مهرى رنجبر
Mehri Ranjbar
منصور برزگر تنها مدال كشتى آزاد ايران در المپيك ۱۹۷۶ مونترال كانادا را گرفت. او همه حريفانش در وزن ۷۴ كيلوگرم را پشت سر گذاشت تا به فينال برسد. به يك قدمى مدال طلا كه براى آن آماده شده بود اما در مسابقه با حريف ژاپنى يك باره ورق برگشت. با اينكه كشتى گير ايرانى فقط طلا را مى ديد و رفتن روى سكوى اول اما چى شيروداته او را برد تا انتقام باخت قبلى اش را هم گرفته باشد. برزگر به گفته خودش از نظر روحى آماده مسابقه فينال نبوده به همين خاطر نقره گرفت. نقره اى كه كابوس آن هنوز او را رها نمى كند و گاهى او را از خواب بيدار مى كند.
شما ۷ دور مسابقه داديد تا به فينال برسيد. يعنى از قبل خودتان را براى مدال المپيك آماده كرده بوديد
آماده كرده بودم تا طلا بگيرم. واقعا هم فكر مى كردم قهرمانى المپيك ۱۹۷۶ مونترال مال من است اما …
چه اتفاقى افتاد كه طلا نگرفتيد
از كشتى گير امريكا كه بردم و آمدم فينال، همه همان موقع مرا قهرمان مى دانستند و مدال طلا را براى من. حتى آن موقع برنامه هاى بعد از قهرمانى را مى چيدند كه از فلانى چه مى گيرى و چه مراسمى و … البته من همه حريفانم را برده بودم حتى كشتى گير ژاپنى را سال قبل ضربه كرده بودم اما در فينال من برنده نشدم.
چرا
شرايط مسابقه طورى بود كه من اصلاً در آن روز آمادگى روحى نداشتم. يعنى من را به زور روى تشك فرستادند تا كشتى بگيرم.
هنوز حسرت نگرفتن مدال طلا را مى خوريد
هنوز كه هنوز است بعضى وقت ها كه از خواب بيدار مى شوم، فكر مى كنم چرا طلا نگرفتم. هنوز كابوس آن موقع را مى بينم. طورى كه نمى خواهم به آن فكر كنم.
كشتى گرفتن با كدام حريف سخت تر از بقيه بود
من بدترين قرعه را داشتم. از دور اول كه روى تشك رفتم، كشتى هاى سختى گرفتم. در دور اول آشور على اف روسى را بردم، دور دوم پاولف بلغارى را با امتياز شكست دادم. دور سوم كيپ اسپانيولى كشتى گير ايتاليايى را ضربه كردم. دزديك امريكايى را با امتياز بردم و به چى شيروداته ژاپنى باختم و نقره نصيبم شد.
كشتى المپيك ۱۹۷۶ مثل حالا سطح بالايى داشت
در دهه ۷۰ اوج كشتى دنيا بود. جنگ جهانى تمام شده بود. همه روى كشتى سرمايه گذارى كرده بودند. تيم هاى زيادى آمده بودند، به خصوص اروپاى شرقى در اوج كشتى بود. به طور حتم آن موقع كشتى گرفتن در المپيك شرايط دشوارى داشت، خيلى سخت.
گرفتن مدال نقره در آن شرايط باز هم غنيمت بوده.
براى تيم ما كه همه با دست خالى برگشتند، مدال نقره خوب بود.
براى رفتن به المپيك در تهران مسابقه انتخابى داديد
در همه دوره ها ورزشكاران براى حضور در المپيك انتخابى مى دادند، ما هم مثل آنها. در آن زمان من با رضا طاهرى، گودرزى و مهديون مسابقه دادم. همه آنها حريفان خوبى بودند، نبايد هيچ كدام را دست كم مى گرفتم. پس مسابقه سختى بود.
جداى از فينال و شرايط سختى كه داشتى، خاطره ديگرى از المپيك ۱۹۷۶ برايتان مانده
وقتى كشتى ام تمام شد، گفتند ديگر كشتى ندارى. رفتم زير دوش لباس پوشيدم و مى خواستم براى استراحت بروم. مربيان آمدند و گفتند كه بيا بايد روى تشك بروى. اسمت را خوانده اند. من هم رفتم روى تشك و با كشتى گير آلمان شرقى مسابقه دادم. خيلى سخت بود اما مسابقه دادم.
براى شما كه تجربه كشتى گرفتن و مربيگرى در المپيك را داريد، كداميك سخت تر است، كشتى گرفتن يا مربيگرى
مربيگرى سخت تر است.
چرا
وقتى كشتى مى گرفتم، بر روى تشك براى خودم كشتى مى گرفتم اما وقتى مربيگرى مى كنم در واقع براى همه كشتى مى گيرم. اگر نتيجه آن هم باخت باشد كه ديگر من مقصرم.