند چرا براى يك بار نام آنها را اعلام نمى كنيد.
اينها اسم خاص ندارند يك گروه هستند كه در تمام ادوار عليه استقلال گام برداشتند. همين حالا هم اين گروه فعالند. فكر مى كنيد چه كسى باعث تخريب حجازى شد، همين افراد آنچنان جريان سازى مى كنند كه عواقب تلخى در پى دارد.
چرا براى مقابله با اين جريان تدبيرى نمى كنيد.
تعارف كه نداريم فوتبال ما از شرايط حرفه اى تبعيت نمى كند، مدير، مربى و ساير عنصرهاى اجرايى هيچ يك از ثبات مديريتى برخوردار نيستند، مديرى كه برنامه هاى كلان در سر دارد به يكباره با هجوم هواداران از كار بركنار مى شود، سرمربى با كوچكترين لغزش از كار كنار گذاشته مى شود. متاسفانه اين روند باعث مى شود هيچ فردى به درستى كار خود را انجام ندهد. اگر باشگاه خصوصى اداره شود مديرعامل مى تواند براساس تفكرات خود امور تيمدارى را انجام دهد اما زمانى كه مديرعامل اختيارى ندارد هر اتفاقى ممكن مى شود.
به عقيده شما ثبات در مديريت فاكتور اصلى موفقيت در تيمدارى است اما سال گذشته استقلال بدون مديرعامل در كورس قهرمانى حضور داشت ولى با آمدن شما افت محسوسى به سراغ استقلال آمد و در نهايت نه تنها قهرمان نشديد بلكه پايين تر از پرسپوليس در سكوى چهارم ايستاديد.
اين موضوع را قبول ندارم، من زمانى كه آمدم استقلال با بحران روبه رو بود اما توانستم با مديريت بحران استقلال را براى رسيدن به قهرمانى آرام كنم. شما خوب مى دانيد كه چه اتفاقاتى سال گذشته در اين باشگاه به وجود آمد اما اگر اينگونه كه شما مى گوييد باشد كه بايد تمام مديران را به خانه بفرستيم. اصلا اين طور نيست. استقلال سال گذشته به هيچ وجه مدعى قهرمانى نبود. شما با اين حرف ها كه از سر پختگى نيست ذهن هوادار را آشفته مى كنيد و آنها را آزار مى دهيد. بايد بپذيريد كه حرف شما درست نيست، با صراحت مى گويم استقلال پارسال هيچ شانسى براى قهرمانى نداشت.
با چه تفكرى اين حرف را بيان مى كنيد.
استقلال قبل از آمدن من سه بار باخته بود و به هيچ وجه شانسى براى قهرمانى نداشت، من استقلال را بدتر نكردم درست همان طورى عمل كرديم كه استقلال در نيم فصل اول نتيجه گرفته بود. من در يك شرايط خاص استقلال را تحويل گرفتم كه نه هيات مديره داشت نه مالك، درثانى اين تيم را من نبسته بودم كه حالا پاسخ ناكامى آن را بدهم.
يعنى مقصر ناكامى سال گذشته را هيات مديره و مديرعامل سابق مى دانيد.
اين جمله زيبا نيست، اجازه بدهيد در اين باره حرف نزنيم.
حرف اصلى على فتح الله زاده ثبات در مديريت است اما اين روزها شايعات بسيار زيادى درباره تغيير مديريت استقلال شنيده مى شود. اگر اين شايعات به واقعيت ختم شود چه عكس العملى نشان مى دهيد.
واقعا متاسف مى شوم براى فوتبال ايران، باور كنيد اگر آخر فصل حكم به كس ديگرى بدهند خيلى راحت از كار دست مى كشم و هيچ جا عليه سازمان و مديرعامل جديد حرف نمى زنم اما عاجزانه به عنوان فردى كه بيش از ۱۲ سال براى اين ورزش زحمت كشيدم تقاضا دارم مديرعامل را يكساله انتخاب نكنند، مربى و بازيكن يكساله يا دوساله برايشان فرق ندارد اما براى مديرعامل حداقل زمان مناسب سه سال است. خدا را شاهد مى گيرم زمانى كه مقداد نجف نژاد به عنوان مديرعامل انتخاب شد در يك برنامه تلويزيونى اعلام كردم انتخاب نجف نژاد مناسب نبود اما حالا كه انتخاب كرديم بايد زمان مناسب را به او بدهيم نبايد يك سال تمام نشده او را كنار بگذاريم.
اما براى اين اتفاق بايد يك نكته قانع كننده وجود داشته باشد ولى استقلال هيچ دفاعيه اى در اختيار ندارد.
دفاعيه قابل قبولى موجود است اما متاسفانه همه به دنبال بزرگ كردن ناكامى ها هستند، اين استقلال شبيه يك ماشين بنز مدل بالاست كه براى راه رفتن چرخ ندارد. چرخ اين اتومبيل گرانقيمت چند بازيكن طراز اول است. قول مى دهم براى فصل بعد ما اگر چند مهره ارزشمند بگيريم اين بنز به حركت درمى آيد و هيچ ماشينى به گرد آن هم نمى رسد.
پس چرا اول فصل سران باشگاه اعلام كردند استقلال قهرمان مى شود
من هيچ وقت اين حرف را نزدم، هر كسى اين ادعا را بيان كرده بايد جوابگو باشد. من از اول فصل بارها گفتم براى موفقيت و قهرمانى نياز به فرصت سه ساله داريم.
اين حرف را به اين دليل عنوان كرديد كه اگر موفق نشديد، مديران و مربيان سابق عليه شما انتقاد نكنند. طرح برنامه سه ساله يك حربه مديريتى از سوى شما بود، درست همان طور كه اميرقلعه نويى مدعى بود استقلال با برنامه سه ساله قهرمان شد.
شايد اين موضوع يك ترفند مديريتى بوده اما شما نمى توانى الان مشت من را باز كنى. بايد صبر كنى سه سال بگذرد بعد بفهمى داستان از چه قرار بوده است. درضمن ما اين برنامه را در دست داريم و طبق آن پيش مى رويم.
سرنوشت اين برنامه سه ساله چه مى شود
اين اتفاق قابل پيش بينى نيست، تنها خدا مى داند سرانجام اين كار چه مى شود.
به نظر مى رسد اين برنامه به هيچ جا نرسد.
اين ذهنيت غلط شماست. ما برنامه خود را آنچنان طراحى كرديم كه پس از سه سال موفقيت حاصل شود.
چه تضمينى براى اين فرضيه وجود دارد
انتظار داريد سند منزلم را گرو بگذارم، آقا به خدا ما اين برنامه را در اختيار داريم و از روى برنامه حركت مى كنيم.
واقعيت موجود بيانگر اين است كه برنامه ۳ ساله و برنامه هاى بلندمدت مديران ما راه فرارى براى توجيه ناكامى هاست. به فرض مثال ما با برنامه ۱۲۰ صفحه اى در جام ملت ها به هيچ جا نرسيديم.
اين نظر شماست در حالى كه ما عقيده ديگر داريم. عجله نكنيد صبر كنيد تا برنامه ما به بار نشيند.
با اين حال قول مى دهيد ۳ سال ديگر استقلال قهرمان آسيا شود.
به هيچ وجه ،من به جرات مى گويم اگر اين ۳ سال ما با برنامه جلو برويم جزو فيناليست هاى ليگ قهرمانان آسيا خواهيم شد.
يعنى قول قهرمانى هم نمى دهيد!
من هرگز نمى گويم قهرمان مى شويم چون نمى خواهم اگر غير از اين شد هر روز از من سؤال شود كه چرا قهرمان نشديد.
اما هوادار استقلال و پرسپوليس نمى تواند بپذيرد ۳ سال خون دل بخورد شايد قهرمان شدند، هوادار استقلال و پرسپوليس دوست دارد هر سال تيمش را قدرتمند ببيند نه اينكه دلخوش به اين باشد كه پس از ۳ سال نداند قهرمان مى شود يا نايب قهرمانى را به دست مى آورد.
شما اگر كسى را سراغ داريد كه يكساله بتواند اين تيم را قهرمان كند حتما به آقايان معرفى كنيد.
حبيب كاشانى در آستانه كسب اين موفقيت است.
اشتباه شما همين جاست، تيمى كه الان به عنوان پرسپوليس مى بينيد امسال تشكيل نشده.
بازيكنان اين تيم حداقل ۳ سال كنار همديگر حضور داشتند اما بازيكنان استقلال همه جديد به تركيب اين تيم اضافه شدند. مقايسه استقلال با پرسپوليس يك اشتباه محض است. من تازه در شرايط مديرعامل پرسپوليس قرار گرفتم اگر فصل بعد ۵ بازيكن جديد به تركيب اين تيم اضافه كنيم تازه مى شويم مثل پرسپوليس ،۸۶ من خواهش مى كنم شرايط مرا درك كنيد بعد سؤالات خود را به اين تندى مطرح كنيد.
پيش از اين گفته بوديد در فصل نقل و انتقالات نظارت ويژه اى خواهيد داشت چون فصل قبل اتفاقات خوبى نيفتاد.
درست است. ما به اين دليل كه تنها ۴-5 بازيكن ليگ برترى مى توانيم جذب كنيم با دقت خاصى اين كار را انجام مى دهيم.
از موجودى فعلى چند نفر كنار گذاشته مى شوند
فكر مى كنم ۳ يا ۴ بازيكن از ليست خارج شوند.
اما فيروز كريمى در يك برنامه تلويزيونى چنين وانمود كرد كه تعداد بازيكنان مازاد بيشتر از ۳ يا ۴ نفر خواهند بود.
امكان ندارد، ما به اندازه اى كه مى توانيم بازيكن خريد كنيم، بازيكنان را آزاد مى كنيم.
از ليست جنجالى ۱۵ نفر چند نفر خارج مى شوند.
بعيد مى دانم اين خبر درست باشد. چون ما با خروج ۱۵ بازيكن قادر به جايگزين نمودن بازيكنان جديد نيستيم.
به عنوان يك هوادار استقلال چند نفر از اين ۱۵ نفر را مرخص مى كرديد.
7 نفر را مرخص مى كردم نه كمتر نه بيشتر!
قبول داريد انتشار ليست مازاد يك اتفاق طبيعى در فوتبال روز جهان است.
ليست مازادى كه روزنامه شما آن را منتشر كرد تيم مرا به حاشيه برد، بايد بپذيريم كه شرايط فوتبال اروپا با شرايط فوتبال ما برابر نيست. آنها حرفه اى برخورد مى كنند اما اينجا با انتشار اين ليست هزاران اتفاق ناخوشايند رخ مى دهد كه تنها باشگاه استقلال ضرر مى كند. ما هنوز به معناى واقعى حرفه اى نشديم.
اما قراردادهاى نجومى اين موضوع را تاييد نمى كند شما به بازيكنان حرفه اى پول مى دهيد اما برخورد آنها آماتور گونه است.
داستان ما فرق دارد هنوز كسى نمى تواند ادعا كند فوتبال ايران حرفه اى شده است. اجازه بدهيد فرصت ديگرى در اين باره حرف بزنيم در شرايط فعلى هر حرف من مى تواند تيم را از آرامش دور كند.
به نظر مى رسد استرس شديدى براى كسب جام قهرمانى حذفى داريد، فكر نمى كنيد اين تفكر باعث مى شود مديران ما در برخى مواقع به ديگران باج دهند تا تيم به خطر نيفتد.
طبيعى است، هر مديرى مجبور است باج بدهد، من هم در مواقعى باج دادم اين قانون مديريت است چون ثبات در مديريتى هاى امروز وجود ندارد به فرض مثال شما فكر مى كنيد چرا آرى هان از ايران رفت، چرا مصطفى دنيزلى كه موفق تر از آرى هان بود محترمانه رد شد. چرا رولند كوخ به اين شكل از فوتبال ايران حذف شد تنها به اين دليل كه مديران ما به تنهايى تصميم گيرنده نبودند. شايد درست نباشد اما بايد بگويم چون اين دو باشگاه مال من و مديرعامل پرسپوليس نيست مجبوريم باج بدهيم. آنها كه مى گويند فلان كار را بكن حق دارند چون باشگاه كه خصوصى نيست بايد حق آنها نيز ادا شود تا تيم با مشكلات بعدى مواجه نشود. اگر باشگاه استقلال مال خودم بود به احدى باج نمى دادم.
چرا استقلال را نمى خريد
پول خريد استقلال را ندارم، تنهايى نمى توانم استقلال را بخرم شايد با بعضى از دوستانم بتوانم اين كار را انجام بدهم.
اگر استقلال در جام حذفى قهرمان نشود احتمال تغيير و تحول در باشگاه استقلال وجود دارد.
من براى رفتن آماده ام اما اگر قرار است كسى سر مرا ببرد لطفا با كارد آلمانى اين كار را انجام دهد نه با يك كارد ميوه خورى قديمى.
اگر قهرمان جام حذفى نشويد شما به عنوان مديرعامل درباره كادر فنى چه تصميمى مى گيريد
چاره اى جز خداحافظى با كريمى ندارم. ببين من پاى كريمى خيلى صبر كردم اما با از دست رفتن جام قهرمانى ديگر نمى توانم از او حمايت كنم. خود او هم مى داند از دست دادن جام قهرمانى يعنى خداحافظى با استقلال.
فكر مى كنيد اين اتفاق روى دهد
اميدوارم كه اينطور نشود.
برخى كارشناسان معتقدند ناصر حجازى ديگر به عنوان مربى به فوتبال به ويژه استقلال برنمى گردد يعنى هواداران و عموم جامعه ديگر او را نمى پسندند حالا فكر مى كنيد در صورت خروج على فتح الله زاده از باشگاه استقلال دوباره شاهد حضور شما در استقلال باشيم
نمى دانم، يعنى دوست ندارم به اين موضوع فكر كنم من آرزو مى كنم يكى پيدا شود ۵ سال از من قاطعانه حمايت كند تا من تيمى بسازم كه درآمدش از ترانسفر بازيكن تامين شود اگر غير اين شد حاضرم نصف خرج و مخارج صورت گرفته را پس بدهم. براى اين كار حاضرم سند بگذارم.
ازاين كه در چنين شرايطى وقت مصاحبه اى مفصل را در اختيار ما گذاشتيد ممنون هستيم.
من هم از شما به خاطر اين مصاحبه متشكرم.
ريتم صحيح خبررسانى از دست رفته
متاسفانه با توجه به تعدد روزنامه هاى ورزشى، برخى از مطبوعات براى عقب نماندن از قافله و فروش بيشتر هر مطلبى كه مى خواهند مى نويسند و ريتم صحيح خبررسانى از دست رفته. در حال حاضر هر كسى مى تواند بدون تحصيلات آكادمى يا گذراندن دوره هاى خاص خبرنگارى، خبرنگار شود و تلاش مى كند با تندنويسى، اعتبار كسب كند. او مى تواند به آسانى يك تيم قدرتمند را بيمار كرده يا از يك تيم ضعيف كوركورانه حمايت كند. به هر كسى كه مى خواهد توهين كرده يا به هر شكل ممكن هواداران را عليه تيمش تحريك كند. كجاى دنيا به اين ترتيب عمل مى شود يك جوان به خود اجازه مى دهد با ظاهربينى و حكمى كه در اختيار دارد اذهان عمومى را تشويش كند
به آسانى با آبروى افراد بازى مى شود!
در اروپا وقتى تيمى مى بازد، خبرنگاران براى انجام مصاحبه بلافاصله پيش مربى يا بازيكن نمى روند چون مى دانند او در شرايطى نيست كه تمركز لازم را براى اين كار داشته باشد، براى همين صبر مى كنند تا آرامش لازم را به دست آورد اما در كشور ما كاملا برعكس عمل مى شود و برخى حتى بدون در نظر گرفتن شأن مخاطب با ادبيات ناپسندى درخواست گرفتن عكس يا مصاحبه دارند و مى گويند شما وظيفه دارى عكس بگيرى يا مصاحبه كنى. با اين وضعيت چطور انتظار داريد ورزش ما آينده روشنى داشته باشد در اينجا به آسانى با آبروى افراد بازى مى كنند، شما كه نمى توانيد عليه فردى هزار مرتبه شكايت كنيد. اگر هم اين كار را انجام بدهيد جريمه اى در كار نخواهد بود و ممكن است فقط روزنامه را تعطيل كنند.