یادداشت / شناسه خبر: 75204 / تاریخ انتشار : 1396/3/14 12:21
|

استقلال، شش روز بعد از ۶-۱ / فاجعه‌ی فراموش شده

وقتی می‌پذیریم که باخت 6 بر یک برابر رقیبی از امارات واقعه‌ای طبیعی است و باید با آن کنار آمد، یعنی یک باشگاه بزرگ را به سوی کوچک بودن مطلق سوق می‌دهیم.

ایران ورزشی آنلاین / سران باشگاه آبی آنچنان مشغول صحبت درباره خریدهای فصل بعدی هستند که انگار نه انگار دوشنبه شب در نمایشی اسفبار مبتنی بر بی‌کفایتی محض یکی از بزرگترین شکست‌های تاریخ فوتبال ایران را پی ریختند.

---

کمتر از 20 ساعت بعد از باخت ویران‌کننده 6 بر یک استقلال برابر العین امارات که سبب شد برد یک بر صفر آبی‌ها در دیدار رفت دود شود و به هوا برود و استقلال با تحمل بزرگترین شکست تاریخ شرکتش در لیگ قهرمانان آسیا با دوره 2017 این پیکارها وداع گوید، اخبار فعالیت‌های آقایان در بازار نقل و انتقال‌ها رسید که در آن تاکید شده بود استقلال به دنبال بازیکنانی در اندازه‌های مرتضی تبریزی و حسن‌ بیت‌سعید و بازپس‌گیری پژمان منتظری است. اگر اینها را پس از یک مسابقه معمولی می‌شنیدیم، جای گله‌ای نداشت اما وقتی طراحان همین جذب و استخدام‌های شاید خیالی (و شاید هم واقعی) فقط چند ساعت پیش از آن یک سرشکستگی بزرگ فنی را در زمین العین امارات پی ریخته بودند، چطور می‌توانستند آنطور بی‌تقاوت از فعالیت‌های فصل بعد بگویند.

قبلی‌ها چه فایده‌ای داشت؟
اصلا کدام فعالیت؟ مگر از طریق همین گونه فعالیت‌ها نبود که در «پیش فصل» سال گذشته هفت بازیکن تازه جذب استقلال شدند و از آن جمع مگر به جز کاوه رضایی کسی به طور وسیع به کار آبی‌ها آمد؟ علیرضا منصوریان استاد رشته آزمون و خطا که آنقدر سنگ علی قربانی را به سینه می‌زد و او را از نفت همراه با خود به جمع آبی‌ها آورده بود، در طول فصل چقدر از او استفاده کرد؟ به چه سبب او در طول فصل کمتر از هر کس دیگری به یعقوب کریمی اعتماد کرد و هر کسی را در پست تخصصی وی – پیستون چپ – با وسعت آزمود جز خود این بازیکن را؟ به چه سبب او ده‌ها بار و ده‌ها بار ترکیب خط دفاعی را به هم ریخت و هرگز به یک آرایش ثابت در این منطقه نرسید؟ چرا منصوریان پس از انواع مصدومیت‌های وریا غفوری به وی در مسابقه هولناک دوشنبه شب در زمین العین بازی داد و چرا هرگز نتوانست تکلیفش را با سیدمهدی رحمتی روشن کند. اگر رحمتی مشکلی ندارد چرا در وسط فصل او را در عین آمادگی جسمانی هر سه هفته نیمکت‌نشین‌ کرد و اگر این سنگربان پرسابقه نظر او را جلب نکرد، چرا بساط سیدحسین حسینی را هنوز پهن نشده جمع کرد؟

توفیق اجباری
منصوریان یک فصل سرشار از تضادها و چندگانگی‌ها را برای استقلال رقم زد. جوانگرایی نیم‌فصل دوم او البته بسیار ثمربخش بود و چندین و چند بازیکن مجرب برای امروز و فردا در دامان استقلال گذاشت اما این جوانگرایی نه از سر اختیار بلکه اجبار بود؛ موقعی که منصوریان ناگهان دید دو خرید درشت مسن نیم فصلش یعنی تیموریان و جباروف اجازه الحاق به جمع آبی‌ها به تصمیم فیفا را ندارند و قرارداد فسخ شده روزبه چشمی هم قابل تمدید نیست.
او حتی به اینکه ملی‌پوشان قبلی استقلال و مردان نیمه مسنی مثل رحمتی و حیدری همانی باشند که او می‌خواهد اطمینانی نداشت و در نتیجه به نسل جوان‌تر روی آورد که برای رسیدن به سطح بالاتر و مشهور شدن جانفشانی می‌کردند. آنها برای منصوریان این کار را نمی‌کردند. آنها با همت شخصی خودشان سر به آسمان می‌ساییدند و برنده استقلال بود که با بال‌های آنان به پروازی نسبی درمی‌آمد.
خوشبخت شده‌ها!
یک وجه دیگر کار استقلال که به مدیریت باشگاه مربوط می‌شد نیز مثل منصوریان و دستیارانش هرگز درست نشد. مدیرعاملی که در بدو ورود گفته بود استقلال بسیار خوشبخت شده که به مسوولی همچون او دست یافته 8 ماه بعد از گرفتن جای بهرام افشارزاده نمی‌داند باز از منصوریانی حمایت کند که سیاستگذاری غلط فنی‌اش پایه‌گذار اصلی ناکامی بزرگ دوشنبه شب بود یا به او پشت کند و به مربی دیگری روی بیاورد. آیا در این شرایط سخت رضا افتخاری اصولا قدرت انجام این کار را دارد و اگر وی بیش از حد روی ابقای منصوریان اصرار کند، آیا همراه با خود وی رفتنی نخواهد شد؟

اظهارنظرهای غیرعقلایی
در روزهایی که هواداران آبی به دو دسته تقسیم شده‌اند و عده‌ای باز هم طبل حمایت از منصوریان را به صدا درآورده‌اند و گروه دیگر رفتن او را الزامی می‌دانند مدیران درجه اول ورزش هم با موضعگیری نه چندان معقول اخیرشان ساز و کار تغییرات در باشگاه آبی‌پوش را دچار ابهام کرده و زبان منصوریان را حتی در روزهای تحمل تلخ‌ترین شکست خارجی تاریخ حیات استقلال فعال نگه داشته‌اند. وقتی مدیران ارشد ورزش عنوان می‌کنند که عملکرد استقلال مثل پرسپولیس مثبت و موفق بوده و دلیل آن را نایب قهرمان شدن آبی‌ها در لیگ برتر می‌دانند، دیگر چطور می‌توان به منصوریان خرده گرفت که با سیستم ما فوق احتیاطی‌اش ریشه تیم را در بازی دوم با العین زد و چگونه می‌توان به افتخاری گفت که برای استقلال باید مربیانی بهتر را سرکار آورد و به سران ورزش گوشزد کرد که مدیرانی قوی‌تر نیز برای گردش کارهای باشگاه نیاز است و اگر سیاست‌ها فقط حول محور تغییر اعضای هیات مدیره و ابقای افتخاری و منصوریان است، چه فایده و اثری از این تغییرات؟

واقعه‌ای طبیعی؟
از سران ورزش که طی سه چهار سال اخیر به طور متوسط هر شش ماه یک بار به دو هیات مدیره دو باشگاه بزرگ و پرطرفدار پایتخت دست برده‌اند، توقعی بیش از اظهارنظرهای اخیر نمی‌توان داشت اما وقتی می‌پذیریم که باخت 6 بر یک برابر رقیبی از امارات واقعه‌ای طبیعی است و باید با آن کنار آمد، یعنی یک باشگاه بزرگ را به سوی کوچک بودن مطلق سوق می‌دهیم و آن را عادی می‌انگاریم و به روی خودمان نیز نمی‌آوریم. انگار نه انگار که نابود شده‌ایم!
 

کلیدواژه

استقلال

کانال تلگرام ایران ورزشی
captcha