ورزش بین الملل / شناسه خبر: 75538 / تاریخ انتشار : 1396/4/24 15:26
|

دفاعیه‌ای برای بازیکنان حرفه‌ای/ انتخاب بین پول و وفاداری نیست

مورد وین رونی نمونه خوبی است تا نشان دهد تصوری که هواداران از وفاداری دارند برای بازیکنان صدق نمی کند.

ایران ورزشی آنلاین / سایمون کوپر / «سیزده سال این راز را حفظ کردم، من با بچه هایم در خانه پیژامه اورتون را می‌پوشیدم.» این حرف‌های رونی در بازگشت به اورتون از منچستریونایتد بود برای هوادارانی که بعد از رفتنش به اولدترافورد در سال 2004 از او متنفر شده بودند، اما رونی همیشه به باشگاهی که «از کودکی طرفدارش بود» عشق می‌ورزید.

اصلا موضوع پیژامه را فراموش کنید. اینکه از رونی یا هر بازیکن دیگری بخواهید هوادار مادام العمر یک تیم باشد معنا ندارد، از طرف دیگر نمی‌توان خیلی راحت بازیکنان را طماع و پول پرست توصیف کرد. هواداران کمتر عذاب می‌کشند اگر این واقعیت را بپذیرند که بازیکنان گونه زیستی متفاوتی هستند. عملا وقتی یک بازیکن با یک باشگاه حرفه‌ای قرارداد می‌بندد دیگر مثل یک هوادار فکر نمی‌کند و همه ما اگر جای آنها بودیم شاید همان کار را می‌کردیم.

رونی در یک خانواده طرفدار اورتون به دنیا آمد که می‌خواستند نامش را آدرین بگذارند به خاطر بازیکن دهه 80 اورتون، آدرین هیت. نخستین بار در دوران نوزادی در حالی که شش ماه بیشتر نداشت به گودیسون پارک رفت تا بازی اورتون را ببیند. وقتی 9 ساله بود، به مهاجم نوک باشگاه، دانکن فرگوسن نامه نوشت که او نباید در زندان باشد.

او حتی در آزمایش‌های لیورپول با پیراهن اورتون شرکت کرد، غرضی نداشت؛ لباس بعد از مدرسه‌اش این بود. لیورپول هم بی توجه به این لباس از او خوشش آمده بود و خواست هفته بعد دوباره بیاید. در همین هنگام، اورتون به او فرم‌های «پسر مدرسه ای» را داد و رونی با باشگاهی که عاشقش بود، قرارداد بست هرچند خودش در کتاب زندگینامه‌اش اینگونه اعتراف می‌کند: «اگر لیورپول زودتر قرارداد می‌بست و کار را به هفته بعد موکول نمی‌کرد به این تیم می‌رفتم و یک قرمز می‌شدم.» دیگر هواداران اورتون مثل رابی فاولر، استیو مک منمن و جیمی کاراگر همین اتفاق برایشان افتاد.

رونی جوان اما همچنان مثل یک هوادار رفتار می‌کرد. او بعد از اینکه در فینال جام جوانان انگلیس برای اورتون گل زد و تیمش را به قهرمانی هدایت کرد، پیراهنش را بالا زد و روی تی شرت او نوشته بود: «یک بار آبی، همیشه آبی«.

محیط کاری فوتبال حرفه‌ای معمولا بی رحم و غیرقابل اعتماد است چون باشگاه‌ها به بازیکنان به چشم یک شیء نگاه می‌کنند که قابل خرید و فروش است. وقتی رونی نوجوان نخستین قرارداد خود با اورتون را امضا کرد، بهت زده بود از اینکه صد آدم رسانه‌ای و 12 فیلمبردار و عکاس دعوت شده‌اند. آنقدر هول شده بود که با بطری آب خورد و دیوید مویس در گوشش زمزمه کرد: «از آن لیوان لعنتی استفاده کن!»

جدایی استعداد جوان از تیم محبوب دوران کودکی محصول فوتبال حرفه‌ای است و بیشتر دردناک. مثلا فرانک لمپارد وقتی گفت حس خاصی نسبت به وستهم ندارد به شدت مورد توهین هواداران این تیم لندنی قرار گرفت. البته بازیکنانی هستند که هرگز نمی‌روند: پائولو مالدینی، فیلیپ لام، ژاوی، پل اسکولز و رایان گیگز را ببینید، آنها را به‌عنوان «خادمان وفادار» باشگاه‌های‌شان می‌ستایند اما درست‌تر این است که بگوییم آنها در یک رابطه خوب کارفرما-کارگر بودند، در بهترین تیم‌های اروپا بازی می‌کردند و بیشترین دستمزد را می‌گرفتند پس چرا باید می رفتند؟

گیگز بهترین‌ها را در اختیار داشت و حتی در دوران افت و بعد از بازنشستگی، منچستریونایتد به او پیشنهاد شغل داد. اگر اسکولز می‌خواست تا آخر برای باشگاهی بازی کند که در کودکی حمایتش می‌کرده، باید 20 سال برای اولدهام اتلتیک بازی می‌کرد. اگر رونی هم در یک تیم بزرگ کارش را شروع کرده بود، شاید آنجا می‌ماند و حالا «وفادار» تلقی می‌شد اما وقتی 18 سالش شد برای اورتون زیادی خوب بود و رفت. برعکسش را تصور کنید، اگر او به اندازه کافی برای اورتون خوب نبود، باشگاه بی توجه به آنکه هوادار همیشگی باشگاه بوده او را کنار می‌زد. یونایتد رونی را کنار گذاشت وقتی دیگر به اندازه کافی خوب نبود و جای تعجب نیست که بازیکنان هم در قبال باشگاه‌ها همین کار را بکنند.

اما هواداران اورتون این را نپذیرفتند. یک روز بعد از رفتن به یونایتد، در خانه‌اش یک برنامه تلویزیونی را تماشا می‌کرد که در آن به خائن طماع، موش و چیزهای دیگر تشبیه شد. در نخستین بازگشت به گودیسون پارک با یونایتد، هواداران اورتون هر بار که توپ به پایش می‌خورد، او را هو می‌کردند. این کار سال‌ها ادامه داشت. بازیکنان هم انسان هستند بنابراین رونی با بوسیدن آرم یونایتد روی پیراهنش مقابل هواداران اورتون، تلافی می‌کرد. شاید بعد از آنکه به خانه می‌رفت، با پیژامه اورتون می‌خوابید اما چندان عجیب نیست چون بخشی از وجودش همچنان به ریشه‌هایش تعلق داشت هرچند یک ورزشکار حرفه‌ای محسوب می‌شد.

هواداران غالبا تصور می‌کنند بازیکنان تاجرانی هستند که هر باشگاهی پول بیشتری به آنها بدهد، جذبشان می‌کند. اگر اینطور بود رونی خیلی وقت پیش به چین می‌رفت با دستمزدی که در اروپا خوابش را هم نمی‌دید. در واقع، اینکه لیگ چین نتوانسته بازیکنان درجه یک زیادی را جذب کند، نشان می‌دهد انگیزه اصلی تعداد کمی از ستاره‌ها پول است.

هواداران و رسانه‌ها بیشتر این موضوع را در یک چارچوب می‌بینند: اینکه بازیکن یا وفادار است یا پولکی اما بازیکنان اینطور فکر نمی‌کنند و در واقع قرار نیست بین عشق و پول یکی را انتخاب کنند. فقط گوش کنید به حرف‌هایی که درباره خودشان می‌زنند، اینکه حرفه‌ای هستند و دوران کاری خود را دارند. مثل حرفه ای‌ها در تمام رشته‌های دیگر که به دنبال موفقیت هستند و اگر به آن برسند، پول هم خودش می‌آید. باشگاه را کارفرما می‌پندارند و به کارفرمایی ملحق می‌شوند که فکر می‌کنند با آن راضی‌تر و مفیدتر هستند و بهتر می‌توانند به اهداف خود برسند اما نگاه کاملا متفاوت هوادار این است که بازیکن تمام عمرش را در یک تیم سپری کند که از نظر او یک موسسه جادویی است.

بازیکنان تلاش می‌کنند با بوسیدن آرم باشگاه یا ادعای هواداری مادام العمر دل هواداران را به دست آورند اما وقتی می‌روند از سوی هواداران سرزنش می‌شوند و این باعث می‌شود علیه هوادارانی که درکشان نکرده اند، موضع بگیرند. رونی در سال 2010 یونایتد را به جدایی و رفتن به منچسترسیتی تهدید کرد. او می‌توانست در سیتی خیلی بیشتر بگیرد اما در مجموع به خاطر شانس قهرمانی با یونایتد، محیط آشنا و البته دستمزد عالی ترجیح داد بماند، به جای طمع بگویید نگاه حرفه ای.

بسیاری از هواداران یونایتد نتوانستند او را ببخشند، یک گروه بنر «برو به سیتی و بمیر» را در خانه‌اش نشان دادند. هواداران قیاس مع الفارق با سر بابی چارلتون کردند که از نظر آنها «خادم وفادار» بود اما این مقایسه‌ها با نسل‌های گذشته درست نیست.

قبل از قانون بوسمن در سال 1995 که به بازیکنان آزادی انتقال فوق‌العاده‌ای بخشید، آنها بیشتر زندانی بودند تا وفادار. آنچنان بازار نقل و انتقالاتی نبود که بتوانند از آن بهره بگیرند. بازیکنان مدرن از قدیمی‌ها بدتر نیستند فقط در چارچوب فوتبال مدرن عمل می‌کنند. هواداران انگلیسی گویا یادشان رفته که رونی بهترین بازیکن کشورشان در 40 سال اخیر بوده که اینقدر با چوب بی وفایی بر سر او می‌کوبند.

در بازگشت او به اورتون، باشگاه در توییتر نوشت: «یک بار آبی... # به خانه خوش آمدی وین» پیام غلطی بود. اگر فوتبال بتواند این را جا بیندازد که بازیکنان برای هر تیمی که بازی می‌کنند، دوستش دارند آن وقت دیگر هواداران همیشه ناامید و ناراحت نخواهند بود.

مترجم: سیدعلی بلندنظر

کلیدواژه

وین رونی

اورتون

captcha