ورزش ایران / شناسه خبر: 79350 / تاریخ انتشار : 1397/4/15 02:45
|
پرونده ایران ورزشی: پرچم‌دار کاروان ورزش

وقتی یک ملت پشت سر تو رژه می‌روند

آزاده پیراکوه، محسن وظیفه و محسن آجرلو پرونده ویژه‌ای را برای انتخاب پرچم‌دار کاروان ورزش ایران نوشته‌اند. همه چیز درباره یک حس عجیب، درباره لحظه‌ای که انگار یک ملت پشت سر یک نفر رژه می‌روند.

ایران ورزشی آنلاین / محسن آجرلو / پرچمداری در تورنمنت‌های ورزشی اتفاق جدیدی نیست. اگر المپیک‌ها را از 1948 لندن به این طرف در نظر بگیریم، در تمام ادوار هم شاهد رژه تیم‌ها بوده‌ایم و هم حمل پرچم کشورها. رفته رفته و دوره به دوره هم انتخاب ورزشکار حامل پرچم مهم و مهم‌تر شده. هرچه جلوتر آمده‌ایم، پرچمدار شاخصه‌ها و خصوصیات بیشتر و مهم‌تری پیدا کرده و حالا هر کشور بنا بر اصول و دستور العمل‌های نانوشته خودش، پرچمدارش را انتخاب می‌کند.

دایره‌المعارف‌ها و فرهنگ‌های لغت را که کنار بگذاریم، پرچمدار یعنی نماینده یک ملت. طلایه دار سپاه ورزشکاران که از عهد عتیق هم یکی از یلان و بزن بهادرها عهده دارش بوده. امروز اما خبری از جنگ نیست. المپیک و بازی‌های قاره‌ای نمادی است از صلح و دوستی و منشور المپیک پر است از پیام‌های صلح آمیز. با این حال هنوز هم رژه هست و پرچمدار و ماجرای انتخاب پیش قراولی که نماد کاروان یک ملت و خصوصیات کشوری است که از آن می‌آید.
 
معیار‌های زیادی در تمام دنیا برای انتخاب پرچمدار وجود دارد. معیار‌هایی کلی نظیر اینکه ورزشکار باید نماد الهام بخش مردم کشورش باشد. کسی باشد که در کشورش و در میان دیگر ورزشکاران کاروان مقبولیت و محبوبیت داشته باشد و مهم‌تر از همه اینکه ورزشکار شناخته شده، مدال آور و در بالاترین سطح فعالیت کند. این آخری در بسیاری از کشورها یکی از مهم‌ترین عامل‌هاست و نقش بسیار تعیین کننده‌ای در انتخاب پرچمدار دارد.
 
پرچمدار باید نماد یک ملت باشد. در غرب اگرچه مدال‌ها و بخش ورزشی ماجرا خیلی اهمیت داشته و دارد، اما المان‌های دیگری هم بر این انتخاب‌ها تاثیر می‌گذارد. حالا هم که بهانه پرداختن به این ماجرا، انتخاب پرچمدار ایران در بازی‌های آسیایی جاکارتاست، سری به انتخاب‌های خودمان می‌زنیم. اینکه خیلی وقت‌ها المان‌های اخلاقی، مذهبی و حتی سیاسی هم در انتخاب‌هایمان تاثیر داشته و دارد. کم نبوده انتخاب‌هایی که این فاکتورها عامل اصلی بوده و همین حالا هم اگر فقط بر مبنای مدال پیش برویم، چند انتخاب محدود بیشتر نداریم.
 
همانطور که گفتیم، انتخاب پرچمدار در ایران کمی با کشورهای دیگر متفاوت است. همین امروز اگر قرار بر انتخاب چهره‌های شاخص و قهرمانان المپیک قبلی، برای پرچمداری در جاکارتا باشد، گزینه‌های زیادی نداریم. با این حال همواره گزینه‌های دیگری به دلایل مختلف وارد فهرست می‌شوند. گاهی وقت‌ها این انتخاب‌ها وجهه‌ای سیاسی پیدا می‌کند، مانند پرچم‌داری لیدا فریمان و هما حسینی در المپیک. گاهی هم دلایل خیلی دم دستی‌تر باعث این انتخاب‌ها می‌شد و نوبت به ورزشکارانی می‌رسید که در سطح دنیا خیلی شناخته شده نبودند، مثل صمد نیکخواه در بازی‌های آسیایی 2010 و علی مظاهری در 2006 دوحه.
 
پرچمداران کشورهای مختلف، تعبیرهای جالب و خواندنی از تجربه بزرگشان دارند. برخی آن را تجربه‌ای جادویی و غیر قابل فراموش عنوان می‌کنند. یکی هم گفته بود احساس غرور می‌کردم از حس راه رفتن یک ملت پشت سرم. در رسانه‌ها پر است از این تعابیر و اظهارنظرها. پس ماجرا ماجرای مهم و قابل تاملی است. گاهی هم خیلی مهم. برای همین هم قرار است از زوایای مختلف به این ماجرا البته از نگاه ایرانی شده‌اش بپردازیم.


 
قد بلند، چهره زیبا و تیپ خوب / قانونی نانوشته برای پرچمداران

بعضی وقت‌ها، کارهایی می‌کنیم و تصمیماتی می‌گیریم که دلایلش را خیلی بازگو نمی‌کنیم و کسی هم آنها را نمی‌پرسد. نمی‌پرسد چون واضح است و تقریبا همه آن را می‌دانند. در اصطلاح هم می‌گویند قانون نانوشته. یعنی جایی نوشته نشده و اگر طور دیگری رفتار شود، کاری خلاف عرف، شرع و قانون صورت نگرفته و خیلی هم کسی اعتراض نمی‌کند. با این حال خیلی کم اتفاق می‌افتد که خلاف عادت و یا همین قانون نا‌نوشته رفتار شود و گاهی هم اصلا نمی‌شود. مثل همین روبه‌رو نشدن ورزشکاران ایران با نمایندگان رژیم اشغالگر قدس که قانونی است نا‌نوشته که هیچ‌گاه نادیده گرفته نمی‌شود.
در ماجرای انتخاب پرچمداران هم یک قانون نانوشته و جالب وجود دارد. وقتی قرار است یک نفر نماینده یک ملت باشد و جلوتر از همه به نوعی ویترین کاروان یک کشور لقب بگیرد، باید ظاهر خوبی داشته باشد. قد و قامت و برای ورزشکاران زن داشتن زیبایی نسبی یکی از فاکتورهایی است که بدون تردید در تمام دنیا هم در نظر گرفته می‌شود؛ حتی در کشور خودمان.
این قانون نا‌نوشته را شاید تا امروز هیچ مسوولی بیان نکرده باشد اما تقریبا همگی رعایت می‌کنند. اصلا گاهی اوقات تنها همین فاکتور قد و قامت پرچم را دست برخی ورزشکاران داده و به‌عنوان نفر اول در مقابل کاروان ایران رژه رفته‌اند.
حالا جالب است که با توجه به برخی تفاوت‌های فرهنگی، در ایران هم این ماجرا حایز اهمیت است. فاکتور قد به طور جدی مد نظر مسوولان است و تا جایی که بتوانند، ورزشکاری بلند بالا را پرچمدار می‌کنند و برای بانوان میزانی از زیبایی ظاهری از الزامات سپردن این کار است.
با این حال در طول تاریخ، چه در کشورهای دیگر و چه در ایران، استثناهایی هم داشته‌ایم. آمریکایی‌ها در اواخر دهه هشتاد دونده کوتاه قامت‌شان را پرچمدار کردند، در دوره گذشته المپیک هم زهرا نعمتی روی ویلچر پرچمدار ایران بود. ورزشکاری که با عملکردش تقریبا از تمام زنان و حتی مردان ورزش ایران بلندتر بوده و هست. برای همین هم تمامی فاکتورها کنار رفت تا او پرچمدار کاروان ایران باشد. کار او آنقدر بزرگ بود که این قانون نانوشته به اتفاق آرا نادیده گرفته شود و بر‌خلاف تمام قواعد آخرین پرچمدار کاروان ایران شد.

 
از تلاش زنانه برای انتخاب پرچمدار خانم تا مخالفانی در هیات اجرایی
رفتارهای تبعیـض جنسیتی از سوی حامیـان بانوان

آزاده پیراکوه / دورهمی روسا و دبیران سابق کمیته هم بهانه‌ای است برای صحبت درباره پرچمدار. البته نه خیلی رسمی. تصمیم‌گیر در این حوزه هیات اجرایی کمیته ملی المپیک است اما همین که چند تایی از اعضای هیات اجرایی در این نشست هستند، طاهریان و فریبا محمدیان پیشنهاد می‌دهند که یکی از بانوان ورزشکار برای پرچمداری کاروان انتخاب شود. یکی دو نفری از اعضای هیات اجرایی هم نظر ممتنع دارند اما این پیشنهاد مخالفانی دارد. برخی از اعضای هیات اجرایی خیلی جدی ایستاده‌اند و می‌گویند نباید خانم انتخاب شود. یکی از اعضا می‌گوید: «نوبتی هم باشد، نوبت آقایان است. در المپیک پرچمدار ایران خانم بوده و حالا باید این فرصت در اختیار مردان گذاشته شود.»
یکی دیگر از اعضای هیات اجرایی هم تاکید دارد که زمان این گذشته که بانوان با اهداف غیر ورزشی برای پرچمداری کاروان ایران انتخاب شوند. او می‌گوید: «زمانی که لیدا فریمان یا هما حسینی انتخاب شدند، کشور به شدت از سوی برخی سازمان‌های بین‌المللی تحت فشار بود و ما باید می‌گفتیم که بانوان در کشور ما مورد توجه هستند، به همین خاطر پرچمدار را بی‌توجه به مدال آوری از بین بانوان انتخاب کردیم. در المپیک 1996 آتلانتا تنها ورزشکار خانم لیدا فریمان بود و به همین خاطر او انتخاب شد. در 2008 پکن هم تعداد ورزشکاران خانم که سهمیه گرفته بودند، بسیار کم بود و در نهایت قرعه به نام هما حسینی افتاد.» این مسوول که در انتخاب پرچمدار ایران در بازی‌های آسیایی جاکارتا نقش دارد، می‌گوید: «اما این دوره شرایط فرق می‌کند. ما نیاز نداریم که باز هم به این دلایل که گفتم، از بین بانوان انتخاب کنیم.»
در ادامه این صحبت یکی دیگر از اعضای هیات اجرایی هم می‌گوید که انتخاب خانم برای پرچمداری لوث شده است و باید از بین قهرمانان و مدال آوران المپیک یکی را انتخاب کرد.
صحبت این سه نفر حکایت از سه رای مخالف در نشست روز شنبه هیات اجرایی در مقابل نام بانوان دارد. البته هنوز افراد تاثیرگذار دیگری هم هستند که نظرشان را در این رابطه نگفته‌اند اما نگاه به فضای کلی یک پیغام دارد. بانوان این دوره شانس پایینی دارند. ضمن اینکه برخی رفتارها و عوامل در انتخاب بانوان به‌عنوان پرچمدار نیز کمی آزاردهنده است؛ حداقل برای بانوان. چرا که نگاه ابزاری زننده است و فرقی نمی‌کند این نگاه از طرف چه گروه و نهادی اعمال شود. اگر بانوان به خاطر افتخارها، موجه بودن، ارزش‌های اخلاقی و در نهایت شایستگی انتخاب شوند، بسیار دلنشین است اما اینکه صرفا جنسیت در راستای اهداف سیاسی، باعث انتخاب بانوان شود، بزرگترین تبعیض جنسیتی است که در حق بانوان صورت می‌گیرد و زمان آن رسیده که بانوان هم مقابل چنین رفتاری بایستند. پس بهتر است افرادی که معتقدند باید یک خانم پرچم ایران را در دست بگیرد، این استدلال که حضور زنان تبلیغ مثبتی برای کشور است را از بین استدلال‌های خود حذف کنند. مثلا اگر قرار است دست روی نام الهه احمدی بگذارند، بگویند الهه احمدی باید انتخاب شود چون یک قهرمان است؛ چون رفتار شایسته‌ای دارد و ورزشکار اخلاق مداری است و ... باید گشت و جز جنسیت چیزهای دیگری پیدا کرد مثل داشته‌های زهرا نعمتی که قطعا بسیار جلوتر از «زن بودنش» به چشم می‌آید.

این بار دوری کار الهه را سخت می‌کند
نوشتیم که بانوان به خاطر مخالفت برخی از اعضای هیات اجرایی، شانس بالایی برای پرچمداری ندارند اما یکی دو اسم هستند که نمی‌توان خیلی راحت از کنارشان گذشت و حتما در فهرستی که روز شنبه ارائه می‌شود، نامشان وجود دارد. اگرچه ممکن است در رای گیری نهایی قرار نگیرند و اعضا در موردشان به جمع ‌بندی نرسند. یکی از این نام‌ها الهه احمدی است. ورزشکاری که خیلی از مدیران تصمیم گیر ورزش به واسطه اخلاق پسندیده‌اش، برای او احترام قایل‌اند و در دو دوره اخیر، یکی از گزینه‌ها بوده اما به خاطر اینکه مسابقه‌های تیراندازی در روز نخست بازی‌ها (چه المپیک، چه آسیایی) برگزار می‌شده، هیچ وقت در فهرست قرار نگرفته اما امسال شرایط فرق می‌کند. مسابقه‌های تیراندازی دو روز بعد از افتتاحیه برگزار می‌شود اما یک دردسر وجود دارد. رقابت‌های تیراندازی در پالمبانگ برگزار می‌شود. البته افرادی که دنبال انتخاب الهه احمدی‌اند، در حال بررسی هستند تا ببینند که آیا می‌شود شب افتتاحیه الهه از جاکارتا به پالمبانگ برود یا اینکه این رفت و آمد در آمادگی بدنی و روحی‌اش تاثیر می‌گذارد؟ اگر پاسخ به سوال اول مثبت و به دومی منفی باشد، و در صورت اینکه اعضا به جمع ‌بندی برسند که خانم انتخاب شود، الهه شانس دارد اما نباید از دو بانوی دیگر هم چشمپوشی کرد؛ کیمیا علیزاده.

قد بلند، شانس کیمیا را بیشتر می‌کند

در کنار الهه احمدی، کیمیا علیزاده و شهربانو منصوریان هم هستند که نسبت به الهه، کمی متفاوت‌اند. برای بعضی از اعضای هیات اجرایی، مدال آوری در المپیک معیار مهمی است و در این شرایط کفه ترازو بین خانم‌ها به نفع کیمیا سنگین‌تر است ضمن اینکه کیمیا از نظر قد هم شرایط مناسبی دارد و هستند افرادی در هیات اجرایی که در تحلیل‌شان از شرایط روی این نکته دست می‌گذارند و می‌گویند قد بلند کیمیا یک فاکتور مهم است اما در مورد کیمیا مخالفت‌هایی هم وجود دارد. «بچگی» واژه‌ای است که برخی از اعضای هیات اجرایی در مورد کیمیا به کار می‌برند و می‌گویند او سن پایینی دارد و از نظر رفتار، با الهه احمدی تفاوت‌های زیادی دارد. پرچمداری کاروان ایران موضوع کوچکی نیست و باید بر عهده فردی گذاشته شود که به پختگی لازم رسیده باشد و بتواند به خوبی این مسوولیت را حس کند. البته با توجه به صحبت‌هایی که از اعضای هیات اجرایی شنیده می‌شود، این موضوع شانس کیمیا را کم نمی‌کند. اگر اعضای هیات اجرایی به این جمع ‌بندی برسند که از بین خانم‌ها، پرچمدار را انتخاب کنند و شرایط برای حضور الهه احمدی فراهم نباشد، کیمیا شانس بالایی پیدا می‌کند.


 

اما و اگرهای انتخاب پرچمدار کاروان / دو قهرمان برای یک پرچم

محسن وظیفه / یکی از نگاه‌هایی که در هیات اجرایی کمیته ملی المپیک در انتخاب پرچمدار کاروان ایران در بازی‌های آسیایی وجود دارد، قهرمان المپیک بودن این ورزشکار است. با توجه به این معیار حسن یزدانی، سهراب مرادی و کیانوش رستمی با توجه به مدال طلایی که در المپیک 2016 ریو کسب کردند، باید به‌عنوان پرچمدار ایران در این بازی‌ها انتخاب شوند. سه ورزشکاری که هر کدام ویژگی‌های خاصی دارند و انتخاب آنها می‌تواند شرایط خاصی را به همراه داشته باشد.

یزدانی قربانی می‌شود؟
حسن یزدانی یکی از چهره‌های شاخص ورزش ایران در سال‌های اخیر بوده. مدال طلای جهان در سال 2017 و مدال طلای بازی‌های المپیک 2016 و همچنین ویژگی‌های منحصر به فرد فنی و اخلاقی از او یک چهره ویژه در کشتی ایران ساخته و حالا این سوال را در ذهن خیلی‌ها به وجود آورده که چرا حسن یزدانی پرچمدار کاروان ایران در جاکارتا نباشد؟ قهرمانی دوست داشتنی که هم به لحاظ فنی و هم به لحاظ اخلاقی می‌توان گفت بهترین گزینه برای پرچمداری کاوران ایران در بازی‌های آسیایی است. البته درخشش او در کشتی ایران در این سال‌های اخیر او را به‌عنوان پیشقراول ورزش ایران معرفی کرده و شاید برای اعضای فدراسیون کشتی خیلی مهم نباشد که او پرچمدار باشد یا نه؟ اما انتخاب او به‌عنوان پرچمدار می‌تواند یک افتخار بزرگ دیگر را در کارنامه‌اش ثبت کند. ضمن اینکه همیشه در بازی‌های آسیایی مسابقات کشتی در روزهای آخر بوده و تیم در هفته دوم اعزام می‌شد اما در این دوره از همان ابتدای مسابقات کشتی گیران در جاکارتا حضور دارند که همین شانس حسن یزدانی را افزایش می‌دهد. در نقطه مقابل این ویژگی‌ها بحث حضور کشتی گیران در بازی‌های آسیایی است و اینکه تیم در چه زمانی راهی جاکارتا می‌شود و چه زمانی کشتی گیران باید روی تشک برود. نکته مهم دیگر بحث‌های اخیر رسول خادم است و باید دید که مواضع اخیر رسول خادم در این تصمیم هیات اجرایی تاثیر می‌گذارد یا نه؟ بعید نیست که مواضع اخیر رسول به شدت شانس یزدانی را کاهش بدهد.

حسرت سوریان برای سهراب؟
سهراب مرادی یکی دیگر از طلایی‌های ورزش ایران در بازی‌های المپیک 2016 بود. او در رشته وزنه‌برداری در این چند سال اخیر بسیار خوش درخشیده و علاوه بر اینکه مدال طلای المپیک و جهان را در افتخاراتش دارد، چندین بار رکورد جهان را جابجا کرده و در همین دوره از بازی‌های آسیایی هم حتما او به رکوردهای دنیا حمله می‌کند و رکوردهای جدیدی را به نام خودش ثبت می‌کند. خصوصیات اخلاقی منحصر به فرد سهراب مرادی و توانایی فنی‌اش از او به‌عنوان یکی از گزینه‌های جدی برای این مهم یاد می‌شود و حالا باید دید که آیا هیات اجرایی در تصمیم خود تا چه اندازه به این موارد توجه می‌کند. البته شنیده می‌شود که در هیات اجرایی عنوان شده که او قد کوتاهی دارد و به همین دلیل نمی‌تواند پرچمدار باشد اما دریغ از اینکه او با همین قد کوتاه چندین بار رکورد جهان را شکست. نکته مهم درباره سهراب مرادی این است که به احتمال زیاد در دوره بعد حضور ندارد و در عین شایستگی که دارد شاید این فرصت نصیب او نشود که پرچمدار کاروان باشد و این حسرت به دل ورزش ایران بماند که این قهرمان محجوب را در قامت پرچمدار ببیند. اتفاقی که برای حمید سوریان رخ داد. ورزشکاری که هفت طلای جهان و المپیک را دارد و در تاریخ ورزش ایران قهرمانی بی نظیر است اما هرگز این فرصت نصیب او نشد که پرچمدار کاروان ورزشی ایران باشد. کاش این حسرت به دل سهراب مرادی نماند.

چرا کیانوش نباید باشد
سومین فردی که قهرمان المپیک بوده و می‌تواند پرچمدار کاروان ورزشی ایران در جاکارتا باشد، کیانوش رستمی است. البته او از بین تمامی معیارهایی که برای پرچمدار بودن نیاز است، فقط یک مورد را دارد و آن قهرمان جهان و المپیک بودن است. کیانوش رستمی در مسابقات جهانی 2017 اگر چه اوت کرد اما طلای مهمی را در بازی‌های المپیک ریو کسب کرد و بعد از آن طلا هم بود که در آغوش آقای سجادی قرار گرفت تا رابطه خوب او با سرپرست کاروان ورزشی ایران هم به خوبی مشخص شود اما با همه این موارد رفتارهای کیانوش در سال‌های اخیر بزرگترین مانع بر سر راه انتخاب او قرار دارد. ورزشکاری که به نماد سرپیچی و نافرمانی از مربیان تیم ملی وزنه‌برداری تبدیل شده، چگونه می‌تواند به‌عنوان نماد ملت ایران در بازی‌های آسیایی، پرچمدار باشد؟ ورزشکاری که در یک سال اخیر در سه مسابقه اوت کرده و شاید در مجموع دو ماه هم در اردوی تیم ملی حضور نداشته و این حتما با معیارهای یک پرچمدار که باید نماد موفقیت یک کشور باشد، تفاوت زیادی دارد.


 
احسان حدادی و یک پوئن منفی

نام احسان حدادی این روزها در جمع اعضای هیات اجرایی زیاد شنیده می‌شود. مجید کیهانی تلاش زیادی می‌کند تا او پرچمدار شود اما برخی مسائل وجود دارد که ممکن است نام احسان را از صدر فهرست، پایین بکشد. اگر فاکتور قد و مسائل ظاهری در نظر گرفته شود، احسان شرایط خوبی دارد. از نظر مدال‌آوری هم او چیزی کم ندارد. هم مدال المپیک دارد، هم سه طلای بازی‌های آسیایی را با خود یادگاری برده و به جاکارتا می‌رود تا چهارمین مدال را کسب کند. پس تا اینجای کار 4 فاکتوری که مورد نظر اعضای هیات اجرایی است احسان به طور کامل دارد اما یکی، دو موضوع هست که اعضای هیات اجرایی را دو دل می‌کند. یکی از اینها، فاصله زمانی مسابقه احسان حدادی از افتتاحیه است. رقابت‌های دوومیدانی در هفته دوم برگزار می‌شود و در نتیجه اگر قرار این باشد که او پرچمدار باشد، احسان باید 10 روز زودتر راهی جاکارتا شود. نکته این است که شاید مربی احسان حدادی یا حتی خودش با این شرایط موافقت نکنند و این موضوع روی شرایط بدنی او برای مسابقه تاثیرگذار باشد. البته راه‌حلی مطرح شده به این ترتیب که اگر احسان انتخاب شود، او بعد از مراسم افتتاحیه، از جاکارتا به مالزی برود و چند روز باقیمانده تا مسابقه‌اش را در کمپی در کوالالامپور بماند اما به هر حال شرایط آب و هوایی مالزی هم مثل اندونزی است و شرجی بودن هوا ممکن است روی عملکرد احسان حدادی در طول 10 روز تاثیر بگذارد. ضمن اینکه احسان حدادی همیشه اینطور برنامه‌ریزی کرده که روز قبل از مسابقه‌اش به محل برگزاری رقابت‌ها رسیده است. با این حساب با اینکه احسان ویژگی‌های ظاهری و مدالی را دارد اما ممکن است اعضای هیات اجرایی روی او به اجماع نرسند.


منصوریان و سیفی هم گزینه شدند

یک خانم دیگر هم هست که نامش بین اعضای هیات اجرایی مطرح می‌شود. شهربانو منصوریان که نامه حمایتی علی نژاد به رییس کمیته ملی المپیک را پشت سر خود دارد. استدلالی هم که وجود دارد، منطقی است. ووشو فرصت حضور در المپیک را ندارد و ورزشکارانش فقط در بازی‌های آسیایی شانس حضور در مراسم رژه و افتتاحیه را دارند؛ فاکتوری که هم به نفع این رشته است، هم به ضررش تمام می‌شود. مثبت از این نظر که ممکن است به خاطر این محدودیت، برخی از این ایده حمایت کنند و منفی از این جهت که برخی بر المپیکی بودن رشته ورزشکاری که قرار است پرچمدار شود، بسیار تاکید دارند. با این حال شهربانو منصوریان هم طلای جهان را دارد و افتخاراتش کم نیست ضمن اینکه نام محسن سیفی هم مطرح است. محسن سیفی دو طلای بازی‌های آسیایی را دارد و این می‌تواند قدری به او کمک کند اما در مجموع با توجه به برخی مسائل، شانس بچه‌های ووشو در این روز که این مطلب نوشته می‌شود، کمی پایین‌تر از ورزشکاران دیگر است.


شنبه، معرفی پرچمدار

شنبه اعضای هیات اجرایی دور هم جمع می‌شوند تا پرچمدار ایران در بازی‌های آسیایی را انتخاب کنند. قرار است رییس کمیته ملی المپیک فهرستی را ارائه کند و در نهایت اعضا تصمیم بگیرند.  احسان حدادی، سهراب مرادی، حسین یزدانی، محسن محمد سیفی، کیمیا علیزاده، شهربانو منصوریان و الهه احمدی، نام‌هایی هستند که فعلا در این فهرست قرار دارند و نامشان از زبان اعضای هیات اجرایی شنیده می‌شود. فعلا بحث بر سر این است که خانم باشد یا آقا. از بین شش عضو هیات اجرایی که برای تهیه این مطلب با آنها صحبت کردیم، 4 نفر نظر مخالف روی بانوان داشتند و دو نفر می‌گویند توصیه مسوولان بالادستی این است که ورزشکار خانم انتخاب شود. با این شرایط باید دید شنبه کدام نگاه غلبه می‌کند؟


 

لیبک کوتاه خبر
http://iran-varzeshi.com/79350
ایران ورزشی
captcha
تازه ها
بیشتر