فوتبال ایران / شناسه خبر: 74961 / تاریخ انتشار : 1396/2/23 00:37
|

قرارداد بلند مدت با استعدادهای دیده نشده / حرف حقی که خریدار ندارد

رضا شکاری آخرین بازیکن جوانی است که از فوتبال ایران به روستوف رفت و این‌بار ذوب‌آهن از درآمدزایی بی‌بهره ماند. محسن آجرلو به این روند و به این فاجعه اقتصادی در فوتبال حرفه‌ای انتقاد دارد.

ایران ورزشی آنلاینمحسن آجرلو / یک حرف‌ها و توصیه‌هایی انگار باید همیشه میان همین سطور و خانه پرش میان کلام کارشناسان فوتبال بماند. انگار هیچ وقت قرار نیست در ایران و لیگ برتری که شانزدهمین دوره‌اش را به پایان رسانده، حتی برای یک بار هم که شده اجرا شود.

نمونه‌اش همین قراردادهایی که باشگاه‌های ایرانی با بازیکنانشان و بخصوص جوان‌ترها می‌بندند. قراردادهایی که به ندرت دیده شده در هنگام جابه‌جایی بازیکن، شرایط به نفع باشگاه سازنده یا تیمی که او را در ویترینش به نمایش گذاشته، تمام شده باشد.
1. همین چند روز پیش بود که در ایران ورزشی از رقم هنگفت 11 میلیون دلاری رضایتنامه علیرضا جهانبخش نوشتیم. از اینکه او در 23 سالگی و در فصل دوم حضورش در آلکمار سه سال دیگر قرارداد دارد و حالا این باشگاه هلندی می‌خواهد به اندازه حقوق سالانه حداقل نیمی از تیم خود از رضایتنامه جهانبخش درآمد زایی کند. 11 میلیون دلار اگرچه برای بازیکنی مثل جهانبخش زیاد به نظر می‌رسد و ممکن است میزان آن کاهش پیدا کند اما در هر صورت تیم خریدار هم می‌داند که با جذب این بازیکن ایرانی می‌تواند با مدتی بازی دادن به او در لیگ جزیره، رقم بیشتری را برای رضایتنامه او بگیرد و او را به تیم دیگری بفروشد.
2. می‌توانیم کمی هم به گذشته دورتری برگردیم. خیلی هم دور نه، به پنج، شش سال پیش که سردار آزمون را کمتر کسی می‌شناخت. او در آن زمان بازیکن با استعداد گنبدی بود در تیم ملی جوانان که البته امیر قلعه نویی هم او را به سپاهان برده بود. سپاهان سردار پانزده، شانزده ساله را با قراردادی دو ساله به خدمت گرفت. دو سالی که سردار حتی یک بار هم برای سپاهان در مسابقات‌ مختلف به میدان نرفت و در نهایت هم در اردوهای تیم ملی امید چشم روبین کازان را گرفت و راهی روسیه شد. آن هم درست زمانی که قراردادش با سپاهان تمام شده بود! یعنی سپاهان نه از این نیروی جوان استفاده‌ای کرد و نه توانست درآمدی داشته باشد!

چرا آن سال سپاهان قرارداد بلندمدت تری با سردار نبست؟
3. یکی از بحث‌های داغ این روزهای فوتبال ایران حول محور جوان دیگری است که به تازگی نامش بر سر زبان‌ها افتاده. امید نورافکن که در نیم فصل دوم یکی از خوب‌های تیم متحول شده علیرضا منصوریان بود، حالا در دو راهی استقلال – تیم ملی امید قرار دارد و مشخص نیست در نهایت با استقلال در مرحله حذفی لیگ قهرمانان آسیا حضور پیدا می‌کند یا با تیم پیروانی به جام جهانی جوانان می‌رود. ما با این بخش ماجرا کاری نداریم. نکته‌ای که در مورد او اهمیت دارد این است که او هم شرایطی مانند سردار آزمون دارد.
درخشش نورافکن در نیم فصل دوم همین حالا تور بسیاری از باشگاه‌های داخلی و خارجی را برایش پهن کرده و طرفداران زیادی دارد. آن هم در شرایطی که به راحتی می‌تواند هر کجا که دلش خواست برود و دست تیم بزرگی مثل استقلال که به او میدان داده و سرعت دیده شدن او را چندین برابر کرده به جایی بند نیست. نورافکن در پایان فصل و پس از بازی‌های لیگ قهرمانان آسیا قراردادش با باشگاه استقلال تمام می‌شود و در نهایت آزادانه می‌تواند به هر باشگاهی که دلش خواست برود.
از این نمونه‌ها در فوتبال ایران به وفور یافت می‌شود. نمونه‌های ریز و درشت پرشماری از این دست قراردادها و بازیکنان در فوتبال ایران دیده می‌شود و انگار هیچ‌وقت هم قرار نیست تغییری در آن ایجاد کنیم. هیچ‌وقت نمی‌خواهیم ببینیم که روبین کازان از رضایتنامه سردار آزمون دو میلیون یورو به جیب زد و حالا روستوف حداقل می‌تواند آن را پنج برابر کند و سود کلانی از خرید خوب و موفقش ببرد.
4. بستن قرارداد بلند مدت با بازیکنانی که باشگاه‌ها از لیگ‌های پایین‌تر می‌آورند یا سن و سال پایینی دارند، یک معامله دو سر سود است؛ قراردادی است که یا سود هنگفتی را هنگام جدایی به باشگاه می‌رساند یا حداقل بازیکنی را برای مصرف خود تیم آماده می‌کند. از لحاظ هزینه هم پر واضح است که چنین بازیکنانی خواسته‌های حداقلی دارند و عطش دیده شدن اجازه نمی‌دهد رقم قابل ذکری را برای قرارداد‌های چهار، پنج ساله‌شان ببندند. پس خیلی حرف ناحقی نیست که بخواهیم تیم‌ها برای حفظ سود خودشان هم که شده با بازیکنانی که به توانایی و استعدادشان ایمان دارند قرارداد‌های بلند مدت ببندند و آن موقع با خیال راحت برای استفاده یا درآمدزایی از آنها برنامه‌ریزی کنند.

 

کلیدواژه

لیگ برتر فوتبال ایران

رضا شکاری

علیرضا جهانبخش

سردارآزمون

کانال تلگرام ایران ورزشی
captcha