یادداشت / شناسه خبر: 76670 / تاریخ انتشار : 1396/10/20 15:42
|

جستجو در ورزش دولتی: چرا سهراب مرادی خانه و شغل ندارد؟

فرشاد کاس‌نژاد / اقتصاد دولتی در ورزش به نگاه غیرحرفه‌ای منجر می‌شود. گریزی هم از این نگاه نیست. ذات اقتصاد دولتی و ناسازگاری‌اش با ورزش حرفه‌ای این قصه‌ها را برای ورزش می‌سازد.

ایران ورزشی آنلاینفرشاد کاس‌نژاد / سهراب مرادی، قهرمان المپیک در گفت و گوی امروزش با ایران ورزشی یک جمله بحث برانگیز گفت: «قهرمان المپیکم اما نه خانه دارم، نه شغل.» ریشه‌های این نقد از سوی ورزشکاران بزرگی که در رشته‌هایی با اقتصاد ضعیف فعالیت می‌کنند، کجاست؟ پی پاسخی برای این پرسش به فوتبال دولتی می‌رسیم.

این نگاه در ورزشکاران نامدار ایرانی و طرح هزارباره آن در رسانه‌ها همیشه بی‌پاسخ مانده یا با چند آپارتمان اهدایی و سکه پاسخ داده شده اما به این ماجرا باید از زاویه دیگری نگاه کرد. وقتی نهادهای دولتی یا وزارتخانه‌ها و بنگاه‌های اقتصادی دولتی در ایران فوتبال حرفه‌ای را رها نمی‌کنند و قیمت خدمات فوتبال در اقتصاد دولتی پیدا می‌شود و رقم‌ها نیز گزاف به نظر می‌رسند، ورزشکاران رشته‌های دیگر ورزشی دچار این پرسش می‌شوند که چرا یک قهرمان المپیک حتی از یک بازیکن متوسط فوتبال در ایران هم درآمد کمتری دارد؟ پرسش بیراهی هم نیست. وقتی دولت قرار است در ورزش حرفه‌ای همچنان تن به هزینه‌های بی‌بازگشت بدهد، چرا در ورزش‌های مدال آور ولخرج نیست؟
سهراب مرادی عمر حرفه‌ای‌اش را در وزنه‌برداری گذرانده، حضورش در این ورزش را دیوانگی می‌داند و چه بسا به سال‌های قهرمانی که با دستاورد اقتصادی بزرگی همراه نشده با تردید نگاه می‌کند اما این نگاه وقتی شکل گرفته است که ورزش حرفه‌ای را دولت‌ها اداره می‌کنند و سرمایه‌گذار ورزش حرفه‌ای، دولت‌ها هستند. فوتبال ایران اگر اقتصاد آزاد داشت، اگر بخش‌های خصوصی باشگاه‌ها را اداره می‌کردند، کدام ورزشکار از رشته دیگری می‌توانست منتقد هر هزینه‌ای در فوتبال یا هر ورزش پولساز دیگری باشد؟ یا کدام ورزشکار در رشته‌هایی که شاید در اقتصاد آزاد ورزش پولساز نباشد، دولت را موظف به پرداخت هزینه‌های این ورزش یا موظف به پرداخت پاداش به قهرمانان می‌دانست؟
اقتصاد دولتی در ورزش به نگاه غیرحرفه‌ای منجر می‌شود. گریزی هم از این نگاه نیست. ذات اقتصاد دولتی و ناسازگاری‌اش با ورزش حرفه‌ای این قصه‌ها را برای ورزش می‌سازد. ورزش‌ها باید به اندازه پایگاه اجتماعی، توجه عمومی و جذابیت‌های خود توانایی اقتصادی را در بازار آزاد ورزش بسازند و این یک جدل اقتصادی در ورزش است که حتی کمیته بین‌المللی المپیک را بارها به تجدید نظر درباره ورزش‌ها واداشته است. دولت‌ها البته شاید در برخی کشورها به رشته‌های مدال‌آور در المپیک کمک مالی کنند و البته زیرساخت‌های آن ورزش‌ها را برای علاقه‌مندانش می‌سازند اما این شیوه کمک مالی به ورزش‌ها جز اینکه چرخه واقعی اقتصاد ورزش بر اساس گرایش‌های طبیعی و انسانی را بر هم بزند و جز دست بردن در بازار آزاد ورزش نتیجه دیگری ندارد.
چرخ اقتصادی ورزش باید بر اساس گرایش مخاطب و خاستگاه اجتماعی هر رشته ورزشی بچرخد، نه بر هیچ اساس دیگری. دولت‌ها و نهادهای ورزشی دولتی باید بر اساس شناخت استعدادهای بومی زیرساخت‌های هر رشته ورزشی را فراهم کنند و گرایش‌های ورزشی را پدید آورند و همین دو کار خود به خود به ساز و کار رشد اقتصاد آن ورزش می‌تواند منجر شود، اگر مخاطبش را پیدا کند و اگر ثروت بسازد و بخش خصوصی را به سرمایه گذاری ترغیب کند.

 

کلیدواژه

سهراب مرادی

فوتبال دولتی

اقتصاد دولتی

کانال تلگرام ایران ورزشی
captcha