ورزش ایران / شناسه خبر: 76830 / تاریخ انتشار : 1396/12/9 20:39
|

المپیک زمستانی عرصه ما نبود / امنیت غیبت یا سرخوردگی شکست؟

نمایش 4 ورزشکار اعزامی ایران به پیونگ‌چانگ نزدیک به آمار متوسط مایل به ضعیفی هم نبود که برایشان پیش‌بینی می‌شد.

ایران ورزشی آنلاین / وصال روحانی / بازی‌های المپیک زمستانی 2018 که به مدت 14 روز در شهر پیونگ چانگ کره جنوبی جریان داشت، یکشنبه شب  پایان گرفت و نروژ با 14 طلا، 14 نقره و 11 برنز به رتبه نخست در جدول مدال‌ها رسید و آلمان هم که مثل نروژی‌ها 14 طلای زرین را فراچنگ آورده بود، به سبب نقره‌های کمتر (10 عدد) در جای دوم قرار گرفت و کانادا با 11 طلا، 8 نقره و 10 برنز سوم شد و یکی از نکات جالب سقوط آمریکا تا رده چهارم جدول به رغم پیشینه بارها قهرمانی در المپیک‌های زمستانی بود.

حاشیه‌نشینی در همان ابتدای کار

از آغاز هم بنا و تصور و توقع از ورزشکاران اعزامی ایران چیزی در حد کسب مدال و حتی قرار گرفتن در 20 رده اول ورزش‌های تخصصی‌شان نبود اما حتی در یک مدار واقع‌بینانه و براساس انتظارها و احتمال‌های منطقی نیز نمایش 4 ورزشکار اعزامی ما به پیونگ‌چانگ نزدیک به آمار متوسط مایل به ضعیفی هم نبود که برایشان پیش‌بینی می‌شد. در این مسابقات سمانه بیرامی، فروغ عباسی، سیدستار صید و محمد کیادربندسری در مواد متبوعه که جملگی به اسکی آلپاین (کوهستانی) مربوط می‌شد در همان مرحله نخست (مقدماتی) متوقف و حاشیه‌نشین شدند و با اینکه به همانجا رسیدند که تصور می‌شد اما از آنجا که با ناامیدی وارد صحنه شدند و با ناامیدی فزون‌تر عرصه را ترک گفتند، این فرضیه و سوال را قوت بخشیدند که چه اصراری بر شرکت‌شان وجود داشت.

با دست‌هایی خالی

تمام فدراسیون‌های ورزشی تابستانی و زمستانی که در المپیک‌های مربوطه حضور می‌یابند و ناکام و با دست‌های خالی از آن عرصه‌ها فارغ می‌شوند، این دفاعیه به ظاهر عقلایی را دارند که اگر مجوزها و سهمیه‌های شرکت را که کسب کرده‌اند کنار بگذارند و از آنها استفاده نکنند، اندک انگیزه ورزشکاران خود را برای ادامه فعالیت خواهند گرفت و آن ورزشکاران در ادوار بعدی با روحی نیمه مرده و اشتیاقی ناقص به میدان خواهند آمد و این مساله بر کل بیلان ورزشکاران آن رشته‌ها اثر منفی خواهد گذاشت.
در چنان شرایطی آنها پشتکار و پیگیری لازم را بروز نداده و در موج دلسردی موجود حتی در سال‌های پس از المپیک و قبل از المپیک بعدی نیز نخواهند درخشید و سرخوردگی اصل اول کارشان و پایه‌گذار نمایش‌های بعدی‌شان خواهد بود.
بدون اینکه نیازی به رد این فرضیه باشد، باید از مسوولان امر پرسید سرخوردگی ناشی از ایستادن در رده‌های آخر المپیک زمستانی و یا مسابقات قهرمانی جهان در رشته‌هایی چون اسکی آلپاین و لوژسواری و اسکی صحرانوردی شدیدتر و بیشتر و بدتر است یا حس ناامیدی و نارضایتی ناشی از صرفنظر کردن از حضور در مسابقات بزرگ اسکی و بازی‌های زمستانی؟ آیا بهتر است در تهران بمانیم و از سقوط شدید ورزشکاران خود جلوگیری کنیم و در نهایت حضوری هدفمندتر و موثرتر در ادوار بعدی این مسابقات و در زمانی که یقین کنیم سیاهی لشکر نیستیم و آمده‌ایم که تجربه‌ای موثر را پشت سر بگذاریم، پی‌ریزی کنیم. در هر دو حالت نتایجی عالی نمی‌گیریم اما در حالت دوم بیلان کارمان شبیه به سطوحی خواهد بود که از المپین‌ها توقع آن می‌رود و موجب حفظ آبرو خواهد بود.

رو به پیشرفت اما...

البته اسکی ایران در 15 سال اخیر روندی رو به رشد داشته و حتی در اسکی کوهستانی که مواد سخت و بسیار تخصصی و متعددی مثل مارپیچ، مارپیچ بزرگ، مارپیچ ویژه (کوچک)، داون هیل و کومباین (ترکیبی) دارد، در آسیا به برخی مدال‌ها و رتبه‌های محترم رسیده است و در برخی مواد دیگر ورزش‌های زمستانی نیز در سطح تورنمنت‌های بین‌المللی – ولو درجه سوم – آبروداری کرده است. با این حال این عرصه زمینه تخصصی ما نیست و برای حضوری قوی در آن به چنان کوشش و رنجی محتاجیم که معمولا در برنامه‌های آماده‌سازی عادی و عرف ورزش ما نمی‌گنجد و حتی اگر در دسترس ما باشد و سرانجام به آن برسیم، چنان زمان طولانی‌ را می‌طلبد که به نسل‌های فعلی کفاف نمی‌دهد و به نسل‌های آتی کشیده خواهد شد.

طعنه تلخ

این وظیفه مدیران ارشد ورزش است تا بساطی را بچینند که وقتی ورزشکاران ما از میدانی مثل المپیک برمی‌گردند مقابل این سوال منطقی و طعنه تلخ قرار نگیرند که آیا از تماشای (!) مسابقات و درخشش بسیار بیشتر رقبای خود راضی بوده‌اند و سفر خوشی برایشان بوده است یا خیر. مبرا ماندن از سوالات تلخ فوق فقط در صورتی محقق می‌شود که حضوری قوی در سطح مسابقه‌ای با کلاس و کارآیی المپیک‌ها داشته باشیم. میدانی که لااقل در عرصه‌های زمستانی سنخیتی با ما ندارد و ما را پیر کرده و جوانان البته تلاشگر ما را هم به منصب و مقامی نرسانده است، چنان که در ادوار مختلف مسابقات اسکی آلپاین، اسکی استقامت، بیاتلون، اسکیت سرعت، هاکی روی یخ و پاتیناژ قهرمانی جهان هم نرسانده و در آن عرصه‌ها هرگاه پا بر برف نهاده‌ایم سالم ماندن و آسیب ندیدن افراطی و ایستادن در رده‌های پایین‌تر از 50 (و حتی 70) بالاترین دستاورد ما بوده است.

خسرانی ماندگار

به واقع در تمامی این سال‌ها امنیت و اعتبار برخاسته از عدم حضور در این مسابقات ما را تشویق کرده است که از صدمات روحی و سرخوردگی شکست‌های مهلک بگریزیم و در خانه بمانیم و تاسفبار است که به دفعات این امنیت را نادیده گرفته و مثل پیونگ چانگ به سوی سرخوردگی شتافته‌ایم و ضررهای فراوان و ماندگار آن را هم متحمل شده‌ایم.
در پیونگ چانگ 3 هزار ورزشکار از 90 کشور صاحب ورزش‌های زمستانی بخت‌آزمایی کردند و هر کس به بهره‌هایی ولو کوچک رسید ولی شک داریم بهره‌های حاصله برای ما به سطح و اندازه و رده‌ای رسیده باشد که حضورمان و زخم‌های روحی ایجاد شده را توجیه کند.

اسکی مال پولدارها است!

این هم یادمان باشد که ورزش‌های زمستانی و منجمله اسکی در کشورمان کمترین رواج را دارند و به سبب گرانی چشمگیر قیمت ابزار و وسایل آن فقط قشر بسیار مرفه جامعه قادر به پرداختن به این ورزش‌ها هستند و یا افرادی که در اطراف دیزین و سایر ارتفاعات و مجموعه‌های زمستانی زندگی می‌کنند و اسکی جزیی از زندگی‌شان است و این هنر را نه به چشم یک ورزش بلکه به صورت یک الزام و راه تسهیل زندگی در منطقه مسکونی خویش می‌آموزند و با وسایلی بدوی به اجرای آن می‌پردازند و به همین سبب اسکی در کشورمان به خاندان‌های این افراد زحمتکش و اعضای مختلف این خاندان‌ها منحصر شده است و بچه پولدارها (!) هم که اسکی برایشان «مد» است، به لطف ثروت بیکران پدر در ارتفاعات پز اسکی کردن را می‌دهند و این سلسله مسایل سبب شده رویکرد قشر عادی و طبقه متوسط و کارگران و آنها که تشنه پیروزی و افتخارند به این ورزش به حداقل و حتی رقم صفر برسد.
به واقع مسوولیت اول سران ورزش به جای فرستادن هیاتی ولو کوچک به المپیک‌های زمستانی و تماشای  آخر شدن آنها در رشته‌های تخصص‌شان جور کردن زمینه‌ها و فرصت‌هایی است که اسکی و سایر ورزش‌های زمستانی را در کشورمان بسط بدهند و در درازمدت و مثلا در 20 سال به درجه‌ای از بهره‌دهی برسانند که بتوانند در المپیک‌ها نیز آبروداری کنند. اتفاقی که متاسفانه در پیونگ چانگ رخ نداد.

 

لیبک کوتاه خبر
http://iran-varzeshi.com/76830
ایران ورزشی
captcha
تازه ها
بیشتر