یادداشت / شناسه خبر: 76196 / تاریخ انتشار : 1396/7/16 13:21
|

کادر فنی استقلال با کدام ایده؟ / دستیار، سرمایه‌ای برای آینده

سعید زاهدیان / زمان برای پرسپولیس سوخت اما استقلال دقیقا در مقطعی قرار دارد که می‌تواند با انتخاب دستیاران درست، از پولی که می‌پردازد نهایت استفاده را ببرد.

ایران ورزشی آنلاینسعید زاهدیان / تومیسلاو ایویچ نخستین مربی نامداری بود که پس از انقلاب پا به فوتبال ایران گذاشت. عمر مربیگری ایویچ در ایران کوتاه بود؛ او پس از کودتای رم، همان شکست سنگین 7 بر یک تیم ملی پیش از آغاز جام جهانی از کار برکنار شد اما نمی‌توان از تاثیر عمیق او بر فوتبال ایران چشمپوشی کرد. نسل طلایی آن سال‌ها، آموزه‌های جدید و تازه‌ای از ایویچ برای خود ذخیره کردند. نتیجه تفکرات تازه ایویچ، نتایج و بازی‌های خوبی بود که در فرانسه از تیم ملی دیدیم تا بعد از جام جهانی همه متفق‌القول اعتراف کنند که آن بازی‌ها محصول کار ویژه مرد یوگسلاو بود. بازیکنان آن دوره بعدها با حسرت از جدایی زودهنگام این مربی سخن گفتند و بر این باور بودند که اگر با او به جام جهانی می‌رفتیم، چه بسا تیم ملی نتایج بهتری می‌گرفت و از گروه خود صعود می‌کرد.

ایویچ تنها یک مربی نبود، بلکه مربیان کروات او را بنیانگذار یک مکتب بزرگ در فوتبال یوگسلاوی سابق می‌دانند که تاثیر عمیقی بر مربیان نسل بعدی داشت. برانکو یکی از مربیان مکتب ایویچ است و همواره از او با احترامی ویژه یاد می‌کند. آن روزها فوتبال ایران بی‌تجربه و فاقد برنامه‌ریزی بود و الا بهره بهتری از ایویچ گرفته می‌شد؛ وقتی بازیکنان آن نسل – از دایی، خداداد، مهدوی‌کیا، استیلی و منصوریان بگیرید تا پاشازاده، خاکپور، محمدخانی و میناوند – آموزه‌های تازه و مدرنی از این مربی یاد گرفتند که تا سال‌ها روی فوتبال آنها تاثیرگذار بود، حتما اگر یک یا دو مربی جوان و با استعداد کنار دست ایویچ قرار می‌گرفت، در کنار نتیجه خوب در جام جهانی 98 و سرازیر شدن فوتبالیست‌های ایرانی به لیگ‌های اروپایی، بی‌شک فوتبال ایران صاحب مربیان جدیدی می‌شد که در مکتب ایویچ اصول و مبانی مربیگری را فرا می‌گرفتند اما افسوس که قدر این مربی بزرگ را ندانستیم و علی‌رغم پرداخت دستمزد او، آنچنان که فوتبال ایران می‌توانست از او بهره نبردیم.
ورود مربیان خارجی نامدار به ایران با ایویچ آغاز شد و پس از او بلاژویچ – بعد دستیارش برانکو – هدایت تیم ملی را برعهده گرفتند. در تمام سال‌هایی که این مربیان در تیم ملی مشغول کار بودند، کسی در فوتبال ایران به فکر آینده مربیگری تیم ملی نبود تا کنار این مربیان خارجی، مردان جوان و مستعدی قرار گیرند که بعدها تبدیل به مربیان خوبی شوند.
نگاهی به دستیاران ایرانی تیم ملی در آن سال‌ها نشان می‌دهد که ما تنها برای رسیدن به جام جهانی سراغ مربی خارجی رفته بودیم و اهداف دیگری از استخدام این مربیان در ذهن نداشتیم.
پس از پایان دوران مربیان کروات، نوبت به مربیان ایرانی رسید که همگی در تیم ملی ناکام ماندند تا سرانجام فوتبال ایران با کارلوس کی‌روش به توافق رسید. کی‌روش در شرایطی هدایت تیم ملی را برعهده گرفت که فوتبال ایران به دلیل نتایج ضعیف و ناامیدکننده، در بحران ناکامی فرو رفته بود و مدیران وقت فدراسیون تنها با هدف جبران حذف از مقدماتی جام جهانی آفریقای جنوبی و جام ملت‌های قطر، با کی‌روش قرارداد بستند. برحسب اتفاق، بی‌آنکه عقل و تدبیری پشت کادر فنی تیم ملی باشد، برای مدت کوتاهی علیرضا منصوریان – که از کادر فنی قبلی همراه تیم ملی بود – با کی‌روش همکار شد و بارها اعتراف کرده که از کی‌روش چیزهای تازه‌ای یاد گرفته که در مربیگری او اثر فراوانی داشته؛ فارغ از ناکامی منصوریان در استقلال، او در نفت تهران و یا فصل گذشته در استقلال، نتایج خوبی گرفت و از آنجا که پیگیر مربیگری در فوتبال بود، به اهداف خود – یعنی نشستن روی نیمکت تیم‌های لیگ برتری و بعد هدایت استقلال – رسید. پس از منصوریان اما هیچ‌گاه در تیم ملی شرایطی برای مربیان جوان ایرانی مهیا نشد و فدراسیون فوتبال برنامه‌ای در این باره نداشت که اگر داشت، نه مارکار آقاجانیان، نه مجید صالح، نه امید نمازی و نه حتی علی کریمی گزینه‌هایی نبودند که آینده‌ای برای مربیگری آنها متصور باشیم. در این میان تنها جواد نکونام – آن هم براساس برنامه شخصی – پس از خداحافظی از فوتبال به کادر فنی اضافه شد که او هم به دلیل نبود برنامه و آینده‌نگری در خصوص پرورش مربیان تازه، به سادگی از تیم ملی کنار گذاشته شد تا عملا در این سال‌ها از کنار کی‌روش مربی تازه‌ای ساخته نشود.
با این مقدمه طولانی، سراغ استقلال تهران می‌رویم که به تازگی وینفرید شفر را استخدام کرده و پس از چند روز، بحث درباره دستیاران مرد باتجربه آلمانی ادامه دارد. در این مدت صحبت از فرهاد مجیدی بود که شفر با او برای دستیاری به توافق رسید اما مدیریت باشگاه به دلیل انتقادهای قبلی فرهاد، این تصمیم بزرگ شفر را وتو کرد اما بدتر از مخالفت با این تصمیم، معرفی اعضای کمیته فنی به عنوان دستیار است که با مخالفت مرد آلمانی مواجه شده است. باشگاه استقلال که برنامه‌ای برای ساختن مربی ندارد، می‌کوشد تا سیروس دین‌محمدی و بیژن طاهری را به شفر تحمیل کند اما بی‌تعارف برای کدامیک از آنها آینده‌ای در مربیگری متصور هستید؟

باشگاه استقلال می‌تواند از شفر چند جانبه بهره بگیرد، اگر در انتخاب کادر ایرانی کمی باهوش باشد و آینده‌نگرانه به مساله نگاه کند. تا امروز در فوتبال ایران برای رفع نیازهای فنی، سراغ مربیان خارجی رفته و به واسطه آنها نتایج خوبی گرفته و بازیکنان باکیفیتی توسط این مربیان ساخته شده‌اند اما دریغ از پرورش یک مربی که محصول حضور مربیان خارجی باشد. حکایت «ماهی» و «ماهیگیری یاد دادن»، حکایت مربیان خارجی در فوتبال ایران است. آنها برای ما نتیجه می‌گیرند اما اینکه نتیجه گرفتن در فوتبال چه رمز و رازهایی دارد، هیچ‌گاه دغدغه ما نبوده چرا که هرگاه به مشکل می‌خوریم و کارمان به بن‌بست می‌رسد، ساده‌ترین راه را انتخاب می‌کنیم و با استخدام مربی خارجی، تنها در فکر کسب نتیجه و فرار از بحران هستیم، در حالی که می‌شود از یک مربی خارجی، خیلی بیشتر از برد و صعود بهره گرفت، اگر به آینده هم نیم نگاهی داشته باشیم و به این فکر کنیم که سرانجام این مردان خارجی می‌روند، مربی خارجی را تنها برای تمرین دادن و بردن نمی‌خواهیم.
باشگاه پرسپولیس در این سال‌ها استفاده درستی از برانکو نداشت و کریم باقری در کادر فنی قرار گرفت، در حالی که باقری سال‌ها از بی‌علاقگی خود به شغل مربیگری می‌گفت و پرسپولیس اگر نقشه‌ای در این زمینه داشت – که نداشت – در تمام این سال‌ها باید از بازیکنان تازه بازنشسته شده و علاقه‌مند خود کنار دنیزلی، آری‌هان و برانکو استفاده می‌کرد.
زمان برای پرسپولیس سوخت اما استقلال دقیقا در مقطعی قرار دارد که می‌تواند با انتخاب دستیاران درست، از پولی که می‌پردازد نهایت استفاده را ببرد؛ یک کلام، در کنار ماهی، ماهیگیری هم بیاموزد و برای فردای مربیگری استقلال، نقشه‌های خوبی بکشد تا وقتی منصوریان به نقطه پایان می‌رسد، با بحران مربی مواجه نشود.

 

عکس‌ها: مهدی بلوریان / فارس

کلیدواژه

استقلال

کانال تلگرام ایران ورزشی
captcha