ورزش بین‌الملل / شناسه خبر: 76669 / تاریخ انتشار : 1396/10/20 15:06
|

سرخیو آسنخو؛ تسلیم‌ناپذیر

دروازه‌بان ویارئال پس از چهارمین جراحی رباط صلیبی یکشنبه توانست دوباره در لالیگا بازی کند. او احساسش درباره این مصدومیت های سخت و بازگشت دوباره را بیان کرده است.

ایران ورزشی آنلاین / سرخیو آسنخو یکشنبه شب توانست مقابل دپور دوباره درون دروازه ویارئال بایستد. او هفته گذشته مقابل پونفرادینا در جام حذفی 90 دقیقه بازی کرد، ولی یکشنبه نخستین بازی‌اش در لالیگا را پس از یک سال تجربه کرد. رباط زانوی این دروازه‌بان 28 ساله زمستان گذشته در بازی مقابل رئال مادرید پاره شد و او حدود یک سال مشغول درمان بود.  آسنخو اما بازیکنی معمولی نیست و مصدومیتش هم یک اتفاق عادی نبود. او برای چهارمین بار جراحی رباط صلیبی را تحمل کرده و توانسته آن را پشت سر بگذارد. زانوی پای راست او سه بار جراحی شده و زمستان سال گذشته نوبت رباط صلیبی زانوی چپش بود که پاره شود. این تعداد مصدومیت می‌تواند هر بازیکنی را تسلیم کند و به فکر خداحافظی بیندازد، ولی آسنخو هر بار با آن روبه‌رو شده و قوی‌تر از قبل برگشته. او بعد از بازی هفته گذشته مصاحبه‌ جذابی با مارکا داشت.

بعد از چهار بار پارگی رباط قبل از شروع بازی با پونفرادینا چه احساسی داشتی؟

خیلی خوشحال بودم. موقع گرم کردن همان حس آشنای قدیمی برگشت. حضور در ورزشگاه همراه با هواداران فوق‌العاده بود. بازی مهمی بود و بابت تلاشی که برای بازگشت انجام دادم احساس غرور می‌کردم.

می‌دانستی که تبدیل به یک الگو شده‌ای؟
 مردم این را به من می‌گویند. خیلی‌ها برایم می‌نویسند، زنگ می‌زنند یا در خیابان به من می‌گویند که پشت سر گذاشتن این مصدومیت‌ها آسان نبوده. فکر می‌کنم هر کس دیگری هم جای من بود همین کار را می‌کرد. به‌عنوان یک بازیکن عادی نیست که بعد از چهار جراحی رباط برگردید، ولی این مسیری است که باید طی می‌کردم و آن را با خوشبینی پشت سر گذاشتم.

نمونه‌هایی شبیه تو در دنیای فوتبال زیاد نیست...
 جوزپه روسی هست که به تیم جنوا برگشته. همه چیز به ذهن و اراده بستگی دارد و همه این قدرت را دارند.

پارگی رباط صلیبی دردناک است؟
 مصدومیت دردناک نیست، ولی تحملش برایم سخت بود. من در بهترین شرایط دوران حرفه‌ای بودم و به تیم ملی برگشته بودم. حادثه عجیبی نبود، ولی برایم دردناک بود که همه چیز را از نو شروع کنم.

وقتی صبح بیدار می‌شوی و جای بخیه‌ها را می‌بینی به چه فکر می‌کنی؟
 این زانوها مرا به اینجا رسانده‌اند. باید آنها را درمان می‌کردم. وقتی آنها را می‌بینم، یاد خودم به‌عنوان یک دروازه‌بان می‌افتم. با همین زانوها توانستم ده سال در لالیگا بازی کنم. دیدن جای جراحی مرا اذیت نمی‌کند.

چه چیزی به تو انگیزه می‌داد؟ روانشناس، مربی یا مثلا یک کتاب؟
 نیازی به کمک خارجی نداشتم، ولی اگر لازم بود با کمال میل می‌پذیرفتم. در هر کدام از مصدومیت‌ها خانواده، همسرم و دوستان کنارم بودند. اگر آنها از شما حمایت کنند، کارتان آسان‌تر است. کارتان زمانی سخت می‌شود که گوشه‌گیر شوید و هر روز با خودتان فکر کنید چرا این اتفاق افتاد. برای من اینطور نشد. گریه کردم و ناراحت بودم، ولی روز بعد به تمرین برگشتم.

روند درمان تو به خوبی طی شده.
 خوش‌شانس بودم که فقط رباط صلیبی‌ام آسیب دیده بود. وقتی مینیسک یا بقیه رباط‌ها آسیب می‌بینند کارتان سخت می‌شود.

در میان این چهار مصدومیت‌‌ کدام بدتر بود؟
 سومی روی زانوی راست. اولی سخت بود. تحمل دومی کمی بهتر بود، چون می‌دانستم زانویم خوب نیست و ممکن است این اتفاق بیفتد. سومی وقتی اتفاق افتاد که در ویارئال بودم و از نظر ذهنی برایم خیلی سخت بود. برای اینکه استحکام زانویم بیشتر شود عمل جراحی متفاوت بود و درمان کمی بیشتر طول کشید. 9 ماه طول کشید که برگردم، ولی زانویم قوی‌تر شده بود.

ویارئال هم هرگز درباره تو دچار تردید نشد.
 من بازیکن قرضی بودم و آنها برای چهار فصل با من قرارداد بستند. من مصدوم شدم و آنها قرارداد من را با قراردادی پنج ساله جایگزین کردند. من دوباره مصدوم شدم و رییس باشگاه و پسرش به بیمارستان آمدند و درباره بازگشت من صحبت کردیم. آنها خیلی به من اعتماد داشتند و این خیلی کمک کرد.

ظاهرا بقیه دروازه‌بان‌ها هم به کمکت آمدند...

همه به من کمک کردند. پپه رینا، کاسیاس، ویکتور والدس، تر اشتگن که هر ماه برایم می‌نوشت. برایم مایه افتخار است که این دروازه‌بانان بزرگ به من پیام دادند.

تر اشتگن را می‌شناختی؟

او را نمی‌شناختم. ما همدیگر را در زمین ملاقات کردیم. او دید که همکارش رنج می‌کشد و به من کمک کرد.

 

---

برای کسانی که درباره تو تردید داشتند چه حرفی داری؟

 من بازیکن سختکوشی هستم که خیلی به فوتبال علاقه دارد و تسلیم نمی‌شود. من دروازه‌بانی هستم که هر وقت تصمیم بگیرم از فوتبال خداحافظی می‌کنم، نه وقتی که مصدومیت بگوید.

فکر می‌کنی بازیکن بدشانسی هستی؟
 نه. رسیدن به جایی که من هستم کار خیلی سختی است. موانع زیادی را پشت سر گذاشتم و بابت حضور در موقعیت فعلی، بازی در بالاترین سطح و حضور در تیم ملی افتخار می‌کنم.

تو به تیم ملی برگشتی و بعد مصدوم شدی. هنوز به بازگشت به تیم ملی اسپانیا فکر می‌کنی؟
 در زندگی باید هدف داشته باشید. می‌خواهم پیشرفت کنم و بهترین اتفاق برای یک بازیکن اسپانیایی دعوت به تیم ملی است. بعد از مصدومیت دوم فکر نمی‌کردم دعوت شوم، ولی این اتفاق افتاد. بعد از مصدومیت سوم نیز همینطور. چرا بعد از مصدومیت چهارم دعوت نشوم؟ من برای دعوت دوباره تلاش می‌کنم.

خوان لوپتگی، سرمربی تیم ملی ارتباطش با تو را حفظ کرده؟
 دل‌بوسکه و لوپتگی به ملاقات من آمدند. توجه آنها واقعا مهربانانه بود.

درباره بخت موفقیت اسپانیا در جام جهانی چه فکر می‌کنی؟
 اسپانیا بخت خوبی دارد. اگر آنها بتوانند همین سطح بازی و جاه‌طلبی را حفظ کنند، می‌توانند به هر رتبه‌ای برسند. من این را زمان حضور در تیم ملی متوجه شدم و امیدوارم در روسیه بهترین اتفاق برای آنها بیفتد.

لیبک کوتاه خبر
http://iran-varzeshi.com/76669
ایران ورزشی
captcha
تازه ها
بیشتر